در هفته گذشته سه دانشجوي مسلمان فلسطيني  در شهر " چپل هيل " ايالت كاروليناي شمالي توسط يكي از همسايگانشان بنام " كريگ استفن هيكس " 46 ساله كه سابقه ضديت با دين و مذهب و اسلام دارد ودائما در شبكه هاي اجتماعي  مطالبي عليه خداپرستي و دين منتشر مي كرد به قتل رسيدند . مطمئنا اين حادثه اولين در نوع خودش  و آخرين هم نخواهد بود .

    چند ماهي است كه قتل هاي نژادي و مذهبي جامعه آمريكا را فرا گرفته است و در چند ماه گذشته چند نوجوان و جوان سياهپوست  آمريكائي توسط پليس اين كشور در شهرهاي مختلف آمريكا به قتل رسيدند و هر قتل نژادي كه انجام گرفت بطور جدي از سوي مقامات آمريكائي پيگيري نشد ومقامات مسئول  به گونه اي در حال لاپوشي بودند كه اعتراضات مردمي سبب شد تا مقامات قضائي و اجرائي آمريكا تحت فشار افكار عمومي تحقيقاتي نيم بند را انجام دهند تحقيقاتي كه در نهايت و در اغلب موارد به توجيه عملكرد پليس خاتمه پيدا كرد .

    اين بار؛ يك شهروند آمريكائي همان كاري كرد كه درطي  چند ماه گذشته پليس آمريكا انجام مي داد واين شهروند در نهايت قساوت و بي رحمي  اقدام به قتل سه دانشجوي جوان مسلمان نمود و  خون سه جوان را با شليك گلوله بر زمين ريخت .

     بدنبال آن دستگاه اجرائي و قضائي آمريكا سعي كردند تا مشابه قتل هاي نژادي در سكوت خبري از كنار اين سه قتل عبور كنند كه اين بار نيز با اعتراض مردم و مسلمانان و سازمان هاي مردم نهاد حقوق بشري روبرو شدند  و لاجرم تحقيقاتي را شروع كردند و از اكنون پايان اين ماجراي جنائي تا حدودي مشخص است .

    وابستگان قاتل مدعيند كه اختلاف برسر پاركينك بود حتي اگر اين ادعا صحيح باشد نمي تواند به دلايل زير  اين قتل فجيع و غير انساني كه فقط از وحشي هاي جنگل هاي مناطق دور افتاده بر مي آيد را توجيه نمايد :

1-قاتل اگر مشكلي  در مورد پاركينك داشت مي توانست به دستگاه قضائي شكايت بكند و اگردلايل متيقني داشت كه حقانيت ادعاي  او را اثبات مي نمود به دادگاه ارائه مي داد و منتظر حكم قضائي بود واگرراي دادگاه به نفع او راي صادر مي شد و شخص محكوم ؛ حكم قضائي را تمكين نمي كرد مي توانست از پليس بخواهد تا مداخله نمايد.نه اين كه خودسرانه لوله تفنگ را بسوي ديگران بگيرد و شليك كند

2- بازهم فرض گرفته شود كه ادعاي قاتل صحيح باشد طرف دعوا و مشاجره او يك نفر بود چرا سه نفر را آماج تيراندازي قرار داد وسه نوجوان دانشجو را به قتل رساند.

3- سوابق مكتوب از قاتل در شبكه هاي اجتماعي  دلالت بر اين دارد كه مشار اليه يك شخص ضد خدا و ضد دين بود وبا پيروان اديان بخصوص اسلام دشمني داشت و حضور آن ها را در جامعه آمريكا بر نمي تابيد.

4- بنا به اظهار پدر يكي از مقتولين ؛ قاتل چند بار فرزند او را تهديد به قتل كرده بود البته اينجا به مقتول اين انتقاد وارد است كه چرا تهديدات قاتل را جدي نگرفت و به پليس اطلاع نداد .

   در اين ميان سكوت رسانه هاي جمعي آمريكائي و كشورهاي اروپائي جاي تعجب دارد واگر مشابه چنين اتفاق ناگواري در يكي از كشورهاي  اروپائي بوقوع مي پيوست تا چند روز در راس اخبار رسانه هاي غربي قرار مي گرفت و دولتمردان غربي  از جهانيان  مي خواستند سكوت نكنند واين قتل را محكوم كنند واين درحالي است تا زماني كه اردوغان رئيس جمهور تركيه  به مقانمات آمريكائي براي سكوتشان اعتراض نكرده بود هيچكدام از مقاامات آمريكائي كمترين اشاره اي به اين قتل نكرده بودند.

  آمريكا و كشورهاي غربي مدعي مبارزه با داعش . اگر واقعا در ادعايشان صادق هستند بايد به موازات  مبارزه با داعش  با عوامل ظهور گروه هاي تندروئي نظير داعش مبارزه كنند و يكي از عوامل گرايش جوانان مسلمانان به چنين گروه هائ تروريستي  ؛ تبعيضاتي است كه در كشورهاي غربي نسبت به مسلمانان به اجرا در مي آيد و در پي آن مقامات غربي  بجاي آن كه عوامل شرارت نسبت به مسلمانان را در كشورهايشان محكوم و مجازات كنند با سكوت معنا دارشان قاتلان و جنايتكاران را تائيد مي كنند و دسته گل برايشان مي فرستند ؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن 1393ساعت 9:50  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   مرحوم جمال عبدالناصر رئيس جمهور فقيد مصر در دهه هاي 50و 60 ميلادي براي ساخت سد " آسوان " بر روي بزرگترين رود مصر يعني رود " نيل " ابتداء به سراغ غربي ها رفت واز آن ها خواست كه در ساخت اين سد كه مي تواند منافع اقتصادي بيشماري براي مصر در بر داسته باشد با اين كشور همكاري و مشاركت نمايند.  كشورهاي غربي علاوه بر اين كه مشاركت نكردند به انحاء گوناگون در خفا و آشكار مخالفت ورزيدند تا جائي كه ناصر كه به آينده مصر مي انديشيد براي آن كه غرور غربي ها را بشكند لا جرم  دست نياز به سوي شوروي سابق دراز كرد و مسكو هم بلا درنگ پذيرفت  . شوروي براي ساختن سد مزبور آستين ها را بالا زد و احداث كرد آن سدي را كه غربي تعلل ورزيدند . جواب مثبت شوروي ؛ فصلي جديد در روابط مصر با شوروي در دوران ناصر گشود .

    و اكنون بعد از تقريبا شش دهه از آن زمان ؛ تاريخ در حال تكرار است . در چهار سال قبل ؛ بهار آمريكائي كه به غلط بر آن نام غير مسمي " بهار عربي " نهادند در كشور مصر وزيدن گرفت و حسني مبارك كه روابط تنگاتنگي با وا شنگتن و تل آويو و پايتخت هاي كشورهاي غربي داشت قرباني اين روابط شد و اخواني ها كه بهترين گزينه آمريكائي ها و غربي ها براي بعد از مبارك بودند با حمايت واشنگتن قدرت را در مصر در اختيار گرفتند و آقاي " محمد مرسي " نامزد اخوان المسلمين  به كاخ رياست جمهوري راه يافت وا مورات مصر بر اساس استراتژي امريكائي در حال پيشرفت  بود كه به علت بروز نا رضايتي شديد در مردم مصر از عملكرد مرسي و اخواني ها  و مخالفت رياض از به قدرت رسيدن اخواني ها در مصر و عوامل ديگر ؛ كودتاي نظامي همانند سال 1952 ميلادي در مصر روي داد و مرسي از كاخ رياست جمهوري روانه زندان شد و ژنرال " السيسي" با حمايت عربستان بر روي كار آمد .

    كودتاي مزبور ؛ خوابهائي كه  آمريكائي ها براي مصر ديده بودند  را آشفته ساخت و  سبب شد تا واشنگتن ؛ حكومت جديد مصر را بطور جدي حمايت نكند وبا حمايت هائي كه در خفا و آشكار ازاخوان المسلمين مصر بعمل آورد  به كارشكني در دولت جديد  روي آورد تا آنجا كه دولتمردان نظامي راه يافته به كاخ رياست جمهوري ؛ همانند ناصر در دهه 50 ميلادي آمريكا را به عنوان يك دوست تلقي نكنند و مجبور شوند فصلي جديدي را در رابطه با مسكو بگشايند .

    از سوي ديگر؛ مسكو كه از دير باز در پي پيدا كردن جاي پائي در كشورهاي عربي بود و تحريم هاي آمريكا و غرب بر سر مناقشه اكراين ؛ پوتين و دولتش را سخت بر آشفته كرده بود و براي پيدا كردن دوستان جديد در تكاپو بودند از فرصت استفاده كردند و از السيسي حمايت كردند و اين تلاقي در حفظ منافع دو طرف سبب گرديد تا قاهره و مسكو بيش از پيش به هم نزديك شوند .

   با سفر وزراي خارجه و دفاع روسيه به قاهره و متقابلا سفر السيسي به مسكو گام هاي اوليه براي نزديكي دو كشور بر داشته  شد و در پي در خواست مصر براي خريد چند ميليارد دلار تسليحات نظامي و موافقت  روسيه با اين درخواست ؛ نشان از تقويت روابط دو كشور در حوزه هاي سياسي و نظامي و بالتبع اقتصادي را مي دهد و اكنون با سفر پوتين به بزرگترين كشور عربي نزديكي دو كشور در حال پيشرفت است .

    نزديكي دو كشور در جاي خود ؛ معادلات قدرت را در خاورميانه دستخوش تغيرات بنيادي ودر عين حال نا مشخص خواهد كرد  . از يك سو ؛ بزرگترين حامي منطقه اي  السيسي در خاورميانه يعني عربستان از عملكرد روسيه به خاطر حمايت هاي اين كشور از بشار اسد در سوريه  نا راضي مي باشد و روابطي سرد و بي اطميناني بين مسكو و رياض حاكم است  تا جائي كه رياض تلاش كرده تا با پائين نگاه داشتن  قيمت نفت بزرگتري ضربه را به روسيه وارد سازد و متقابلا مسكو هم از عملكرد رياض شديدا خشمگين و عصباني است و از ديگر سو رابطه  قاهره با مسكو روز بروز در حال گرم تر شدن است و همچنين رابطه قاهره با تهران يكي از همپيمانان مسكو در منطقه كما في السابق  قطع  است و رياض با تهران در كشمش قرار دارند .

  در معادلات قدرت در منطقه خاورميانه ؛ آمريكا احساس مي كند در حال باختن است . رابطه اش با مسكو به خاطر تنش هاي اكراين  تيره شده  است . به خاطر حمايت از اخوان المسلمين در مصر رابطه چندان گرم و حسنه اي با السيسي ندارد . عربستان هم از واشنگتن به سبب مذاكرات هسته اي كه بين نهران و واشنگتن در جريان است  به داغي گذشته نمي باشد  .

   براين اساس آمريكا چشم دوخته به پايان دلگرم كننده مذاكرات هسته اي و توافق با تهران تا بتواند از آن به عنوان يك برگ برنده در ديپلماسي خود به خصوص خاورميانه استفاده نمايد و بتدريج قدرت ازدست رفته اش را در خاورميانه بازسازي كند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم بهمن 1393ساعت 11:7  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

درگذشت ملك عبداله پادشاه عربستان در هفته گذشته با عكس العمل هاي متفاوت و بعضا متضاد در سطح منطقه و بين المللي روبرو شد در حاليكه سران كشورهاي اروپائي و آمريكا و كشورهاي اسلامي و عربي تسليت گفتند و سران يا نمايندگانشان در مراسم تشيع و يادبود شركت كردند در مقابل گروه هايي نظيرداعش ابراز خوشحالي كردند و افسوس خوردند كه چرا ملك عبد الله فوت كرد و زنده نماند تا به دست داعشي ها بسزاي اعمالش برسد و گردن زده شود .  

     دراين ميان رئيس جمهور ايران و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به دولت و پادشاه جديد عربستان تسليت گفتند و وزير خارجه را به نمايندگي از تهران راهي رياض كردند تا در مراسم يادبود حضور داشته باشد و مراتب تسليت دولت را ابلاغ كند.  

     به تدريج مرگ عبدالله از راس اخبار جهان كنار گذاشته مي شد و سياستمداران و دولتمردان منطقه و جهان منتظر بودند تا ببينند خلف ملك عبد الله يعني ملك سلمان چه مواضعي اتخاذ مي كند كه ناگاه درروز جمعه 10/11/93 آيت الله جنتي خطيب نماز جمعه تهران در خطبه هاي نماز جمعه از مرگ ملك عبدالله اظهار مسرت و شادماني كرد و به خاطرخدمات پادشاه عربستان به آمريكا و اسرائيل و خيانت به تشيع مرگ او را تبريك كرد و او را " قارون " ناميد و پيش بيني كرد كه او اكنون در حال عقوبت از عملكردش است . 

     از آنجائي كه خطبه هاي نماز جمعه پايتخت ايران ؛ مورد توجه محافل ديپلماسي در داخل و منطقه و جهان قرار مي گيرد و به عبارتي بيان كننده ديدگاه هاي نظام جمهوري اسلامي تعبير مي شود و تفاوت دارد با اظهار نظرهاي ائمه جماعات شهر ها و يا نمايندگان مجلس كه مي توان نظرات شخصي گوينده اعلام كرد لذا لازم دانستم اشاراتي به آن بشود: 

    1-.ملك عبدالله و عملكردش را مي توان مورد ارزيابي قرار داد وانتقاد كرد واگر نقدي وجود دارد بيان كرد وليكن از درگذشتش ابراز شادماني كردن و تبريك گفتن جاي تعجب است . 

     2- بر اساس آموزه هاي قراني و اسلامي فقط خداوند است كه مي داندچه شخصي در آن دنيا مستوجب عقاب است و يا شايسته ثواب 

   3-اگرتبريك گفتن و ابراز شادماني كردن بعد از فوت يك مسلمان متداول شود قطعا بايد منتظر موارد مشابه باشيم . براي مثال اگر بعد از فوت يكي از مقامات ارشد جمهوري اسلامي و يا تشيع  ؛ مثلا امام جمعه مسجد الحرام يا مسجد النبي و يا ساير مساجد مسلمانان چنين صحبت هائي را مي كردند مسئولين جمهوري اسلامي چه فكر مي كردند وچه مواضعي اتخاذ مي كردند و اين اظهارات را ناشي از برخورد غير مودبانه گوينده آن تلقي نمي كردند ؟ 

    4- اگر ملك عبدالله براي برخي از مقامات ايران قابل لعن و نفرين است براي خيلي از مسلمانان يك چهره خادم حرمين شريفين است طبيعي است كه آن دسته از مسلمانان چنين اظهار نظرهائي را بر نمي تابند واين را ناشي از حرمت شكني مسئولين جمهوري اسلامي تحليل مي كنند و بايد در آينده شاهد برخوردهاي خشن سني هاي تندرو نسبت به شيعيان در گوشه و كنار جهان باشيم. 

     5- ربط دادن عملكرد ملك عبدالله به تشيع و اين كه او با شيعه دشمني ورزيد و آن گاه اظهار خوشحالي از فوتش ؛جز اين كه اختلاف شيعه و سني را دراين اوضاع و احوال كه غير مسلمانان در حال افزودن هيزم در داخل آتش اختلافات هستند نتيجه ديگري در بر ندارد. 

     6- تهران و رياض روابط ديپلماتيك دارند و دو كشور داراي سفير هستند در پروتكل روابط بين كشورها ؛ شايسته نيست يك مقام مسئول در كشوري از مرگ رهبران كشور ديگر ابراز شادماني كند. 

    7- واقع قضيه اين كه از دير باز حتي از زمان رژيم گذشته اختلاف و رقابت بين تهران و رياض وجود داشت و تهران بايد سعي كند كه اختلافات را كاهش دهد و اگر طرف مقابل اعتقاد به كاهش ندارد تهران نبايد اختلافات را ببا اين نوع سخنان يشتر كند . 

    8- از يك سو شعار وحدت شيعه و سني داده مي شود و هفته وحدت با هزينه سنگين برگزاري مي گردد و از ديگر سو از مرگ يك چهره برجسته سياسي در بين اهل تسنن ابراز سرور و شادماني مي شود ؟!.  

    اميد است عقلاي كشور از تكرار چنين خطبه ها جلوگيري كنند و اجازه ندهند آتش فتنه جهان اسلام را فرا گيرد و به اختلافات قومي و مذهبي دامن زده شود و آب به آسياب قدرت هاي فرا منطقه اي و از جمله اسرائيلي كه امثال آقاي جنتي كه خيلي مخالف آن مي باشند ريخته شود و طبيعي است انسان هاي بي گناه و بي خبر از همه جا و همه چيز اولين قربانيان چنين فتنه هائي هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن 1393ساعت 9:25  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

ملك عبداله پادشاه 90 ساله عربستان كه از نزديكترين رهبران جهان عرب به آمريكا و غرب بود و ستون اتكاي غربي ها در خاورميانه عربي و تا حدودي جهان اسلام به حساب مي آمد فوت كرد .  

    در دوره 10 ساله پادشاهي عبد الله ؛ عربستان با نشيب و فرازهائي در ديپلماسي بين المللي و منطقه اي روبرو بود . از يك سو ملك عبد الله نمي خواست روابط صميمانه و نزديكش با آمريكا و غرب مخدوش بشود واز ديگر سو ؛ با برخي از تحركاتي كه آمريكائي ها و غربي ها در جهان عرب و خاورميانه انجام مي دادند از جمله : بهار عربي كه آمريكائي ها راه انداختند و مذاكرات هسته اي بين تهران و واشنگتن و............موافق نبود وآن ها را بر خلاف منافع عربستان مورد ارزيابي قرار مي داد.  

    به خاطر مسائل فوق و ديگر مسائل ؛ مقامات عربستان در پاره اي مواقع با آمريكائي ها كج مي گفتند و كج مي نشستند و اين كج گفتن ها و كج نشستن ها تا مرحله اي پيش مي رفت كه روابط رياض و واشنگتن متشنج نشود و به اصطلاح در عين اين كه در پاره اي از موضوعات منطقه اي چالش هاي بين دو طرف بروز مي كرد دو طرف كجدار و مريز عمل مي كردند.  

     عبداله از آمريكا و غرب انتظار داشت كه بدون صلاحديد و مشورت مقامات عربستان هيچ تحركي در منطقه خاورميانه وجهان عرب انجام ندهند و در تمام امور با رياض مشورت كنند وشيخوخيت عربستان را در جهان اسلام وعرب حفظ كنند . از آنجائي كه دمكرات هاي آمريكا به اسرائيل و امنيت آن بيشتراز نفت اعراب اهميت مي دهند لذا در عمل آمريكائي ها ؛ دست به كارهاي در جهان عرب و خاورميانه عربي زدند كه رياض را آزرده خاطر ساخت .  

   در بعد از جنگ جهاني اول و خصوصا جنگ جهاني دوم كه عربستان به پشتوانه دلارهاي نفتي و نزديكي با غرب صاحب قدرت در ميان كشورهاي عربي و اسلامي شد استراتژيش را بر پايه قدرت بلا منازع تنظيم كرد و اجازه نداد هيچ كشور عرب ويا مسلمان با او به رقابت بپردازد و همواره تلاشش بر اين قرارداشت كه رقبا را در شطرنج سياسي مات كند و يا قدرت هاي رقيب را تضعيف نمايد . مخالفت حكام عربستان با مرحوم " جمال عبدالناصر" به اين خاطر بود . تا جائيكه رياض براي تضعيف عبدالناصر متوسل به حمايت از جمعيت " اخوان المسلمين " در مصرشد و يا مخالفت نسبي رياض با شاه ايران در همين چارچوپ و استراتژي قابل ارزيابي است . بعد از فوت ناصر در مصر و سرنگوني رژيم شاه در ايران ؛ حكومت عربستان نفسي تازه كشيد و دولت هائي نظير اسد در سوريه و صدام در عراق و قذافي در ليبي و...........را به حساب نمي آورد و سعي داشت اين دولت هاي كوچك عرب را در كنار خودش داشته باشد و هر زمان اين دولت هاي كوچك ؛ پا را از گليم خود قراتر دراز كردند با همراهي غرب و آمريكا سرجايشان بنشاند .  

     ملك عبد الله در دوران اوباما دمكرات ؛ با دو چالش عمده در مقابل آمريكا روبرو شد : 1- راه اندازي " بهار عربي " توسط آمريكائي ها در كشورهاي عرب شمال آفريقا و خاورميانه عربي . 2- مذاكرات هسته اي آمريكا با ايران .  

     در مورد اول يعني بهار عربي - اگر چه بهار عربي در گام هاي نخست ؛ عربستان را مورد هدف قرار نداده بود وليكن ملك عبد الله از سرنگوني بن علي در تونس و مبارك در مصر و علي عبد الله صالح در يمن و....... وحشت كرد و احتمال داد با حمايت هائي كه آمريكائي ها از اخوان المسلمين دارند در گام هاي بعدي عربستان را نيزاز زير تيغ بهار عربي بگذرانند . تلاش هاي رياض و شخص ملك عبد الله بر سرنگوني " محمد مرسي " اخواني در مصر وحمايت مالي و سياسي ار " السيسي " در همين راستا قرار دارد . اين حمايت تا آنجا پيش رفت كه عربستان به اتفاق دوستانش در شوراي همكاري خليج فارس باشتثناي قطر و عمان حاضر شد ميليارد ها دلار به مصر بعد از مرسي كمك كند تا آب رفته به جوي باز نگردد و اخواني ها مجددا به كاخ رياست جمهوري در قاهره راه پيدا نكنند و السيسي بدون دغدغه مالي به حكومت ادامه دهد.  

    در مورد دوم –يعني مذاكرات هسته اي واشنگتن با تهران نيز سخت مورد انتقاد رياض قرار داشت و ملك عبدالله و مقامات عربستاني انتظار داشتند كه اوباما براي اين ارتباط و مذاكره با عربستان مشورت كند . عبد الله و حكام عربستان تصور كردند با نزديكي واشنگتن به تهران بتدريج رياض منزوي خواهد شد واز دايره قدرت در خاورميانه كنار گذاشته مي شود و ايران كه از دوران شاه ؛ رقيب عربستان بود بازيگر اصلي خاورميانه خواهد شد .موضوعي كه عربستان هرگز بر نمي تابد و حاضر است خاورميانه را به آتش بكشد تا ايران قدرت بلا منازع خاورميانه و جهان اسلام نشود . مخصوصا اين كه : علاوه بر رقابت ديرينه تهران- رياض كه از دير باز وجود داشته وبيشتر جنبه سياسي داشت اكنون به چاشني اعتقادي در قالب شيعه و سني آميخته شد .  

    در مورد مذاكرات هسته اي ؛ آمريكائي ها سعي كردند در ديدارهايشان با عبدالله و ديگر مقامات عربستان اين اطمينان را بدهند كه مذاكرات هسته اي با تهران به معناي كنار گذاشتن رياض و قدرت دادن به تهران نيست اطميناني كه تا حدودي رياض را قانع كرد ولي نگراني همچنان وجود دارد .  

     سقوط قيمت نفت كه در روزهاي پاياني عمر ملك عبدالله و با نقشه عربستاني ها روي داد از يك سو ؛ خوش خدمتي رياض به آمريكائي ها به منظور جلب نظر كمپاني هاي نفتي آمريكائي بود و ازديگر سو؛ ضربه زدن به اقتصاد كشورهاي نظير ايران و روسيه . عربستان با اين كارش چند برابر چند ميليارد دلاري را كه ايران در مذاكرات هسته ايي از غرب به دست آورد به اقتصاد ايران آسيب وارد كرد .  

      در مورد مناقشه فلسطين – اسرائيل ؛ عبدالله در دوراني كه وليعهد بود درمقام شيخوخيت جهان عرب در اجلاس سران عرب دربيروت در سال2002 ميلادي طرح صلحي را براي پايان دادن به مناقشه اعراب و اسرائيل داد كه با بي تو جهي و بي اعتنائي تل اويو روبرو شد بطوريكه چند ماهي از طرح پيشنهادي عبدالله نگذشته بود كه اسرائيل حمام خون راه انداخت و اين رويداد سبب آزردگي عبدالله و مقامات عربستان شد و عبدالله از اين كه طرحش ناكام ماند و غرورش بازيجه دست اسرائيلي ها قرار گرفت و نتوانست شيخوخيت خود را حفظ كند بسيار نگران و ناراحت بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 9:31  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

  در روز چهارشنبه 17 دي ماه 93 مصادف با هفتم ژانويه 2015 دو برادر جوان فرانسوي الجزايري تبار به دفتر مجله فكاهي و كارتوني " شارلي ابدو" در شهر پاريس حمله كردند و ضمن آن كه 12 تن كشته شدند تعدادي زخمي شدند و دو جوان مزبور موفق شدند صحنه را ترك كنند و متواري شوند اگرچه ؛ بعد از سه روز  لشكر كشي كه دولت فرانسه انجام داد  و با جنگ وگريز همراه بود  بالاخره در عصر روز جمعه 19 دي ماه هر دو برادر كشته شدند.

    همزمان و با يك روز تاخير حادثه اي مشابه اما نه به گستردگي حادثه اول در گوشه اي ديگر از شهرپاريس بوقوع پيوست كه اين حادثه با تعدادي كشته و مجروح همراه بود تا اين كه در عصر روز جمعه 19 دي به پايان رسيد.

    از نخستين لحظات وقوع حادثه اول ؛ اين رويداد تقريبا غير منتظره ؛ در صدر اخبار جهان قرار گرفت و مشابه حمله 11 سپتامبر به برج هاي دوقلو در نيويورك توجه جهانيان را به خود جلب كرد و خصوصا اروپائي ها و فرانسوي ها كه در بي خيالي از حوادث دهشتناكي كه هر روزه در خاورميانه و ديگر نقاط محروم جهان بوقوع مي پيوندد بسر مي برند  را در شوكي عميق فرو برد و هنوز بعد از سپري شدن چند روز و خانمه هر دو حادثه ؛ دنيا و خصوصا اروپا و بويژه فرانسه در شوك بسر مي برد .

    در زماني كه 11 سپتامبر در نيويورك بوقوع پيوست ؛ بلا فاصله صدر اعظم وقت آلمان اعلام كرد : اين حادثه يك نقطه عطف در تاريخ است . امروز بعد از چند سال متوجه مي شويم كه صدر اعظم آلمان خيلي بي ربط نگفت و بعد از آن حادثه بود كه آمريكا به افغانستان و عراق حمله زميني كرد و اين دو كشور مسلمان را اشغال نمود و در پي آن ؛  راديكاليسم در قالب  تروريسم در منطقه خاورميانه رشد پيدا كرد و تحولات زيادي بوقع پيوست و حتي حوادث چند روز اخير فرانسه را مي توان بخشي از تحولات بعد از 11 سپتامبر كه آمريكا و غرب در كشورهاي اسلامي انجام دادند  مربوط دانست و مورد ارزيابي قرار داد.

    به نظر نگارنده حمله به دفتر مجله " شارلي ابدو " مي تواند نقطه عطفي باشد واگر اين نقطه عطف مانند 11 سپتامبر بهره برادري منفي بشود بايد در آينده شاهد رشد راديكاليسم بيشتري در گوشه و كنار جهان باشيم واگر دولتمردان غربي بهره برداري مثبت بكنند مي تواند از بسياري از حوادث تلخ بعدي جلوگيري كنند .

   سه علت براي حمله به دفترمجله فكاهي شارلي مي توان بر شمرد :

 1- چاپ عكسي فكاهي از پيامبر اسلام ؛ از آنجائي كه پيامبر اسلام از قداستي خاص در نزد مسلمانان برخورداراست از اين رو مسلمانان هر نوع عكسي فكاهي از حضرت محمد را بر نمي تابند و خود را موظف مي دانند عكس العمل نشان دهند و براي نمونه  چاپ تصوير فكاهي پيامبر اسلام در يك نشريه دانمارك در دو سال قبل ؛با بروز عكس العمل هائي از سوي مسلمانان روبرو شد و طبيعي است عكس العمل در نزد جوانان از عمليات تند برخوردار است .

2-  علت دوم ؛ مربوط مي شود به حملات  كشورهاي غربي به كشورهاي اسلامي و اشغال سر زمين هاي مسلمانان و كشته شدن مسلمانان بر اثر حملات هوائي و زميني ناتو .

    از نظر مسلمانان ؛  اشغال سرزمين هاي اسلامي توسط بيگانگان  با تعاليم و آموزه هاي اسلامي مغايرت دارد وبراي مسلمانان قابل قبول نيست كه كشورهاي اسلامي به اشغال غير مسلمانان در آيد .

 3-سومين علت ؛ تبعيضاتي است كه در كشورهاي غربي از جمله فرانسه نسبت به مسلمانان به اجرا در مي آيد و بهعبارتي در چنين جوامع كه مدعر رعايت حقوق بشر هستند شهروندان را به درجه 1و2 تقسيم مي كنند و مسلمانان با اين كه از شهروندان اين كشورها محسوب مي شونداز بسياري از امتيازات اجتماعي و سياسي و اقتصادي محرومند .

در مورد علت  اول ؛ يك پارادوكسي بين جهان اسلام وغرب وجود دارد .غربي ها به ظاهر به آزادي بيان خيلي اهميت مي دهند و معتقدند كه انسان ها آزاد هستند هرآنچه را مي خواهند بگويند و بنويسند و حد ومرزي وجود ندارد و نبايد هيچ شخصي را به خاطر ابراز نظراتش محدود كرد و.....البته نا گفته نماند در همين كشورهاي غربي كه اين همه تظاهر به آزادي بيان مي كنند براي بيان نظرات در مورد موضوعاتي نظير  " هولوكاست " و....... محدوديت ها و خط قرمزهائي وجود دارد . بهرحال ؛ در مقابل ديدگاه غرب كه به آن اشاره شد ديدگاه مسلمانان وجود دارد كه معتقدند : منتقدين به اسلام ؛ مي توانند انتقاداتشان  را در مورد اسلام در فضائي علمي و آكادميك  بيان كنند و منتظر پاسخ باشند ولي حق ندارند بنام آزادي بيان به  اعتقادات و مقدسات ديگران و خصوصا ساحت قدسي پيامبر اسلام توهين و جسارت بكنند وبا نقاشي هاي موهن به سخره بگيرند.

    در حاليكه ؛غربي ها در كنار آزادي بيان به ظاهر بر اصلي ديگر و آن احترام به عقايد و مقدسات ديگران  پا فشاري دارند .جاي تعجب اين است كه چگونه غربي ها كه مدعي احترام به اعتقادات ديگران هستند به خودشان اجازه مي دهند به بالاترين و والاترين شخصيت در نزد مسلمانان با شكل كاريكاتوري و فكاهي بازي  بكنند در صورتيكه غربي ها به خوبي آگاهند كه مسلمانان روي اين موضوع حساسيت زياد دارند .

 در اين چنين موارد ؛ يا بايد مسلمانان كوتاه بيايند و قبول كنند كه غربي ها هر كاري مي خواهند بنام آزادي بيان انجام بدهند وآن ها سكوت كنند  يا غربي ها بايد بپذيرند احترام به حقوق ديگران و عقايد سايرين يك اصل اساسي در قوام جامعه بشري است و اگريكي از  اين دو سوي تقابل كوتاه نيايد در غير اين صورت بايد انتظار حوادثي از آنچه در روزهاي اخير در پاريس شاهد بوديم هراز گاهي در گوشه اي از جهان  شاهد باشيم  .

 و در بيان علت دوم ؛  دخالت غرب دركشورهاي اسلامي به بهانه اجراي دمكراسي در قالب حملات هوائي و زميني و اشغال سرزمين هاي اسلامي ؛ براي مسلمانان و خصوصا نسل جوان قابل فبول نيست . حمله زميني به افغانستان و عراق و حملات هوائي به ليبي وپياده كردن نيرو در عربستان كه سر زمين " وحي " مي باشد بر نگراني مسلمانان مي افزايد و جوانان مسلمان چاره اي نمي بينند تا عكس العمل نشان دهند و اين عكس العمل مي تواند در قالب حوادثي بروز كند كه يك نمونه آن را در پاريس روي داد .

   اگرغرب واقعا خواهان اجراي دمكراسي در جهان سوم و كشورهاي اسلامي است بايد دمكراسي را تبليغ كند و با عملكرد خودش در سطح جهاني ؛ دمكراسي را در عمل نشان بدهد  نه اين كه با راه انداختن حمام خون در كشورهاي اسلامي و سيراب نمودن زمين هاي مسلمانان از خون مردم مسلملن ؛  بخواهد دمكراسي بر قرار كند  و نتيجه اش اين مي شود كه  در پاريس روي داده است .

    غرب يا بايد بپذيرد كه دست از چنين حملاتي بردارد و خود را قيم جهان نشناسد و يا بايد انتظار حوادث خونين را داشته باشد .حوادثي كه اگر بطور انفعالي مورد تحليل قرار گيرد بسيار وحشتناك است وليكن اگر در قالب حوادث ما قبل كه از سوي غرب و نيروهاي نظامي غرب يعني ناتو رخ داده مورد ارزيابي قرار گيرد مي توان توجيهي براي آن پيدا كرد .

  و اما علت سوم – حداقل انتظار از دولت هاي غربي اين است كه تبعيضات را نسبت به مسلمانان بر دارند و آن ها را از انزوا و انفعال در آورند و موقعيت رشد و دستيابي به آنچه كه براي غير مسلمانان فراهم است براي مسلمانان تعبيه نمايند . بهرحال مسلماناني كه در اروپا زندگي مي كنند  تابعيت اين كشورها  را دارند ؛ كشوري نظير فرانسه كه در آن حدود 5 ميليون مسلمان زندگي مي كنند كه پرجمعيت ترين اقليت ديني در اين كشور است و در خيلي از مواقع هنگامي كه به مسلمانان فرصت دادند بزرگترين افتخارات را براي اين كشور ايجاد كردند انتظار دارند كه تحت فشار تبعيضات ديني قرار نگيرند .

  بهر حال خشونت محكوم است و قابل دفاع نيست ولي آنچه كه مهمتر از محكوميت خشونت  است ازبين بردن زمينه هاي ايجاد خشونت است ووجود اين زمينه ها هم در جاي خودش محكوم است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393ساعت 8:40  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

ماه ربیع الاول که دوازدهمین روز این ماه را برادران اهل سنت روز تولد حضرت محمد پیامبر بزرگ اسلام می دانند و 17 ربیع که شیعه از آن به روز تولد حضرت رسول یاد می کند برهمه مسلمانان مبارک باد 

در آستانه چنین ایام خجسته به مناسبت تولد پیامبر رحمت و صلح و دوستی که جهان باید در جشن وسرور باشد ؛ در روز گذشته ؛ پاریس در کشور فرانسه شاهد حادثه ای خونین بود و ظاهرا سه نفر به دفتر یکی از مجلات هفتگی این کشور که مضامین و عکس های فکاهی را منتشر می کرد حمله کردند  و 12 تن کشته شدند که تنی چند از آن ها در کشیدن عکس های فکاهی و موهن به پیامبر بزرگوار اسلام نقش داشتند .

به نظر نگارنده هر دو محکوم است هم کشیدن عکس های فکاهی حضرت محمد . اروپائی ها باید بدانند حضرت محمد از قداست خاص در بین مسلمانان برخوردار است و نباید اجازه بدهند به نام "آزادی " به قداست جوامع مسلمان توهین بشود و از طرف دیگر چنین عملیات خونین که عکس العمل است در بین جوانان و گروه های تندرو ئی که در پاره ای مواقع همین گروه های تند رو از سوی کشورهای اروپائی حمایت می شوند در مقابل توهین به پیامبر اسلام است قابل دفاع نمی باشد .

به امید روزی که جهانیان  بفهمند باید در صلح و آرامش زندگی کنند و همگان بیاموزند که احترام به عقاید دیگران اصل اساسی در همزیستی مسالمت آمیز است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی 1393ساعت 8:30  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

 

مصاحبه زير را روزنامه " مردم سالاري " با اينجانب در مورد روابط " حماس " با ايران انجام داد و در روز شنبه مورخ 13/10/93 به چاپ رساند  و جهت مطالعه آن دسته از خوانندگان محترم كه مصاحبه را مطالعه نفرمودند در اينجا آورده شده است :  

س 1 ـ جناب آقای دکتر شهابی! باسلام و تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید به عنوان اولین سوال بفرمایید چرا جنبش حماس بعد از مدت طولانی ، اکنون به این فکر افتاده که روابط خود را با ایران بهبود ببخشد؟

سئوال1- واقع قضيه اين كه تنها حماس به اين فكر نيفتاده تا مجددا روابط خود را با ايران بهبود ببخشد بلكه ايران هم با استراتژي منطقه اي كه در مورد اسرائيل دارد نياز دارد تا با حماس كه شعار مقاومت و مقابله با اسرائيل مي دهد رابطه حسنه و تنگاتنگي داشته باشد . به عبارتي اين روابط بر اساس نياز متقابل است .مستحضريد بعد از شروع درگيري ها در سوريه در سال2011 و مخالفت اخواني هاي سوريه با حكومت بشار اسد ؛ از آنجائي كه حماسي ها ريشه اخواني دارند به حمايت از اخواني ها سوريه بر آمدند ورابطه اشان با دولت سوريه برهم خورد و در پي آن بر اساس حمايت ايران از بشار اسد سبب شد تا رابطه تهران با حماس آسيب بيند.البته اين رابطه هر گز قطع نشد و جنبه خصمانه پيدا نكرد و دو طرف سعي داشتند تا پل ها را تخريب نكنند واقع قضيه اين كه تنها حماس به اين فكر نيفتاده تا مجددا روابط خود را با ايران بهبود ببخشد بلكه ايران هم با استراتژي منطقه اي كه در مورد اسرائيل دارد نياز دارد تا با حماس كه شعار مقاومت و مقابله با اسرائيل مي دهد رابطه حسنه و تنگاتنگي داشته باشد . به عبارتي اين روابط بر اساس نياز متقابل است .مستحضريد بعد از شروع درگيري ها در سوريه در سال2011 و مخالفت اخواني هاي سوريه با حكومت بشار اسد ؛ از آنجائي كه حماسي ها ريشه اخواني دارند به حمايت از اخواني ها سوريه بر آمدند ورابطه اشان با دولت سوريه برهم خورد و در پي آن بر اساس حمايت ايران از بشار اسد سبب شد تا رابطه تهران با حماس آسيب بيند.البته اين رابطه هر گز قطع نشد و جنبه خصمانه پيدا نكرد و دو طرف سعي داشتند تا پل ها را تخريب نكنند

س2- آیا اختلاف نظر در میان مقامات مسئول حماس، نیز در این خصوص موثر بوده است؟

جنبش حماس مانند هر گروه و تشكيلات سياسي چه حكومتي و چه غير حكومتي ؛با اختلاف نظرهائي در درون خود ؛ در مقابل پديده هاي رو در رو مواجه است  واحتمالا در مورد اين كه با دولت سوريه جه موضعي اتخاذ كنند اختلاف نظر وجود داشت .ظن به قوي ؛ جناحي معتقد بودند رابطه با دمشق و تهران را فداي حمايت ازمخالفان دولت سوريه نشود و جناحي ديگر عكس نظر وديد گاه بالا را داشتند بهرحال حوادثي كه روي مي دهد سبب مي شود تا نقطه نظرات يك جناح غالب شود  در راس قرار بگيردجنبش حماس مانند هر گروه و تشكيلات سياسي چه حكومتي و چه غير حكومتي ؛با اختلاف نظرهائي در درون خود ؛ در مقابل پديده هاي رو در رو مواجه است  واحتمالا در مورد اين كه با دولت سوريه جه موضعي اتخاذ كنند اختلاف نظر وجود داشت .ظن به قوي ؛ جناحي معتقد بودند رابطه با دمشق و تهران را فداي حمايت ازمخالفان دولت سوريه نشود و جناحي ديگر عكس نظر وديد گاه بالا را داشتند بهرحال حوادثي كه روي مي دهد سبب مي شود تا نقطه نظرات يك جناح غالب شود  در راس قرار بگيرد


س 3 ـ  به نظر شما آیا ایران قطع ارتباط حماس با گروه های تروریستی سوریه را شرطی برای از سرگیری روابط ، مطرح نمی کند؟آیا حماس آن را می پذیرد؟

همانطور كه در پاسخ به سئوال اول عرض شد ازآنجائي كه دو طرف به يكديگر نياز دارند احتمالا دو طرف در ديدگاه هايشان انعطاف به خرج خواهند داد .تصوري كه حماسي ها سه چهار سال قبل داشتند و فكر مي كردند بشار اسد به زودي سقوط مي كند و بر اين ارزيابي روابطشان را با دمشق برهم زدند الان بعد از چهار سال پي بردند تصوري باطل است روي اين حساب ازگروه هاي مخالف اسد مثل سابق حمايت نمي كنند و ايران هم كه نيازبه گروه هاي مقاومت دارد براي برقراري روابط حسنه همچون گذشته ؛ بر برخي ازمطالباتش پافشاري نخواهد كرد .الان حماسي ها هم متوجه شدند كه ديگر حناي مخالفان دولت سوريه مثل سابق رنگ ندارد و اگر بخواهند همچنان بر حمايت گذشته اشان بر بركناري اسد پا بفشارند هم حمايت هاي ايران را از دست مي دهند و هم گرفتار گروهاي تندروئي نظير داعش مي شوند .از اين رو هر دو طرف به يك نقطه در حال نزديك شدن هستند وآن نقطه كنار گذاشتن افتراقات و چسبيدن به مشتركات استهمانطور كه در پاسخ به سئوال اول عرض شد ازآنجائي كه دو طرف به يكديگر نياز دارند احتمالا دو طرف در ديدگاه هايشان انعطاف به خرج خواهند داد .تصوري كه حماسي ها سه چهار سال قبل داشتند و فكر مي كردند بشار اسد به زودي سقوط مي كند و بر اين ارزيابي روابطشان را با دمشق برهم زدند الان بعد از چهار سال پي بردند تصوري باطل است روي اين حساب ازگروه هاي مخالف اسد مثل سابق حمايت نمي كنند و ايران هم كه نيازبه گروه هاي مقاومت دارد براي برقراري روابط حسنه همچون گذشته ؛ بر برخي ازمطالباتش پافشاري نخواهد كرد .

س 4 ـ بر فرض چنین شرطی از سوی ایران و قبول آن توسط حماس، این جنبش چه توجیهی در مقابل گروههای مذکور و حامیان قدرتمند آنها بالاخص قطر که حامی اصلی حماس نیز است دارد؟

در پاسخ به سئوال سوم اشاره شد موضوع سوريه تقريبا كهنه شده است وحماسي ها علاقمند نيستند مثل گذشته روابط خودشان را با مخالفان سوريه گرم كنند واقع قضيه اين كه حماس روي قمار سوريه باخت و الان نمي خواهد مجددا قمار كند مگر اين كه اوضاع بر گردد به سال هاي 2011و 2012 كه مجددا حماسي ها بخواهند رو بسوي مخالفان سوريه بياورند .در مورد قطر كه اشاره كرديد ؛ خود قطرهم مانند دو سه سال قبل روي سقوط بشار اسد فعال نيست .حكومت قطر هم تا حدودي به واقعيات موجود در منطقه و سطح بين المللي پي برده است و روي اين حساب خيلي به حماسي ها فشار نمي آورد كه به ايران نزديك نشوند .با توجه به اين كه قطري ها نمي خواهند به حماس در جبهه مقاومت كمك هاي نظامي بكنند ازاين رو اين بخش را بر عهده ايران سپردند.

س 5- موضوع شناسایی کشور فلسطین از سوی برخی از دول مهم اروپایی، جنبش حماس را تا چه حد به تعامل با کشورهای مذکور ترغیب می کند؟ و آیا بهبود روابط با ایران مانعی برای این تعامل نیست؟

اخيرا تعدادي ازكشورهاي اروپائي بطور سمبليك كشور فلسطين را به رسميت شناختند و پارلمان هاي اين كشور ها دولت فلسطين را تائيد كردند اگر چه همانطور كه اشاره شد بيشترجنبه سمبليك دارد ولي بهرحال روي تصميات حماس بي تاثير نيست .رابطه حماس با ايران في نفسه نمي تواند براي حماس مشكل آفرين باشد زيرا كه همه اين كشورهاي اروپائي با ايران رابطه حسنه ديپلماتيك دارند ولي اگر حماس بخواهد همچون گذشته شعارنابودي اسرائيل را بدهد قطعا بر روي روابط كشورهاي اروپائي با حماس اثر خواهد گذاشت.شايد يكي از عللي كه در ماه هاي اخير كشورهاي اروپائي بطور سمبليك دولت فلسطيني را برسميت شناختند به اين خاطر باشد كه حماس را متقاعد كنند تا گزينه تعامل با جهان را بپذيرد واز شعارهاي تند دست بكشد  

س6- این موضوع تا چه اندازه می تواند سازمان ملل متحد را در شناسایی کامل کشور فلسطین ترغیب کند؟-

اگرمنظورتان شناسائي دولت فلسطين توسط كشورهاي اروپائي است طبعا بي تاثير نيست .كشورهاي اروپائي در مجمع عمومي سازمان ملل تعداد قابل توجهي هستند ودر شوراي امنيت هم دو كشور فرانسه و انگلستان عضو هستند كه مي توانند تاثيرگذار باشنداگرمنظورتان شناسائي دولت فلسطين توسط كشورهاي اروپائي است طبعا بي تاثير نيست .كشورهاي اروپائي در مجمع عمومي سازمان ملل تعداد قابل توجهي هستند ودر شوراي امنيت هم دو كشور فرانسه و انگلستان عضو هستند كه مي توانند تاثيرگذار باشند

س 7- علیرغم موضع گیری شدید دولت مصر نسبت به حماس و تخریب تونلهای ارتباطی شهر محاصره شده غزه، در هفته های اخیر شاهد بازگشایی گذرگاه رفح از سوی مصر بودیم، آیا این موضوع نتیجه مذاکرات و توافقاتی میان حماس و دولت جدید مصر بود؟ آیا این موضوع را می توان زمینه ساز برقراری ارتباط میان آنها تلقی کرد؟ 

حماس ريشه اخوان المسلميني دارد و موقعي كه "محمد مرسي" در مصر به رياست جمهوري برگزيده شده بود حماسي ها خوشحال بودند و پيش بيني مي شد كه بخشي از مشكلات حماسي ها كه در زندان بزرگ و بدون سقف غزه تحت محاصره قرار دارند حل شود و از اين رو حماسي ها در آن يك سال احساس قدرت مي كردند .وليكن با سقوط "مرسي " و روي كار آمدن "السيسي " كه از مخالفان حماسي ها است و از سوي كشورهاي مخالف اخوان نظير عربستان وامارات وبحرين حمايت مي شود حماسي ها خود را مغبون مي بينند .همان اندازه كه السيسي و دولت فعلي مصر؛ از اخوان و بالتبع حماس خوشش نمي آيد با تشكيلات خود گردان فلسطين رابطه حسنه دارد .حماسي ها از اين تحولات بخوبي آگاهند  نمي خواهند عرصه را بر خودشان تنگ تر كنند و لذا خودشان را جمع كردند و علاقمندند تا با دولت السيسي تعامل بكنند تا ازسوي قاهره تحت فشارقرار نگيرند.البته قاهره رفتار حماس را ارزيابي مي كند واگر پي ببرد حماس از اخواني هاي مصر در تقابل با حكومت مصر همكاري ندارد سعي مي كند تعاملات با حماس را در برنامه خود قرار بدهد و بازگشائي گذرگاه " رفح " براي هميشه يا ساعاتي از روز مي تواند بخشي از اين تعاملات تلقي كرد.اين نكته را هم اشاره كنم علت اين كه دولت مصر تونل هاي زيرزميني را تخريب مي كند و گذرگاه رفح را بازگشائي مي كند به اين خاطر است كه دولت نظامي مصر با راه هاي غير قانوني مخالف است و مي خواهد راه هاي قانوني را باز كند تا برتردد و تحركات فلسطيني ها نظارت كامل داشته باشد  حماس ريشه اخوان المسلميني دارد و موقعي كه "محمد مرسي" در مصر به رياست جمهوري برگزيده شده بود حماسي ها خوشحال بودند و پيش بيني مي شد كه بخشي از مشكلات حماسي ها كه در زندان بزرگ و بدون سقف غزه تحت محاصره قرار دارند حل شود و از اين رو حماسي ها در آن يك سال احساس قدرت مي كردند .وليكن با سقوط "مرسي " و روي كار آمدن "السيسي " كه از مخالفان حماسي ها است و از سوي كشورهاي مخالف اخوان نظير عربستان وامارات وبحرين حمايت مي شود حماسي ها خود را مغبون مي بينند .همان اندازه كه السيسي و دولت فعلي مصر؛ از اخوان و بالتبع حماس خوشش نمي آيد با تشكيلات خود گردان فلسطين رابطه حسنه دارد .

س8- اظهارات آقای پوتین خطاب به سیدحسن نصرالله مبنی بر در اختیار قرار دادن سلاحهای پیشرفته جهت مقاومت لبنان در مقابل صهیونیستها، آیا جنبش حماس را جهت برخورداری از امکانات مذکور به گفتگو و تعامل با روسیه فرا نمی خواند؟ آیا ایران می تواند در این خصوص نقشی ایفا کند؟

    پوتين به خاطر فشارهايي كه بعد از ماجراي اكراين به او؛ از سوي آمريكا و اروپا وارد شده  و همچنين پائين آمدن بهاي نفت كه بر روي اقتصاد روسيه و ارزش "روبل " تاثيرات منفي گذاشته ومسكو؛ اين را از چشم آمريكا و عربستان مي بيند و همينطوربه خاطر اين كه مي خواهد در تحولات خاورميانه حضور جدي داشته باشد تصميم گرفته رابطه اي گرم و صميمانه با گروه هاي مقاومت در خاورميانه كه با آمريكا و اروپا وهمپيمانان منطقه ايشان  مقابله مي كنند بر قرار كند واز اين رو چندي قبل يكي از مقامات وزارت خارجه روسيه را به لبنان فرستاد و اين مقام روسي ديداري با
آقاي "سيد حسن نصرالله " داشت . در اين راستا پوتين علاقمند است كه با حماس هم كه مورد سوء ظن واشنگتن و رياض است رابطه گرم بر قرار كند و وعده هائي هم بدهد .

البته نقش ايران در برقراري رابطه نزديك بين حزب الله لبنان و مسكو را بايد مورد نظر قرار داد.

تقريبا همان عواملي كه براي نزديكي روسيه با گروه هاي مقاومت در خاورميانه بر شمرديم در مورد ايران هم صادق است ازاين رو تهران و مسكو در يك راستا حركت مي كنند و به اين سبب ؛ تهران علاقمند است روسيه به عنوان يك قدرت بزرگ بين المللي كه از حق وتو در شوراي امنيت بر خورداراست داراي روابط نزديك با گروه هاي مقاومت داشته باشد.طبيعي است كه در صورت بر قراري رابطه گرم ونزديك بين مسكو و گروه هاي مقاومت ؛ ايران هم با پشتوانه قوي تر از گروه هاي مقاومت حمايت خواهد كردتقريبا همان عواملي كه براي نزديكي روسيه با گروه هاي مقاومت در خاورميانه بر شمرديم در مورد ايران هم صادق است ازاين رو تهران و مسكو در يك راستا حركت مي كنند و به اين سبب ؛ تهران علاقمند است روسيه به عنوان يك قدرت بزرگ بين المللي كه از حق وتو در شوراي امنيت بر خورداراست داراي روابط نزديك با گروه هاي مقاومت داشته باشد.طبيعي است كه در صورت بر قراري رابطه گرم ونزديك بين مسكو و گروه هاي مقاومت ؛ ايران هم با پشتوانه قوي تر از گروه هاي مقاومت حمايت خواهد كرد.

س9- در پایان اگر پیام و مطلب خاصی دارید بفرمایید؟

مطلب خاصي ندارم و آنچه قابل گفتن بود حضرتعالي سئوال فرموديد و يك نكته است كه بايد عرض شود و آن اينكه ؛  گروه هاي فلسطيني در شرايط خاص خودشان تصميم مي گيرند شرايط آن ها باشرايط جمهوري اسلامي تفاوت دارد  و روي اين حساب نبايد تصور كرد كه آن ها همان مواضع را اتخاذ كنند كه ايران اعلام مي كند .در ابتداي انقلاب ؛ آقاي ياسرعرفات روابط خيلي خوبي با جمهوري اسلامي داشت بعد از مدتي تهران مواضع عرفات را قبول نداشت و شروع به دشنام دادن كرد و او را كه يك فلسطيني تمام عيار بود را متهم به خيانت كرد !! درمورد گروه هاي نظير حماس هم بايد شرايط آن ها در نظر گرفت و در عين حال گروه هاي فلسيطني از جمله حماس نبايد نمك بخورند وبا وزيدن باد مخالف سريعا نمكدان را بشكنند و به آن هائي كه آن ها را نمك گير كردند خيانت بورزند .

.


 .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی 1393ساعت 10:7  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

       

    سال2014  به پايان رسيد  و.سال 2015 آغاز گرديد .سال 2014 مانند هرسال ديگر از مجموعه اي حوادث زشت و زيبا و تلخ وشيرين در حوزه هاي سياسي – اقتصادي –نظامي وهنري و فرهنگي و اجتماعي و...سپري شد كه پرداختن به هركدام آن ها حتي بطور فهرست وار نا ممكن مي باشد وليكن توجه به مهمترين آن ها تا حدودي ممكن و شايسته است .

   در حوزه روابط بين الملل ؛ تيرگي روابط غرب با روسيه بر سر اكراين  از مهمترين حوادث سال 2014 مي توان قلمداد كرد كه اين تيرگي براي برخي از تحليلگران روابط بين الملل ياد آور دوران جنگ سرد در بعد از جنگ دوم جهاني است ؛ اگر چه تفاوت هاي عمده اي مشاهده مي شود .  بهرحال  در صورت استمراردرگيري مزبور در سال 2015 مي تواند  امنيت اروپا و احتمالا بخش هاي گسترده از جهان  را در مخاطره قرار بدهد .  آتش درگيري هاي اكراين در سال 2014  در محدوده جغرافيائي مرزهاي شرق اكراين با روسيه باقي ماند و توسعه پيدا نكرد و اگر اين درگيري در سال پيش رو شديد بشود و پاي نظاميان روسيه و بلوك غرب را بطورعلني و آشكار به اكراين باز كند احتمال فراگير شدن و تسري به ساير نقاط اروپا و احتمالا جهان ؛ دور ازانتظار نيست . نا گفته نماند  تمام تلاش رهبران اروپا وروسيه اين است كه ازبسط و توسعه آن اجتناب بورزند و مطمئنا در صورت فراگير شدن درگيري ها ؛ به روسيه و اروپا بيش از همه  آسيب جدي وارد خواهد شد و آمريكا از نظر تخريب كمترين ضرر را متحمل خواهد شد وهيچ استبعادي ندارد سياست آمريكا بر فشار بيشتر به اروپا و روسيه باشد تا با تضعيف آن ها ؛ قدرت و توان واشنگتن در زمينه هاي اقتصادي و سياسي و نظامي را افزايش دهد . خوشبختانه هم اروپا و هم روسيه متوجه اين خطرات هستند .

    در سطح منطقه خاورميانه ؛ ظهور گروه تندرو "داعش "  و موفقيت هائي كه اين گروه در بخش هائي از خاك سوريه و عراق در سال 2014بدست آورده شوكي بود كه بر اندام  منطقه و حتي قدرت هاي فرا منطقه اي وارد كرد و بعد از تصرف " موصل " دومين شهر عراق تمام توجهات متوجه خطر داعش شد خطري كه امنيت منطقه استراتژيك خاورميانه و جهان عرب  را در گام نخست و امنيت اروپا را در گاه هاي بعدي مورد تهديد قرار مي دهد . از اين بابت هم كمترين آسيب در كوتاه مدت متوجه آمريكا است و لذا واشنگتن تا جائي كه امنيت درونيش و منافعش در منطقه  آسيب نبيند برخورد " كجدار و مريز"  را با داعش ادامه خواهد داد. هر چند  آمريكا ؛ ائتلافي از تعدادي از كشورها بوجود آورده تا به مقابله با داعش برخيزند وليكن هدف آمريكا كنترل داعش و جلوگيري از توسعه آن به خارج از مرزهاي منطقه خاورميانه است .

   متاسفانه درگيري هاي فلسطيني ها با اسرائيل به خاطر لجاجت هاي رژيم صهيونيستي و به اجرا در نياوردن قطعنامه هاي شوراي امنيت ؛همچنان به قوت خودش باقي است و هيچگونه بارقه اي از اميد ملاحظه نمي شود و مذاكرات نيم بند ي كه هرازگاهي بر اثر فشار هاي آمريكائي ها به دو طرف انجام مي گيرد بعد از چند صباحي بازهم به خاطر عدم انعطاف طرف اسرائيلي بدون اخذ نتيجه رها مي شود و با شكست همراه مي گرددو  بايد گفت اين نوع مذاكرات ؛ بيشتربه وقت گذراني شبيه است تا مذاكرات جدي براي دستيابي به راه حل اساسي .

  در ارتباط با درگيري فلسطيني – اسرائيلي در سال 2014 باريكه " غزه " شاهديكي از خونين ترين درگيري ها از سال 1947 تا الان بود و به مدت 55 روز جنگ بي امان ؛ متجاوز از2000 فلسطيني ساكن غزه بر اثر بمباران هاي اسرائيلي ها به شهادت رسيدند و نزديك به ده هزار نفر مجروح شدند  و صد ها ساختمان مسكوني و محيط هاي آموزشي و بهداشتي- درماني و....تخريب شدند .

   مذاكرات هسته اي ايران با كشورهاي 5+1 در سال 2014 بطور جدي و مستمرپشت درهاي بسته  ادامه داشت هرچند خيلي از افراد ؛  از آنچه كه در مذاكرات مي گذرد خصوصا از مذاكرات دو جانبه وزيران  خارجه ايران و آمريكا و يا سه جانبه كه با حضور خانم " كاترين اشتون " نماينده اتحاديه اروپا انجام مي گيرد اطلاع دقيقي ندارند وليكن شواهد دلالت بر آن دارد  با توجه به رويكرد " باراك اوباما ؛ كه مي خواهد فصلي جديد در روابط واشنگتن با دنياي خارج در چارچوپ قواعد تعريف شده آمريكائي ها   بگشايد در سال 2015 تحولي صورت پذيرد . البته اين مسئله ؛ بخشي از آن در گرو برخوردي است كه گنگره آمريكا با آن خواهد كرد واز آنجائي كه در انتخابات سال 2014 گنگره آمريكا ؛ جمهوريخواهان موفق شدند اكثريت را درمجلس نمايندگان و سنا بدست آورند احتمال كند شدن پيشرفت در مذاكرات تا حدودي قابل پيش بيني است .

   ديگر از اقدامات مهمي كه در آخرين ماه سال 2014 اتفاق افتاد و مورد تحسين جامعه جهاني قرار گرفت  مربوط به آمريكاي مركزي مي باشد . اعتراف واشنگتن به نا كارائي تحريم هاي 50 ساله تحميل شده به كوبا و شكست به اهداف تعريف شده اي كه از سال 1961 آمريكا در مقابل كوبا پيش گرفته بود ؛ نويد دهنده گشايش فصلي جديد در روابط هاوانا و واشنگتن مي باشد  و ارزيابي جهاني بر اين است كه اگر اتفاق خاصي نيفتد و تند رو هاي داخل آمريكا كارشكني نكنند در سال 2015 شاهد بهبود روابط  ديپلماتيك  بين دو كشور خواهيم بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 10:57  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    خبرگزاری فارس: آمریکا مانع تصویب قطعنامه «پایان اشغال کرانه باختری» در شورای امنیت شد 

     چندي پيش كشور اردن به نمايندگي از كشورهاي عرب عضو سازمان ملل وبه منظور حل مسئله پيچيده و كهنه فلسطين پيش نويس قطعنامه اي را به شوراي امنيت سازمان ملل تقديم كرد كه بر اساس آن تا سال2017 كشور فلسطين تشكيل شود و قدس پايتخت كشور فلسطين تعين گردد و زندانيان فلسطيني آزاد شوند و همچنين عمليات شهرك سازي و ديوار حائل متوقف گردد.

     مشخص بود ؛  كه از ابتداء اسرائيل به مخالفت با اين پيش نويس بر خيزد واز همه اهرم هاي قدرت استفاده كند تا مانع از تصويب آن در شوراي امنيت بشود و آنچه كه در روابط بين الملل حائز اهميت بود موضعي بود كه آمريكا در مقابل اين پيش نويس اتخاذ مي كند .

    تعدادي از صاحبنظران ؛ خوش بينانه به آن نگاه مي كردند و معتقد بودند واشنگتن با همه اصراري كه بر حل مسئله فلسطين نشان مي دهد و دائم دو طرف فلسطيني و اسرائيلي را تشويق به مذاكره مي كند و همچنين مقامات فعلي دولت آمريكا از عملكرد لجوجانه آقاي " بنيامين نتانياهو" نخست وزير اسرائيل در مورد ادامه شهرك سازي هاي رژيم صهيونيستي ابراز نا رضايتي مي كنند لذا راي منفي نخواهد داد و از حق وتو استفاده نخواهد كرد.

    ازطرف ديگر؛  تعدادي از ناظران به امور خاورميانه ؛  اعتقاد داشتند  اسرائيل درديپلماسي واشنگتن در اولويت قرار دارد و آمريكا به هيچ وجه حاضر به تشكيل كشور واقعي فلسطين نيست و تشويق آمريكا به مذاكره يك نوع وقت تلف كردن است كه مشخص است در نهايت چيزي عايد فلسطيني ها نخواهد شد و از اين رو راي منفي نماينده آمريكا در شوراي امنيت به اين پيش نويس مسلم و مسجل است .

  در آخرين روزهاي سال 2014 و در آستانه سال جديد 2015 ميلادي ؛  آمريكائي ها بزرگتري عيدي را به اسرائيلي ها دادند و با استفاده از حق " وتو " مانع از تصويب پيش نويس مزبور در شوراي امنيت شدند وبه اين ترتيب به اعراب نشان دادند كه شايسته دادن حتي يك راي مثبت به آنان نمي باشند .

    البته  ؛ راي ممتنع انگلستان به اين پيش نويس؛  بيانگر تباني بين لندن و واشنگتن مي باشد با توجه به اين كه در روز هاي اخير پارلمان هاي بسياري از كشورهاي اروپائي بطور سمبليك كشور فلسطين را مورد تائيد قرار دادند و انگلستان نمي خواست با راي منفي ؛ برخلاف جرياني كه در بين كشورهاي اروپائي بوجود آمده شنا كند و با راي ممتنع راه گريزي ازانتقادات براي خودش بر جاي گذاشته است .

  كشورهاي عربي اميدوار بودند كه اين پيش نويس بتواند در شرايطي كه امروزبر روابط بين الملل حاكم است راي بياورد وبا توجه به خدمتي كه برخي از كشورهاي عرب عضو اوپك  در پائين آوردن بهاي نفت به آمريكا و غرب انجام دادند  مقدمه اي باشد براي حل مسئله فلسطين و جلوگيري از تندروي در منطقه خاورميانه .

  مطمئنا آمريكا با اين راي منفي كه داد مختصر اميدواري و خوش بيني كه در اعراب نسبت به اين كشور وجود داشت را از بين برد و فضا بيش از گذشته آماده شده براي ظهور گروه هاي تندرو كه جنگ مسلحانه با رژيم صهيونيستي را تنها راه رهائي فلسطين برمي شمارند .

  سياست هاي غلط و نادرست آمريكا و تا حدودي حساب شده در خاورميانه ؛ عامل اصلي پديد آمدن گروه هائي نظير : القاعده – داعش و....مي باشد و در پي آن ؛  آمريكا ائتلافي تشكيل مي دهد براي كنترل اين گروه هاي تندرو . در نهايت دودش به چشم مردم مسلمان منطقه مي رود وبر اثر راه افتادن جنگ هاي خانمانسوز هزاران تن كشته مي شوند و چند برابر زخمي مي گردند و مناطق مسكوني و مراكز آموزشي و بهداشتي و در ماني كه از دسترنج مردم بوجود آمده تخريب مي شود .   

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 10:39  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

  خبرگزاری فارس: ادامه درگیری در «فرگوسن»/ تیم عفو بین‌الملل برای نخستین بار وارد آمریکا شد/ درخواست برای بازداشت افسر خاطی/ ورود گارد ملی به شهر  

      "مايكل براون " نو جوان 18 ساله سياهپوست آمريكائي ازاهالي شهر " فرگوسن " در حاليكه دست هايش را به حالت تسليم بلند كرده بود و فرياد مي زد: " دست هايم بالاست شليك نكن "  ." دارن ويلسون "  پليس سفيد پوست بدون آن كه به فرياد اين نو جوان گوش كند  به طرفش شليك كرد و نوجوان را از پاي در آورد و نقش بر زمين كرد و تا چهار ساعت و نيم  بعد جنازه بر روي زمين افتاده بود تا آن كه سفيد پوستان مطمئن شدند كه نو جوان سياهپوست كاملا كشته شده و آنگاه دستور حمل جنازه را دادند.

     آنچه را كه در بالا ذكر شد در دهه 60 قرن بيستم ميلادي اتفاق نيفتاده بلكه در دهه دوم قرن بيست و يكم ودر زماني بوقوع پيوست كه آمريكائي ها چند سالي است كه در بوق كرنا كردند كه تبعيض نژادي از جامعه آمريكا رخت بر بسته و براي نخستين بار يك حقوقدان دو رگه به رياست جمهوري آمريكا بر گزيده شده است .

    بعد ازآنكه خبر كشته شدن نو جوان سياهپوست توسط پليس سفيد پوست منتشر شد مانند كبريتي بود كه به انبار باروتي از خشم عمومي انداخته شد و مردم وارد خيابان هاي شهر فرگوسن شدند واعتراض خود را نسبت به قتل نو جوان بيگناه سياهپوست ابراز داشتند . در همان ايام ؛ خشم پر از كينه سياهپوستان آمريكا به ديگر شهرهاي آمريكا تسري پيدا كرد وحتي جمعي ازسفيد پوستان را به خشم آورد . ولي آنچه كه مردم بعد از كشته شدن جوان سياهپوست انتظار داشتند اجراي عدالت در كشوري بود كه مدعي حمايت از حقوق بشر و حفظ حقوق شهروندي مي باشد. و حداقل انتظارشان از دستگاه قضائي ايالت متحده ؛ دستگيري افسر سفيد پوست و صدور حكم محكوميت به  زندان طويل المدت  بود.

   متاسفانه در كمال نا باوري مردم ملاحظه كردند كه دادگاه حكم برائت قاتل را صادر كرد و اين بار مردم خشمگين در بسياري ازشهرهاي آمريكا به اعتراض مجدد روي آوردند ودر روزهاي ما قبل و ما بعد روز " شكرگزاري " شهرهاي آمريكا شاهد ابراز تنفر و انزجار مردم از دستگاه قضائي و اجرائي آمريكا بود.

    مردم آمريكا در شهر هاي مختلف شعار ميدادند : " جان سياهان هم ارزش دارد – هيچ عدالتي ؛ هيچ صلحي – به نژادپرستي پايان دهيد – پليس قاتل را زنداني كنيد – عدالت براي مايكل براون و........" دقت در شعارها ديدگاه هاي مردم آمريكا را نسبت به حكومت اين كشور نشان مي دهد تا جائيكه " بنجامين كرامپ " ازوكلاي خانواده براون اظهار داشت : " يك دانشجوي سال اول بهتر از دادستان شهر فرگوسن مي توانست روند دادرسي را مديريت كند ."

   انتخابات گنگره آمريكا كه در ماه قبل برگزار شد با اينكه بيشترين هزينه را در بر داشت  يعني 67/3 ميليارد دلار معادل 94/2 ميليارد يورو. مع الوصف كمترين شركت كننده را داشت تا جايئكه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا خطاب به مردم كشورش اعلام كرد :  پيام شما مردم را شنيدم.

    كاهش چشمگير شركت كنندگان در انتخابات گنگره اين پيام را به رهبران آمريكا داشت كه مردم آمريكا از بي عدالتي و تبعيض نژادي و اختلاف فاحش طبقاتي و مشكلات اقتصادي نا راضي هستند و پاي صندوق هاي راي بهترين مكان است تا مخالفت خودشان را ابراز نمايند.

    اگر نتيجه راي دادگاه مبني بر تبرئه افسرسفيد پوست قاتل نو جوان سياهپوست قبل از انتخابات اخير گنگره اعلام مي شد قطعا تعداد شركت كنندگان خيلي كمتر آن بود كه اخيرا راي دادند .امروز بيش از هر زماني مقامات آمريكا بايد به فكر جامعه خود باشند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 8:59  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

مطالب قدیمی‌تر