با بحراني شدن اوضاع عراق دريكي دو ماه گذشته ؛ بر اثر حمله نيروهاي " دولت اسلامي عراق وشام " موسوم به " داعش " به شهرهاي عراق وتصرف تعدادي از شهرها ؛ آقاي " مسعود بارزاني " رهبر دولت اقليم كردستان عراق فرصتي بدست آورد تا آرزوي ديرينه اش مبني بر اعلام استقلال كردستان عراق را علني نمايد وخواستار جدائي از دولت مركزي عراق وتجزيه اين كشور عربي وتاسيس دولت مستقل " كردي " بر اساس رفراندوم شد. در اين نوشتار ؛ براي آگاهي خوانندگان محترم به سابقه تاريخي وانگيزه هاي بوجود آمده در كردها براي تشكيل يك دولت مستقل مي پردازيم : پايان جنگ جهاني اول واز هم پاشيدگي دولت عثماني؛ سر آغاز تجزيه سرزمين هائي شد كه تحت تصرف حكومت عثماني قرار داشت. فاتحان جنگ اول و در راس آن ها انگلستان وفرانسه ؛ متصرفات عثماني ها را به كشورهاي كوچك تقسيم نمودند وبر سر تكه از اين گوشت قرباني ؛ نام كشوري جديد التاسيس گذاشتند . جنگ جهاني دوم ؛ دولت سازي ونقشه غربي ها در تجزيه كشورها را تكميل كرد ويهوديان را در فلسطين جاي داد وكشور اسرائيل را بوجود آوردند وپاكستان را از شبه قاره هند جدا نمودند وبر سر كشمير بين پاكستان وهندوستان ؛ تخم اختلاف كاشتند. در نخستين سال آخرين دهه قرن بيستم ؛ با متلاشي شدن اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي وتجزيه اين كشور پهناور كه از اقوام ومليت ها گونا گون تشكيل مي شد فرصتي فراهم كرد تا بسياري از اقوام نظير: ازبك- قزاق – تركمن – تاجيك وارمني وآذري ها و......به تاسيس وتشكيل كشوري مستقل دست بزنند و هر كدام از اين اقوام صاحب دولتي اختصاصي بشوند. دراين ميان كردها ؛ كه بعد از جنگ دوم جهاني براي راه اندازي دولتي مستقل ويا حداقل فدراتيو در ايران وعراق فعال شده بودند بدون دست يابي به دولتي كردي ؛ احساس غبن مي كردند وتشكيل دولي اختصاصي كردي برايشان تبديل به يك آرزو شده بود آرزوئي كه در پاره اي از مواقع ؛ فكر مي كردند دست نايافتني است ويا براي دست يابي بايد هزينه اي سنگين بپردازند . از حكومت خود مختار مهاباد در اواسط دهه 1320 شمسي توسط " قاضي محمد " و پسر عموهايش كه بعد از ديدار با " جعفر با قراف " نخست وزير آدربايجان شوروي راه اندازي شد ودر سال 1324 با خروج ارتش شوروي ازايران وورود ارتش ايران به مهاباد خاتمه پيد ا كرد تا جنگ هاي ملا مصطفي بارزاني در عراق كه مورد حمايت شاه وقت ايران وآمريكا بود و فعاليت هاي پ.ك.ك در تركيه ودستگيري " عبدالله اوجالان " دراين كشور ترك زبان و....را مي توان در ليست بلند بالاي فعاليت هاي كردها براي دستيابي به يك دولت مستقل كردي ذكر كرد . جمعيت كرد كه در بين چهار كشور ايران – تركيه – سوريه وعراق تقسيم شده اند همواره با دولت هائي مواجه بودند كه هيچكدامشان حاضر نبودند كمترين زمينه را براي تشكيل دولت خود مختار كرد مهيا نمايند . سرخوردگي كردها از تاسيس دولت مستقل كردي ؛ با اشغال كويت توسط عراق وحمله آمريكا وهمپيمانانش به عراق براي خارج كردن از كويت ؛ به بارقه اي از اميد تبديل شد وفرصتي برايشان فراهم كرد تا از حوزه نفوذ حكومت صدام تا حدودي خارج شوند . حمله آمريكا به عراق در سال 2003 ميلادي وسقوط صدام ؛اميد به تاسيس دولت كرد را در كردهاي عراق بيشتر نمود ودر عين حال كردها نمي خواستند به يك پاره زنجير وابستگي به عراق را پاره كنند . با توجه به اين كه سه كشور تركيه وايران وسوريه شديدا با اعلام استقلال كردها مخالف بودند وشرايط بين المللي هم اجازه اعلام استقلال را به آن ها نمي داد. ازاين رو به دولتي خود مختار در محدوده اقيلم كردستان عراق بسنده كردند تا در فرصتي ديگر ؛ شايد فرصت سازي كنند واعلام استقلال نمايند. ظهور بحران در سوريه ومشغول شدن دمشق به جنگ با گروه هاي مسلح مخالف كه در سوريه نا آرامي ايجاد كردند سبب گرديدتا دولت سوريه ؛ قدرت وتمركز خود را از دست بدهد وضعيف بشود وضعف عارض شده بر دمشق ؛ يك گام به اعلام استقلال كردستان عراق نزديك شد زيرا كردها ؛ يكي از مخالفان جدي تاسيس دولت كردستان را در موضع ضعف ارزيابي نمودند. از طرف ديگر؛ اسرائيل از دير باز بدنبال جاي پائي در همسايگي ايران وتركيه وعراق بود تا با ايجاد مزاحمت ؛ توجه اين دولت ها را به اسرائيل باز دارد واز يك سري اسناد معتبر وغير معتبر سو استفاده كردوسعي نمود تا ريشه كردها را به يهوديان منتسب كند بطوريكه روزنامه " ها ارتص " از روزنامه هاي با نفوذ اسرائيل از قول دانشگاه عبري اورشليم مدعي شد : " كردها ويهوديان از نظر ژنتيك بيشترين شباهت را بهم دارند واجداد يكسان آن ها در جنوب شرقي تركيه وشمال عراق زندگي كرده اند." وبا اين تئوري بافي ها ؛ اسرائيلي ها در تلاشند تاكرد ها را به خود متصل كنند وازاين رو از سال 1948 كه اسرائيل اعلام موجوديت كرد آژانس يهود با كردها شروع به فعاليت نمود. در قبل انقلاب اسلامي ايران و بعد از انقلاب بنا بربرخي از اخبار مقامات اسرائيلي با تعدادي ازرهبران واشخاص متنفذ كرد عراق ديدارهائي داشتند و وعده هائي مبني بر حمايت از تاسيس دولت كرد به آن ها دادند با توجه به اين كه حدود 150000 نفر كرد در اسرائيل زندگي مي كنند سبب شد تا بعد از تشكيل اقليم كردستان عراق در سال 2003 ؛ شركت هاي تجاري اسرائيلي در اقليم كردستان فعال شوند ودر سال 2014 اقليم كردستان مبادرت به فروش نفت به اسرائيل نمود وبنا بر برخي از اخبار منتشره ؛ حتي كارشناسان نظامي اسرائيلي به نيروهاي كرد عراق آموزش نظامي دادند. در روزهاي اخير وبعد از ظهور جدي گروه داعش در عراق وتصرف شهرهاي موصل وتكريت وپيشروي هائي كه در برخي از مناطق عراق داشتند وبر هم خوردن ثبات وامنيت در عراق ؛ دولت اقليم كردستان عراق سعي كرد از آب گل آلوده استفاده كند وماهي خودش را كه اعلام استقلال مي باشد را صيد كند وتقريبا همزمان از كردستان عراق واسرائيل ؛ فرياد اعلام استقلال بلند شد با اين تفاوت كه مقامات تل آويوبلند تر فرياد بر آوردند وكردها باز هم با احتياط سروصدا كردند واعلام استقلال را به راي گيري كه در آينده تصميم دارند برگذار كنند موكول نمودند. بهرحال اعلام استقلال دولت كرد؛ با توجه به روابطي كه بين اربيل وتل آويو بر قرار است مي تواند يك تهديد جدي براي امنيت منطقه وخصوصا كشورهاي عراق – تركيه – ايران وسوريه تلقي شود وبهترين راهكار در اين است كه رهبران كرد متقاعد بشوند كه موضوع تاسيس دولت كرد را به فراموشي بسپارندوبه نفع آنها وكشورهاي هاي همسايه اشان نيست كه تن به چنين وضعي بدهند و چهار كشور ايران وتركيه وعراق وسوريه با همه اختلافاتي كه با يكديگردر پاره اي از موضوعات دارند در مخالفت با تجزيه عراق وتاسيس دولت مستقل كردستان بطور جدي مخالفت نمايند واجازه ندهند اسرائيل ديگري در همسايگي اين چهار كشور بوجود آيد وامنيت اين منطقه را تهديد كند .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 12:18  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    دريك ماه اخير اوضاع سياسي –امنيتي عراق فوق العاده بحراني شده وتوجه كشورهاي منطقه وقدرت هاي فرا منطقه اي را كه در منطقه استراتژيك خاورميانه داراي منافع مي باشند را به خود جلب كرده است وبررسي علل بوجود آمدن وضعيت فعلي در اولويت براي پيدا كردن راه حل ؛ جهت برون رفت از اوضاع نابسامان قرار دارد ودر اين نوشتار سعي شده به بررسي علل ذكر شده پرداخته شود:

    در ابتداي اين نوشتار خاطر نشان كنم به نظر نگارنده وجود يك صدام ضعيف وكنترل شده ووجود ايران قوي در همسايگي آن ؛ بهتر از آن بود كه حكومت صدام سرنگون شود وبر اين اساس در همان زمان كه آمريكا به بهانه هاي واهي وساخته پرداخته كاخ سفيد در دوران رياست جمهوري " بوش " مبني بر وجود سلاح هاي كشتار جمعي در عراق بهانه اي كه هر گزدر بعد از سقوط صدام تائيد نشد وادعاي ارتباط صدام با القاعده ديگر ادعائي كه هر گز ثابت نشد ؛ به عراق حمله كرد وبعضي از كشورهاي منطقه وهمسايه عراق خوشحالي كردند وهورا كشيدند وحتي چراغ سبز را روشن كردند ؛ مخالف حمله وسرنگوني دولت صدام بودم .

     عمده دليلي كه براي مخالفت حمله وسقوط حكومت صدام داشتم اين بود كه ضعيف شدن حكومت مركزي در عراق سبب مي شود تماميت ارضي وامنيت اين كشور عربي كه از سه گروه قوي وقدرتمند سني –شيعه وكردها وساير اقوام تشكيل مي شود دستخوش نا بساماني قرار گيرد وجمع كردن آن يا نا ممكن باشد ويا با هزينه هنگفت روبرو گردد وعدم ثيات وامنيت در عراق بركشورهاي همسايه عراق تاثير گذار است وهيچ بعيد نيست با ادامه بي ثباتي ؛ شاهد تجزيه عراق باشيم ؛ تجزيه اي كه امكان دارد مقدمه اي باشد براي ساير كشورهاي منطقه.

     به عراق حمله شد ودولت بعثي عراق از قدرت كنار رفت وصدام اعدام گرديد وچند صباحي نيروهاي حمله كننده به عراق اين سرزمين را اشغال كردند وتلفاتي دادند وسرانجام اين كشور را ترك كردند ونيروهاي سياسي ونظامي عراقي جايگزين نيروهاي اشغالگر شدند وانتخاباتي هم بر گذار شد ومجلسي تشكيل گرديد ورئيس جمهور ونخست وزير معرفي شدند ولي در وراي همه اين تحركات ظاهري ؛ موضوع لاينحلي باقي مانده بود وآن : عدم وجود دولت قدرتمند كه بتواند طوايف واقوام عراقي از سني وشيعه وكرد را در دايره قدرت گرد آورد و حفظ كند ومانع از درگيري هاي قومي بشود .

     بعد از سرنگوني حكومت صدام ؛ طبيعي بود كه آ لترناتيو تا سال ها قادر نخواهد بود اعمال قدرت كند .فقدان قدرت در دولت مركزي سبب گرديد كه كردها براي دستيابي به آرزوي ديرينه اشان كه تجزيه عراق وتاسيس دولت مستقل كردي بود در خفا وبعضا علني فعاليت نمايند .سني ها هم كه در دوران صدام از ويژه گي هائ خاص وبرتر بر خوردار بودند با روي كار آمدن دولتي شيعي ومتمايل به ايران ؛ آزرده خاطر بودند وخود را مغبون دوران بعد از سقوط صدام بر مي شمردند ودنبال فرصت بودند تا آب رفته را به جوي بازگردانند واگر تراز جمعيتي در عراق به آن ها اجازه نمي دهد در چارچوپ دمكراسي ؛ حكومت را در اختيار بگيرند حداقل در حاكميت از سهم بيشتر وبهتري برخوردار شوند .

     سني هاي جوان ومذهبي وعمدتا در مناطق سني نشين عراق كه حضور آمريكائي ها وهمپيمانانشان كه اكثراز كشورهاي مسيحي بودند را در عراق بر نمي تابيدند و حضور آن ها را به عنوان اشغالگران صليبي تلقي مي كردند با تشكيل گروه هاي مسلح به جنگ با اشغالگران روي آوردند وبا انفجارها وكشتن نيروهاي غربي به جنگ با اشغالگران پرداختند .

     متاسفانه ؛ نا خوشي شيعيان عراق از دوران صدام سبب شد تا اكثر شيعيان عراق ازجمله از خانواده هاي سرشناس روحاني ودر حد مرجعيت شيعه : حكيم ( در آستانه حمله آمريكا به عراق سيد عبدالعزيز حكيم يكي از فرزندان آيت الله سيد محسن حكيم به واشنگتن سفر كرد ودست دوستي با بوشي داد كه در حال اماده شدن حمله به عراق بود .) وخوئي ( سيد مجيد خوئي فرزند آيت الله سيد ابوالقاسم خوئي ؛ سوار بر ماشين انگليسي ها وارد كربلا شد.) از حمله آمريكائي ها استقبال بكنند وآن ها را منجي خود بر شمارند وجلوي آن ها فرش قرمز پهن كنند !! واين خود عاملي شد كه سني هاي جوان ومذهبي ؛ شيعيان را همدست هاي صليبي ها اشغالگر تلقي نمايند وكينه نسبت به شيعه را در ميان اهل تسنن ؛ افزايش بدهند.

     از طرف ديگر؛ عملكرد تقريبا يك سويه دولت شيعي آقاي نوري مالكي كه در چند سال اخير در مقام نخست وزيري قدرت را در عراق در اختيار دارد ؛ كينه هاي بوجود آمده را افزايش داد تا آنجا كه ؛ نگاه جمعي ازاهل تسنن به شيعه مشابه نگاه آن ها به غربي ها شد.

 در سال هاي اخير؛ عمده ترين گروه سني كه تشكيل شد و با اشغالگران وشيعيان توامان دشمني مي ورزيد گروه موسوم به "دولت اسلامي عراق " بود كه توسط شخصي بنام " ابوبكر البغدادي " از اهالي "سامرا " پايه گذاري شد وبه عضو گيري در بين جوانان سني عراق پرداخت وآبشخور فكري آن ها متاثر از گروه مشابه بنام " القاعده " بود ولي افراطي تر. اوضاع بحراني سوريه ؛ فرصتي براي گروه دولت اسلامي عراق فراهم نمود تا در سوريه حضور پيدا كند وتئوري هاي خود را در ميدان جنگ ؛ عملياتي نمايد وتوجه جوانان سني خارج از عراق را به خود جلب كند ونام سوريه را بدنبال نام خود بيفزايد بنام " دولت اسلامي عراق وشام " انتخابات عراق كه چندي قبل برگذارشد وپيروزي حزب آقاي نوري مالكي واحتمال انتخاب مجدد او به نخست وزيري براي سومين دوره متوالي ؛ حساسيت بسياري ازاقوام وقبايل عراق حتي تعدادي ازشيعيان را بر انگيخت و از هر نظر؛ زمينه را براي فعاليت گروه " دولت اسلامي عراق وسوريه " مهيا كرد واين گروه هم از شرايط بوجود آمده ورشد نارضايتي در بين اقشار مختلف عراق بويژه اهل تسنن استفاده كرد وبا همكاري نيروهاي بعثي كه تجربياتي در كارهاي نظامي داشتند به عمليات نظامي گسترده دست زد ودر مرحله نخست موفق شد دومين شهر عراق يعني " موصل " را تصرف ويا بقول خودشان آزاد كند ودر پي آن برخي از مناطق ديگر را متصرف شود وبه اين ترتيب زلزله اي در عراق ومنطقه بوجود آورد واوضاع سياسي وامنيتي عراق را در هم بريزد واكنون ما شاهد روزافزون نا آرامي ها در اين كشور عربي هستيم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 9:43  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    سه نوجوان اسرائيلي ربوده شدند وبعداز چندروز بدون آن كه هيچ گروهي مسئوليت ربايش آن ها را بر عهده بگيرد جسدشان پيدا شد ودر اين چند روز كه سرنوشت اين سه نوجوان مشخص نبود ؛ دولت اسرائيل فرصتي پيدا كرد تا "حماس" كه سابقه در ربودن اسرائيلي ها دارد را متهم به ربودن بكند واين در حالي است كه حماس هرگونه دخالت در ربودن را تكذيب كرد . اسرائيل به اين بهانه مواضع حماس را بمباران نمود وتعدادي از رهبران اين گروه فلسطيني را زنداني كرد و بالاخره اجساد نوجوانان يافت شد .

بعد از چند روز يك نوجوان فلسطيني بنام " محمد ابوخضير" در بيت المقدس شرقي مفقود شد وچند روز بعد ؛ جسد سوخته اش در بخش غربي بيت المقدس كه محل سكونت يهودي هاي اسرائيل است پيدا شد. دراين مورد هم هيچ گروه اسرائيلي ؛ مسئوليت را بر عهده نگرفت وليكن شواهد حكايت از اين دارد كه شهرك نشينان اسرائيلي به تلافي سه نو جوان اسرائيلي ؛ دست به اين كار زدند.

لازم است به اين نكته اشاره كنم از نظر نگارنده هردو ربايش دور از انسانيت بود هم ربايش اولي كه سه نوجوان اسرائيلي ربوده شدند وهم ربودن نوجوان فلسطيني .ربودن سربازان ونيروهاي نظامي با ربودن شهر وندان عادي تفاوت دارد.ربودن غير نظاميان از نظر اصول اخلاقي صحيح نمي باشد وچه بسا كه سه جوان اسرائيلي با تندروي هاي رژيم صهيونيستي موافق نبوده باشند ويا با عملكرد نتانياهو مخالف بوده باشند.

سئوال اساسي اينجا است كه به چه دليلي تا زماني كه دلايل مستند وباصطلاح محكمه پسند وجود ندارد كه حماس ؛ سه نوجوان را ربوده وبه قتل رسانده دولت اسرائيل به خود اجازه مي دهد كه به فلسطيني ها حمله كند وخانه هايشان را تخريب نمايد وتعدادي را به قتل برساند. آنچه را كه مي توان به ضرس قاطع بيان كرد اين كه : حداقل تا الان هيچ گروهي فلسطيني ؛ اعلام نكرده كه سه نوجوان را ربوده وبه قتل رسانده ولي آنچه كه مشخص است ربودن وكشتن نو جوان فلسطيني به تلافي سه نوجوان اسرائيلي بوده كه توسط گروه هاي تندرو وافراطي اسرائيلي انجام گرفته تندروهائي كه در شهرك هاي اسرائيلي ساكن هستند و همواره مورد حمايت آقاي " نتانياهو" نخست وزير تندرو اسرائيل قرار دارند .

آيا نخست وزير اسرائيل ؛حاضر است به اين شهرك ها حمله كند وساكنان آن ها را مورد ضرب وشتم قرار دهد ويا حداقل حمايت هايش را از شهرك نشين ها كاهش بدهد؟ پاسخ سئوال فوق ؛ مشخص است هر گز اسرائيل و آقاي نتانياهو دست به چنين كاري نخواهند زد زيرا همواره كاركردهاي گروه هاي تندرو صهيونيستي مورد حمايت نتانياهونخست وزير اسرائيل قرار داشته واگر حمايت نخست وزير اسرائيل نبود اصولا شهرك هاي اسرائيلي در سرزمين هاي اشغال شده فلسطين توسعه پيدا نمي كرد.

 از طرف ديگر ؛ دولتمردان آمريكائي كه بر ادامه مذاكرات بين دولت خود گردان فلسطين وتل آويو اصراردارند بايد بدانند چنين تبعيض هائي كه دولت اسرائيل اعمال مي كند مانع از ادامه مذاكرات مي باشد ومذاكرات مورد حمايت واشنگتن را با بن بست مواجه مي سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 10:35  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

فیلم/ ‫زمزمه آخرین نفس های داعش در عراق/عراق! گورستان تروریست ها‬

    سه هفته اي است كه نام گروه مسلح "دولت اسلامي عراق وشام " كه اختصارا "داعش "ناميده مي شود بيش از گذشته ؛ بر سر زبان افتاده وخصوصا بعد از تصرف " موصل "دومين شهر عراق ؛ وموفقيت هاي اين گروه دربرخي از نواحي ومناطق عراق در راس اخبار رسانه هاي منطقه وفرامنطقه اي قرار گرفته وجايگزين اخبار مربوط به اكراين شده است .بدنبال آن براي بسياري افراد ؛ اين سئوال مطرح شده : در حاليكه كه بيش از ده سال است كه آمريكا وهمپيمانان اروپائيش مدعيند كه در حال مبارزه با "تروريسم " در منطقه خاورميانه وجهان اسلام هستند چرا وبه چه دليل چنين گروه هائي بوجود مي آيند وموفقيت هائي كسب مي كنند؟ در مطلع اين نوشتاراين واقعيت را بازگونمايم : آمريكائي ها و انگليسي ها وساير كشورهاي غربي ؛ هرچه قدر به كمك مشاوران وكارشناسان مسلمان وغير مسلمان خود وهمچنين به خاطر سابقه تاريخي حضورشان در منطقه خاورميانه وكشورهاي اسلامي ادعا كنند كه مسلمانان را مي شناسند واز افكار وانديشه هاي آنان مطلعند با اين حال بازهم مسلمانان را نمي شناسند و شايد در فضاي تئوريك اطلاعاتي داشته باشند وليكن در عمل ؛ احساسات مسلمانان را درك نمي كنند وبه همين خاطر دست به اقداماتي مي زنند كه بازتاب آن هم براي مسلمانان خطرناك است وهم براي كشورهاي غربي. از بدوظهور اسلام ؛ مسلمانان به گونه تربيت شدند كه اسلام را دين برتر مي شناسند وفراخوان غير مسلمان ها ؛ به اسلام را از وظايف وتكاليف خود بر مي شمارند ونسبت به تحركات غير مسلمانان حساسيت فوق العاده دارند وحضور غير مسلمانان را در جامعه اسلامي بر نمي تابند وحتي ولايت عوامل مسلمان وابسته به غير مسلمانان را در كشورهاي اسلامي را رد مي كنند. با توجه به مقدمه فوق ؛ شايان ذكر است اززماني كه پاي غربي ها به كشورهاي اسلامي باز شد همواره با عكس العمل هائي از ناحيه مسلمانان همراه بود وبوجود آمدن نهضت هاي ضد بيگانه وغربي وحركت هاي استقلال طلبانه در جهان اسلام ؛ شاهدي براين مدعا است و دراين نوشتار مجال پرداختن به آن ها نيست . حمله امريكائي وهمپيمانان غربي به عراق در سال 1990 ميلادي ؛ براي خروج اين كشور از كويت ودر پي آن حضور نيروهاي آمريكائي در سرزمين وحي يعني عربستان كه در نزد مسلمانان از تقدس غير قابل درك براي آمريكائي واروپائي ها بر خوردار است سبب بوجود آمدن ورشد نيروهاي راديكال وجنگجو نظير" القاعده " در كشورهاي اسلامي گرديد وبه خاطر شرايط خاصي كه در آن سال ها ؛ افغانستان از آن برخوردار بود نيروهاي تندرو مسلمانان براي مقابله با غربي ها ؛ افغانستان را مامن خود قرار دادند ونتتيجه ظهور گروه هاي راديكال در 11 سپتامبردر حمله به نيويورك نمود عيني پيدا كرد. بعد از حادثه 11 سپتامبر ؛ آمريكائي به جاي تجزيه وتحليل واقع بينانه ازعلل بوجود آمدن گروه هاي راديكال ؛ بطور جنون آميز به كشورهاي اسلامي افغانستان وبدنبال آن عراق حمله كردند واين دو كشور اسلامي را اشغال كردند وسعي در دولت سازي نمودند تا عوامل آن ها در راس قدرت قرار گيرند تا منافع آن ها را حفظ كنند واز همه ناگوارتر اين كه آقاي "جرج دبليو بوش " رئيس جمهور وقت امريكا از روي اشتباه حماقت آميز حملات به كشورهاي اسلامي را با جنگ هاي صليبي cruciateتعبير كرد وغافل بود كه مسلمانان خاطره اي خوش از جنگ هاي صليبي وحملات نيروهاي صليب بدوش غربي به سرزمين هاي اسلامي ندارند و اين تعبير براي چنين جنگ هايي ؛ضد يت جوانان مسلملان را با غربي چند برابر كرد . بنا بر همان قاعده اي كه پيشتر توضيح داده شد جوانان مسلمانان ؛ حضورغربي ها را در كشورهاي اسلامي نپذيرفتند وبراي بيرون نمودن آن ها به تشكيل گروه هاي جنگجو دست زدند و "دولت اسلامي عراق " كه در سال هاي اشغال عراق توسط آمريكائي ها وغربي توسط عراقي ها تاسيس شد نمونه اي از آن گروه هاي جنگجو مي باشد. گروه "دولت اسلامي عراق " مولود دوراني است كه عراق در اشغال بيگانگان بود وجوانان سني عراق با سازماندهي ويارگيري به مقابله با حضور غربي ها روي آوردند وايجاد بحران در سوريه ؛ فرصتي براي جنگجويان گروه " دولت اسلامي عراق " مهيا ساخت تا از آب گل آلوده شده درسوريه كه آن هم ناشي از تحركات بي منطق آمريكائي ها وغربي ها در سوريه است استفاده بكنند وبه تقويت نيروهاي رزمي خود بپردازند واكنون ؛ به عراق بازگشتند تا تجربيات جنگي خود را كه در سوريه فرا گرفتند را در عراق به كار گيرند. ازآنجائي كه آبشخور فكري گروه هاي راديكال نظير "دولت اسلامي عراق " افكار تند ومتحجرانه اي است كه در بخشي از برادران اهل تسنن وجود دارد لهذا عملكرد گروه هاي راديكال ضد غربي بجاي اين كه براي اسلام ومسلمانان اعتبار وآبرو كسب كنند سبب بي آبروئي مسلمانان مي شوند وچنين عملكرد ها ؛ زمينه را فراهم مي سازد تا رسانه هاي غربي ؛ چهره اي خشن از اسلام را به جهانيان معرفي كنند وبا تبليغات سوئي كه در مورد گروه هاي راديكال اسلامي در سطح جهاني براه مي اندازند حملات خود به كشورهاي اسلامي را توجيه نمايند. نتيجه اين كه : حمله غربي ها به كشورهاي اسلامي واشغال سرزمين هاي اسلامي به بهانه مبارزه با تروريسم ؛ علاوه براين كه ريشه هاي تروريسم را نخشكاند بلكه همين حضوردرجاي خود سبب شد تا گروه هاي تندرو مسلمان بوجود آيد وبه جنگ با اشغالگران غربي روي آورند كه خروجي آن رشد راديكاليسم در منطقه وجهان اسلام است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 10:17  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

موج خيرخواهانه اي كه از دوران رياست جمهوري حجت الاسلام سيد محمد خاتمي رئيس جمهور اسبق ايران توسط جمعي از نوانديشان برخاست مبني بر كسب رضايت از خانواده هاي مقتولين قتل هاي ؛ تا قاتلين بخشيده شوند وآويزه طناب دار نشوند در دوران رياست جمهوري آقاي محمود احمدي نژاد فروكش كرده بود و اكنون با روي كار آمدن آقاي دكتر حسن روحاني ؛ مجددا موجي جديد بر خاسته وبخشي از فضاي جامعه را فرا گرفته وبرخي از خانواده هاي مقتولين را تحت تاثير قرار داده تا با ميل باطني خود ويا درجوسازي هاي بعمل آمده قاتل عزيزانشان را ببخشند. در ابتداي اين نوشتار لازم مي دانم تاكيد كنم كه نگارنده مخالف به قتل رسيدن انسان ها مي باشم چه آن هائي كه در يك برخورد فيزيكي به قتل مي رسند وقرباني هيچ وپوچ مي شوند و چه آن هائي كه به جرم ارتكاب قتل به عنوان قاتل بر بالاي دار مجازات آويخته مي شوند. درعين حال قران در اين زمينه مي فرمايد: من قتل نفسا بغير نفس او فسادا في الارض فكانما قتل الناس جميعا ومن احياها فكانما احيا الناس جميعا ( سوره مائده –آيه 32 ) البته خود فران نيز بخشش را دركنار قصاص جزء حقوق اوليه اولياي دم دانسته وازاين حيث حرفي نيست . اما نكته قابل تامل كه در اين رابطه وجود دارد اين كه ؛ هرقتلي معلول نابساماني ها وناهنجاري هاي اجتماعي نظير : مشكلات اقتصادي ومالي ؛ اختلافات خانوادگي ؛ روابط نا مشروع ؛ فقر فرهنگي ؛ اعتياد ؛ عصبانيت هاي فردي وقومي ؛ كم ظرفيتي و.....مي باشد و تا زماني كه اين نابساماني ها ونا هنجاري ها ازپيكره جامعه رخت بر نبدد بايد شاهد درگيري هاي فيزيكي وشرارت ودر نهايت قتل هاي عمد باشيم وبهتر آن است كه بجاي پرداختن به معلول كه كسب رضايت از خانواده ها است ؛ به علل اصلي در بروز قتل ها توجه كرد وسعي وتلاش شود تا علل از بين برود ويا به حداقل رسانده شود تا جامعه در سلامت قرار گيرد وقتل وجنايتي رخ ندهد ويا به حداقل كاهش يابد. به نظر نگارنده ؛ فعاليت براي عفو قاتلين يك حركت روبنائي است وتا زماني كه زير بنا كه همان نابساماني ها ونا هنجاري هاي اجتماعي وفردي است حل نگردد تحركات روبنائي به مثابه : آب در هاون كوبيدن است وچه بسا افراد شرور با اطمينان از اين كه با ارتكاب قتل ؛ اعدام نمي شوند در ارتكاب قتل جري تر وگستاخ تر بشوند وبه اين ترتيب نا خواسته و از روي خير خواهي عده اي ؛ حاشيه اي امن براي اشرار واراذل جامعه فراهم شود كه دست به قتل بزنند و احتمالا در آينده گريبان هر شخصي را بگيرد . اگر در جوامع پيشرفته ؛ قتل عمد صورت نمي گيرد ويا آمار چنين قتل هايي پائين است كه در معادلات اجتماعي گنجانده نمي شود به اين خاطر است كه دو كار به موازات يكديگر انجام گرفته است : 1- تبديل ناهنجاري ها جامعه به هنجارها 2- تربيت صحيح واصولي ومنطقي افرادجامعه ازدوران كودكي ومحيط خانواده ومدرسه و...... درايران به ازاء هر 100 هزار نفر3 قتل انجام مي پذيرد يعني 2215 قتل عمد در هرسال واين درحالي است كه درانگلستان هر 100 هزار نفر 2/1 است يعني 722 نفر درسال وفرانسه 1/1 است 682 نفر درسال وآلمان 8/0 به ازاء هر 100 هزار نفر است كه 690 نفر درسال مي باشد ودر نقطه مقابل دركشورهاي آمريكاي جنوبي ومركزي وبرخي از كشورهاي آفريقائي كه زير ساخت هاي اجتماعي ضعيف ونا كار آمد وناهنجاري هاي اجتماعي وفردي در حد اعلي است بالاترين قتل هاي عمد رخ مي دهد. آيا ما در دو مورد تبديل ناهنجاري ها به هنجارهاي اجتماعي وتربيت افراد جامعه ؛ موفق عمل كرديم اگر موفق بوديم نبايد آمار قتل ها اين حد بالا باشد ومنحني در سال هاي 91 و92 خط مستقيم را نشان بدهد واگر موفق نبوديم بايد زير ساخت اجتماعي را تقويت نمائيم ودر پي آن درموارد استثنائي بدنبال عفو باشيم . متاسفانه به علت ضعف در هنجار سازي وتربيت افراد ؛ در جامعه ؛ بر سر يك موضوع كوچك وپيش پا افتاده در گيري فيزيكي رخ مي دهد ودو طرف دست به چاقو وقمه وديگر آلات قناله مي برند وهركدام زودتر اقدام كرد وتند وتيز تر باشد طرف مقابلش را نقش بر زمين مي كند. ازاين رو به نظر نگارنده ؛ همه مصلحان ونيك انديشان جامعه كه فكر وذكرشان دراين روزها متوجه عفو وبخشش قاتل ها است ودر جاي خود قابل تقدير است ؛ بايد بيشتر از هر چيزي به فكر ساختن جامعه و زدودن نا بساماني ها و ناهنجاري هاي فردي واجتماعي باشند و قطعا در آينده پاسخ مناسبي دريافت خواهند داشت وبا كاهش چشمگير قتل هاي عمدي ؛ مي توان در موارد استثنائي با كسب عفو از خانواده مقتول ؛ حركتي انساني وسازنده در جامعه آموزش داد. راهكار ديگري كه وجود دارد اين كه خير خواهان جامعه كه در پي كسب عفو از خانواده هاي مقتولين هستند ازطريق دولت با ارائه لايحه اي ويا از طريق نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي با امضاي طرحي ؛ مانند كشورهاي اروپائي ؛ قانون اعدام را از قوانين جاري كشور حذف كنند ومجازات قاتلين را در حد حبس هاي طويل المدت برسانند .درغير اين صورت زيبنده نيست از يك طرف ؛ محاكم قضائي حكمي صادر كنند وبعد اجراء نشود وازطرف ديگر تعدادي از قاتلين اين شانس را داشته باشند كه از طرف خانواده هاي مقتولين بخشيده شوند وتعدادي ديگر حكم اعدام در مورد شان اجراء شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 11:9  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

با پايان دوره 7 ساله رياست جمهوري اقاي شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل ؛ كنست (پارلمان اسرائيل ) آقاي " روون ريولين " از حزب ليكود را كه سابقه رياست كنست را در كارنامه فعاليت هاي سياسي خود دارد از ميان 5 نامزد به عنوان دهمين رئيس جمهور بر گزيد.

   آنچه در مورد شخص فوق الذكر اظهار مي شود از تندروهاي اسرائيل است واز يك طرف با "نتانياهو " نخست وزير اسرائيل رابطه خوبي ندارد و از طرف ديگر به كشورمستقل فلسطيني اعتقادي ندارد و به اسرائیل بزرگ که شامل : ساحل غربی رود اردن و نوار غزه وقدس شرقی است می اندیشد.

    اگرچه در اسرائيل مقام رياست جمهوري يك مقام تشريفاتي است وكارهاي اجرائي با نخست وزير مي باشد .بهرحال انتخاب اين شخص تندرو از ناحيه پارلمان اسرائيل به رياست جمهوري هم جاي تعجب دارد وهم سئوال بر انگيز است .

    براي علت يابي ؛ راي نمايندگان كنست به ريولين مي توان علل داخلي وخارجي زير را مورد امعان نظر قرار داد: ازعلل داخلي ؛ در سال های اخیر غ به خاطر عملكرد نتانياهو ؛ رابطه تلاويو با واشنگتن وحتي پايتخت هاي كشورهاي اروپائي چندان حسنه نمي باشد وتلاش هاي باراك اوباما ووزير خارجه اش آقاي جان كري جهت دستيابي به يك توافق بين تشكيلات خود گردان فلسطين با اسرائيل نا كام مانده است ودر نگاه آمريكائي ها مقصراصلي در ناكامي ؛ سماجت ها و مواضع غیر اصولی  هاي اقاي نتانياهو مي باشد. احتمالا نمايندگان پارلمان با راي به ريولين وانتخاب او خواسته اند نتانياهو را آرامتر كنند واگر يكي از علل راي آوردن ريولين در علت فوق باشد بايد توجه نمود كه ديدگاه هاي منفي ريولين نسبت به تشكيل دولت مستقل فلسطيني ؛ مي تواند مواضع نتاناهو را تقويت نمايد وبرای آمریکائی ها خوشایند نمی باشد.

    از عوامل خارجي در انتخاب ريولين ؛ نزديكي تشكيلات خود گردان فلسطين با حماس واتخاذ مواصع نسبتا مشترك مي باشد كه سبب افزايش خشم اسرائيلي ها گرديده است و به اين طريق نمايندگان كنست نسبت به اتحاد فوق عكس العمل نشان دادند وخواستند ابراز كنند كه جواب كلوخ انداز ؛ سنگ است . وبه همین خاطر با این که انتخابات دو مرحله ای شد وبه مرحله دوم کشیده شد مع الوصف نمایندگان پارلمان به  رقیب ریولین یعنی خانم "مئیر شطریت " که وابسته به حزب " جنبش "است ویک سیاستمدار میانه رو است رای ندادند و از او حمایت نکردند.

    باید خاط نشان کرد 11 نماینده عرب پارلمان اسرائیل رایشان را به خانم مئیر شطریت دادند تا در مواضع تند نتانیاهو نسبت به دولت مستقل فلسطن تعدیلاتی صورت گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 13:26  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

     در روزهائي كه به سر مي بريم سه انتخابات در سه كشور بحران زده انجام گرفته ويا در حال انجام گرفتن است انتخاباتي كه هرسه آن ها در يك موضوع مشتركند وآن انتخابات رياست جمهوري است وليكن ديگر كشورها مواضعي مفاوت اتخاذ نمودند .شايان ذكر يكي از اين سه كشور يعني "اكراين " در شرق اروپا ودر همسايگي روسيه ودوكشور ديگر در خاورميانه عربي وشامل كشورهاي مصر وسوريه مي باشد . انتخابات رياست جمهوري اكراين در حالي برگزارشد كه اين كشور اروپائي در آتش اختلافات داخلي مي سوزد ويكي از مناطق استراتژيك اين كشور ؛ شبه جزيره "كريمه " ازآن جدا شده وبه روسيه ملحق گرديد ودر استان هاي شرقي كه در همسايگي روسيه قرار دارد نا آرامي ها روز به روز بيشتر مي شود وبه درگيري هاي نظامي كشيده شده وهر لحظه امكان دارد دامنه در گيري ها ونا آرامي ها افزايش پيدا كند وبخش هاي وسيعتر از خاك اكراين را به تجزيه بكشاند واز كشور اكراين جدا نمايد درمورد انتخابات اكراين ؛ روسيه مواضعي محتاطانه اتخاذ كرد وحتي ادعا كرد حاضر است با رئيس جمهور منتخب اكراين وارد مذاكره شود.درمقابل آمريكا وكشورهاي اروپائي با قاطعيت هر چه تمامتر وبدون در نظر گرفتن نا ارامي ودرگيري هاي نظامي كه در اكراين جريان دارد از انتخابات مزبور حمايت كردند. درصورتيكه اگر مورد مشابه در يكي از كشورهاي مستقل وخارج از حوزه قدرت آمريكا واروپا انجام مي گرفت واشنگتن واروپائي ها ؛ نا آزرامي ها را بهانه قرار مي دادند ويك حادثه كوچك ويك در گيري در گوشه اي را بزرگ نمائي مي كردند وصحت انتخابات را زير سئوال مي بردند . ديگرانتخاباتي كه برگزار شد در مصر بود يكي از كشورهائي كه به اصطلاح "بهار عربي " را پشت سر گذاشته ودر مرحله پسا بهار بسر مي برد. روسيه ؛ انتخابات رياست جمهوري مصر مورد تائيد قرار داد ومواضعي محتاطانه يا منفي در مقابل آن نگرفت و به اين خاطر است كه در دوران كوتاه دولت موقت بعداز سقوط حاكميت اخوان المسلمين در مصر مقامات ارشد مصر به مسكو سفر كردند ووزير خارجه ووزير دفاع روسيه هم يه قاهره مسافرت نمودند وازاين نظر؛ مسكو به دوران رياست جمهوري السيسي بسيار خوش بين است واحساس مي كند مي تواند دوران مرحوم جمال عبد الناصر را احياء نمايد. درحاليكه آمريكائي ها وتا حدودي اروپائي ها مواضعي محتاطانه اتخاذ كردند ودقيقا سمت وسوي دوران بعدازانتخابات را نمي دانند ودر اينكه دولت برخاسته از انتخابات همانند دوران حاكميت اخوان المسلمين ورياست جمهوري " مرسي " در جهت حفظ منافع آمريكا واروپا وتا حدودي اسرائيل گام بر دارد در شك وترديد هستند. سومين انتخابات در كشوري است كه نزديك به چهار سال است در آتش وخون بسر مي برد يعني كشور "سوريه " . درعرض اين چهار سال آنچه در توان آمريكا وبرخي از كشورهاي اروپائي ودوستان منطقه اي آن ها ازجمله : تركيه –قطر وعربستان بود براي سقوط دولت "بشاراسد"انجام دادند وبا ناكامي مواجه شدند وتقريبا بايد گفت تمام نقشه هاي آمريكائي براي تغير نقشه خاورميانه در سايه اجراي استراتژي به اصطلاح " بهار عربي" با شكست مواجه شد. و اكنون دولت سوريه ؛ علي رغم همه پيش بيني هاي كه دولت غربي وعربي درمورد نزديك بودن سقوط آن مي كردند محكمتر از گذشته در حال پيشروي در مناطقي است كه در چهار سال گذشته در تصرف مخالفان مسلح قرارداشت واين مناطق را از تصرف مخالفان مسلح خارج مي كند ومدعي است كه در موعد مقرر؛ انتخابات رياست جمهوري را برگزارخواهد كرد روسيه كه درچهار سال اخير از سوريه با تمام توان سياسي و..... حمايت كرد واجازه نداد هيچ قطعنامه اي عليه سوريه ازتصويب شوراي امنيت سازمان ملل عبور كند انتخابات را مورد تائيد كامل قرار داد وآن را نمونه اي از دمكراسي در سوريه قلمداد كرد دمكراسي كه غربي ها به بهانه فقدان آن جنگي را بر مردم سوريه تحميل كردند درمقابل غربي ها انتخابات رياست جمهوري سوريه را فاقد مشروعيت بر شمردند وآن را دسيسه اي از جانب بشار اشد دانستندتا به نظام سوريه مشروعيت ببخشد وبر چهار سال جنگ ؛ پرده اي حقانيت بپوشاند. انچه در فوق به آن اشاره شد بيانگر اين واقعيت است كه قدرت هاي بزرگ وبين المللي ؛ سرنوشت ملت ها وكشورهاي كوچك را بازيجه اميال واهداف استراتژيك خود قرار دادند وبيشتر از آن كه به استقلال ودمكراسي در كشورهاي جهان بينديشند صرفا در چارچوپ منافع خودشان مورد ارزيابي قرار مي دهند.دمكراسي بهانه اي بيش نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 9:45  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

فرا رسیدن مبعث حضرت رسول آخرین سفر الهی که برای هدایت انسان ها از خود خواهی به پیامبری بر گزیده شد را به همه جویندگان حق وحقیقت -عدالت وآزادی در سر اسر جهان خصوصا مسلمانان تبریک عرض می کنم . امید است در سایه تعالیم آن پیامبر رحمت ؛ جنگ وخونریزی از جامعه بشری رخت بر بندد وصلح ودوستی جایگزین گردد وانسان ها که تکامل موجودات در نظام خلقت وهستی می باشند با عقل ودرایت وبا بهره گیری از دستورات الهی ؛ زندگی را بسر ببرند.به جای جنگ تمدن ها ؛ شاهد سعه صدر رهبران سیاسی ونظامی واقتصادی جهان بشری باشیم وتعامل تمدن ها را بدون تبعیض شاهد باشیم امروز مشخص شده که خود خواهی های آدم ها منشائ ومنبع همه در گیری ها است وتا این خصلت ضدبشری کنار گذاشته نشود ودر وجود رهبران جهان از بین نرود نمی توانیم شاهد صلح ودوستی وبرادری وبرابری در جهان باشیم ودر هر روز در گوشه ای جهان باید نظاره گر جنگ هایی باشیم که حاصل وثمره آن ریختن خون هزاران هزار انسان بی گناه وبی خبر از همه جا است . به امید روز های صلح وصفا
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد 1393ساعت 7:37  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

     آيا مازندران قطب كشاورزي است ؟!مطلب بالا كه يكي از تيترهاي صفحه اول روزنامه اطلاعات در روز يكشنبه 4/3/93 بود از آقاي "قباد افشار "رئيس سازمان امور اراضي كشور در يك نشست خبري در پاسخ به سئوال خبرنگار نقل شده است .خبر فوق حكايت از بروز يك فاجعه توليدي در حوزه كشاورزي وحفاضت محيط زيست دارد. نامبرده در همين مصاحبه درمورد سرعت تغير كاربري زمين هاي كشاورزي در استان مازندران كه برزگترين قطب توليدات كشاورزي كشور مي باشد ابراز داشت :" 50 درصد دشت هاي مازندران درمعرض تغير است وعمده عامل بروز اين مسئله نحوه مديريت بر زمين واقتصاد كشاورزي كشور بوده است " دوخبر ناگوار فوق : 1- مازندران تا 10 سال ديگر زمين كشاورزي نخواهد داشت . 2- 50 درصد دشت هاي مازندران درمعرض تغير است . براي هرايراني كه به آينده كشور مي انديشد بسيار تكان دهنده است وبازگو كننده بروز يك فاجعه كشاورزي در آينده مي باشد .اگرچه ؛ اكنون هم خيلي دير شده اگرفكري جدي براي آينده اي كه در هاله اي از ابهام قرار دارد نشود وبطور قاطع جلوگيري نشود كه بعيد مي دانم اقدامي عملي صورت پذيرد بايد در آينده نزديك بخشي عمده از محصولات كشاورزي را كه به قوت لا يموت مردم تبديل شده را وارد نمائيم وكشور علاوه براينكه بهشت واردات خواهد شد كه البته الان هم تا حدودي است تبديل به حهنم توليدات كشاورزي هم مي شود . دركشوري كه با داشتن 15 ميليون هكتار زمين كشاورزي كه مجموعا 1/9 درصد كل زمين هاي كشور را شامل مي شود با تغيركاربري همين مقداراز زمين هاي كشاورزي ؛ قابل پيش بيني است چه خواهد شد؟ رئيس سازمان امور اراضي در گفتگوي فوق گفت :" تغير كاربري اراضي در برخي از استان ها از جمله : مازندران ؛ گيلان ؛ گلستان .......از مرحله خطر هم عبور كرده است ." عبور از خطر يعني نابودي و مرگ كشاورزي ايران كه عمده محصول توليدي آن در زمينه كشاورزي وباغداري درهمين سه استان است .همه مي دانيم كه در عرصه صنعت در ميان كشورهاي صنعتي جهان ؛ از جايگاه ويژه برخوردار نيستيم ومحروميم وبه عنوان يك كشور صنعتي تلقي نمي شويم وفقط به اندك توليدات كشاورزي متكي بوديم كه اين هم درحال اضمحلال است. همانطور كه آقاي قباد افشار اشاره داشتند عامل عمده دربروز فاجعه كشاورزي نحوه مديريت بر زمين واقتصاد كشاورزي است .سئوال عمده دراين است كه چه شخص يا اشخاصي يا نهاد وتشكيلات اداري بايد بر زمين واقتصاد كشاورزي مديريت داشته باشند ودر سال هاي گذشته مديرت را اعمال كردند؟ چند وقت قبل ازروستاي "درونكلا" در بابل حركت كرده بودم به طرف داخل جنگل ومنطقه "بزچفت "ومقايسه كرده بودم با حدود 5 سال پيش ؛ ديدم در داخل اكثر باغ ها ساختمان ويلائي ساخته شده وتعدادي زيادي از باغ ها ؛ تابلو زدند كه مي خواهند بفروشند ؟! شما تصور مي فرمائيد خريداران اين باغ ها چه كساني هستند ؟ آيا يك كشاورز بي زمين وبدون باغ خريداراست ؟ تا از آن استفاده كشاورزي بكند ؟ هرگز؛ خريداران باغ هائي كه درمعرض فروش قرار گرفته اند افرادي هستند كه با در آمدهاي كلان وباد آورده مي خواهند در داخل باغ ها ويلائي بسازند كه شايد در طول سال ؛ چند شب فقط چند شب درآنجا اطراق كنند !! آيا اين خريد وفروش ها وتغير كاربري زمين هاي كشاورزي وباغات به نفع زمين هاي كشاورزي وباغ هاي اين كشوراست ؟ واقعا نهادهاي متولي به وظايفشان در 35 سال اخير بطور صحيح عمل كردند؟ جنگل هاي مازندران وگلستان وگيلان درحال از بين رفتن است وبه جايش ويلا ساخته مي شود .دشت هاي كشاورزي هم در حال تغير كاربري هستند با اين حساب ؛ در آينده علاوه بر نابودي كشاورزي؛ محيط زيست هم دستخوش تغيرات شديد مي شود .درحاليكه بسياري از كشور ها در تلاشند تا جنگل هايشان را توسعه بدهند و ما كمر همت به نابودي آن ها بستيم . تاسيس وافزايش بي رويه وبدون مطالعه شهرك هاي صنعتي در آستان هاي شمالي در 35 سال اخيركه بيشترآن ها حاصل تلاش هاي نمايندگانمجلس فقط براي جلب آراي ؛ راي دهندگان بود بيشتر از آن كه به توسعه صنعتي كشور كمك كند فقط به نابودي زمين هاي كشاورزي كمك كرده است به اصطلاح به نام صنعت به كام فرصت طلبان . در مجموع اگر ايران يك كشور سبزبود كه در همه نقاط آن كشاورزي عمل مي شد ازبين رفتن زمين هاي كشاورزي مازندران جاي دلسوزي نداشت .وقتي زمين هاي قطب كشاورزي كشور درحال ازبين رفتن باشد هر شخصي متاثر مي شود .
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 11:29  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   

     چندماهي است كه ديگر نامي از به اصطلاح "بهارعربي" و.....برده نمي شود وبايد سراغ اين عناوين  را در نشريات اواخر سال 2010 تا اواخر سال 2013 جستجو كرد . حتي آن دسته از روشنفكران وروزنامه نگاران در كشورهاي عربي كه به اين بهار درخزان متولد شده چشم اميد بسته بودند كه در سايه آن تحولات بزرگ وسازنده دركشورهاي عربي رخ خواهد داد حال وحوصله اين كه درباره اش تحليل وتفسير ارائه بدهند را ندارند واحتمالا برخي از آن ها از اين كه فريب نام فريبنده وپر طمطراق "بهار عربي " را خوردند ابراز ندامت وپشيماني دارندوشايد جمعي از آن ها كه شم سياسي قوي تر دارند اكنون متوجه شده باشند كه آنچه را كه بهار عربي بر آن نام نهادند در اساس "بهار آمريكائي" يود كه تئوريسين ها آمريكائي ونوعا صهيونيست نظير "برنارد لوي "  طراحي كرده بودند تا ثبات را درجهان عرب بر هم بزنند ودرپي آن زمينه را براي تجزيه فراهم نمايند تا درسايه بي ثباتي وتجزيه هم امنيت اسرائيل حفظ شود وهم منافع آمريكا وغرب در جهان عرب محفوظ بماند.

  دمكرات هاي آمريكائي را ازدير باز يعني اززمان پيروزي  انقلاب كوبا به رهبري فيدل كاسترو؛ عقيده براين است كه بايد  حكومت هاي فاسد وتوتاليتر وواپسگرا وديكتاتور كه وابستگي به آمريكا را دارند وتاريخ انقضايشان بسر رسيد پيش ازآنكه انقلابي واقعي دراين كشورها رخ دهد كه انقلابيون قدرت را در دست بگيرند و منا فع غرب وآمريكا را مورد تهديد قرار دهند سرنگون سازند وحكومت جديد با رنگ ولعاب ملي ومذهبي روي كار بيايند تا منافع غرب ودركنارش امنيت اسرائيل دستخوش تهديد قرار نگيرد.ازاين رو از زمان "جان اف كندي "راه اندازي حركت هاي مردمي كنترل شده تحت عنوان "اتحاد براي پيشرفت " در زمان خود كندي و"حقوق بشر "در دوران جيمي كارتر  را در دستوركاردستگاه هاي اطلاعاتي وسياست خارجي خود قرار دادند تا با استفاده از پتانسيل هاي روشنفكران وروزنامه نگاران وفعالين مدني و......مردم را به صحنه بياورند واسباب سرنگوني حكومت هاي وابسته را فراهم كنند وجكومت هاي ظاهر الصلاح را روي قدرت بنشانند.

  آقاي اوباما دمكرات وتيم همراهش ازاين استراتژي دمكرات ها پيروي كرد وشعار"بهار عربي " راه انداخت شعاري كه اولين جرقه آن در دسامبر2010 در كشورعربي وكوچك شمال آفريقا "تونس "زده شد ودركوتاه زماني طومار حكومت" بني علي" را در نورديد وبه بزرگترين كشورعربي كه حكومتش 30 سال در خدمت منافع غرب واسرائيل بود وتاريخ انقضايش سر رسيده بود تسري پيداكرد وبه كشور يمن كه وضعيتي مشابه دوكشور ذكرشده را داشت منتقل شد.

  آمريكائي ها  در موازات سرنگوني حكومت هاي فاسد و....وابسته به خودشان استراتژي وسيعتري رادر منطقه وبراي كشورهاي عربي تعريف كرده بودند وآن : سرنگوني حكومت هاي بود كه از استقلال نسبي برخوردار بودند نظيرليبي ويا با اهداف آمريكا در منطقه درمقابله بودند مثل سوريه .درسرنگوني حكومت قذافي به اين خاطر كه حامي جدي در سطح بين المللي ومنطقه وجهان عرب نداشت وآن هم با جملات هوائي بالاخره موفق شدند وليكن در سوريه ازيك طرف با مقاومت دولت سوريه روبروشدند واز طرف ديگر حمايت هاي روسيه وايران وحزب الله لبنان مانع از سقوط دولت "بشاراسد "شد .

  نتيجه جنگ سه ساله ويراني يك كشورعربي خط مقدم جبهه ستيز با اسرائيل ورشد گروه هاي تروريستي گرديد كه هركدام از اين گروه هاي تروريستي مي تواند در آينده خطري براي همه كشورها ازجمله كشورهاي اروپائي ومنطقه اي باشند.

  اكنون ؛ كشتي بهار آمريكائي به گل نشسته وتوان حركت به جلو را ندارد وحداكثر كاري كه مي تواند بكند خودش را نجات دهد.ولي ؛ در چند سال اخير ؛ كشورهاي عربي دچار بي ثباتي شديدي شدند وبعضي از آن ها تا آستانه تجزيه پيش رفتند وامنيت از اين كشورها رخت بر بسته وبجايش نا امني فراوان شده ودر سايه وضعيت پيشامده دركشورهاي عربي ؛ اسرائيل بطور بي سابقه اي احساس امنيت مي كند زيرا حتي كشورهائي كه رهبرانشان در حد حرف هم با اسرائيل مخالفت ميكردند يا ساقط شدند ويا درحال درگيري با مخالفان داخلي هستند.   

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 10:44  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

مطالب قدیمی‌تر