1.      در 12 تير ماه 1393 مسعود بارزاني رئيس دولت اقليم كردستان عراق از پارلمان اقليم خواست كه تاريخي را براي برگزاري همه پرسي جهت استقلال تعين نمايد.اين در خواست به علت آماده نبودن فضاي بين المللي و مخالفت كشورهاي همسايه و خصوصا دولت عراق انجام نگرفت .مع الوصف اخيرا آقاي بارزاني براي چندمين بار مطرح كرده است اگرچه مخالفت هاي قبلي به قوت خودش باقي است از جمله اتحاديه اروپا بالصراحه مخالفتش را ابراز داشت .

        در حال حاضر در چهاركشور همجوار و همسايه عبارتند از : عراق – تركيه – سوريه و ايران كردها سكونت دارند و زندگي مي كنند و در وضعيت موجود در تنها كشوري كه كردها از قدرت بيشتر برخوردارند در عراق است كه تا تشكيل دولت اقليم كردستان عراق پيش رفتند و تا مرز تاسيس يك كشور احتمالي فاصله چنداني ندارند و اگر تحريكاتي از خارج و يا شتابزدگي از داخل صورت بگيرد امكان دارد  گردانندگان دولت اقليم كردستان بعد از طرح در پارلمان اقليم كردستان  و تائيد احتمالي نمايندگان پارلمان؛  اعلام استقلال بكنند ؟!

       اگر چه به خاطر موافق نبودن جو بين المللي و مخالفت قدرت هاي بزرگ با پيشنهاد مسعود بارزاني ؛ عملا تاريخي تعين نشد و همه پرسي انجام نگرفت ولي اقدام بارزاني نشان از مكنونات قلبي و ديدگاه هاي سياسي  گردانندگان دولت اقليم كردستان عراق دارد 

        تاسيس دولت مستقل كردستان در محدوده جغرافيائي عراق مي تواند سر آغاز استقلال در مناطق كرد نشين تركيه – سوريه و ايران بشود و از اين رو سه كشور مزبور به اتفاق دولت عراق  شديدا با تاسيس چنين دولتي مخالف مي باشند و اين دولت ها  با همه اختلافات و اشتراكاتي كه  در حوزه هاي مختلف دارند در مخالفت با تاسيس دولت مستقل كرد متحد مي باشند

        البته كردها از يك طرف از  اين كه ملاحظه مي كنند ساير اقوام نظير : ارامنه ؛ آذري ها ؛ قزاق ها ؛ تركمن ؛ تاجيك ها و.....براي خودشان دولتي مستقل تشكيل دادند و كشوري مستقل با صاحب كرسي در سازمان ملل مي باشند در حسرت بسر مي برند و خودشان را  مغبون قلمداد مي كنند و مي خواهند اين كمبود سياسي را جبران كنند و از طرف ديگر دولتمردان اقليم كردستان عراق  بايد به اين واقعيت واقف باشند كه در منطقه اي خاص و استراتژيك قرار دارند كه چهار دولت مخالف استقلال ؛  آن ها را احاطه كردند و هر گونه تحركي از سوي اقليم كردستان عراق در راستاي اعلام استقلال انجام بگيرد  با مخالفت شديد اين چهار كشور روبرو خواهند شد و اين منطقه با ارمنستان ؛ آذربايجان ؛ قزاقستان و...تفاوت ماهوي دارد در آن مناطق   اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي  وجود داشت  كه با فرو پاشي  ؛  اقوام محتلف فرصت پيدا كردند تا اعلام استقلال بكنند و ليكن در اينجا چهار كشور با توانمندي هاي سياسي – نظامي و اقتصادي متفاوت وجود دارند كه همه اين چهار كشور مخالف شديد مي باشند .

         شواهد حكايت از اين دارد ؛ دولتمردان  اقليم كردستان عراق  در انتظار نشسته اند تا دولت هاي اين چهار كشور در ضعف قرار بگيرند تا همانند فروپاشي شوروي ؛ شرايط  براي آن ها جهت اعلام استقلال فراهم شود چنانچه با سقوط صدام يك گام پيش رفتند و دولت اقليم كردستان را اعلام كردند و با وضعيتي كه در سوريه پيش آمده  و دولت در ضعف قرار گرفته اميد آن ها براي استقلال افزايش پيدا كرده است .

      چهار كشور ايران – تركيه – عراق و سوريه علاوه بر اين كه با تجزيه كشورشان موافق نيستند و اين موضوع از علل عمده مخالف  با تاسيس دولت مستقل كردستان است . دليل ديگري نيز وجود دارد و آن تاسيس دولتي مشابه اسرائيل در كنار مرزهايشان است .

      از سال 1948 كه اسرائيل موجوديت پيدا كرد آژانس يهود همكاري با كردها را شروع كرد و در حال حاضر 150000 كرد در اسرائيل زندگي مي كنند و تئوريسين هاي اسرائيلي براي جذب كردها به رابطه ژنتيكي متوسل شدند بطوريكه روزنامه " هارتص " در مقاله اي مدعي شد كردها و يهودي ها از نظر ژنتيكي بيشترين شباهت را با هم دارند و به اين خاطر  يكي از مدافعين و شايد تنها كشور مدافع  تاسيس دولت كردستان در حال حاضر ؛  اسرائيل است  و نتانياهو بطور دائم دولتمردان اقليم كردستان را تشويق به اعلام استقلال مي كند  .

         در نيمه اول دهه 1970 ميلادي در جنگ ملا مصطفي بارزاني با صدام دو كشور ايران و اسرائيل از ملا مصطفي حمايت همه جانبه مي كردند و  در سال 2014 اقليم كردستان عراق به اسرائيل نفت فروخت .بدون شك اگر دولت كردستان تشكيل شود اولين كشوري كه  آن را به رسميت خواهد شناخت و رابطه ديپلماتيك بر قرار خواهد كرد اسرائيل است و اخباري مبني بر آموزش نظامي كردها توسط نظاميان اسرائيلي وجود دارد.

     به نظر مي رسد  لازم است  دست اندركاران دولت اقليم كردستان عراق متوجه اهميت موضوع براي كشورهاي عراق – تركيه – سوريه و ايران باشند و دست به كاري نزنند كه اوضاع منطقه را بحراني تر نمايد با توجه به اين كه  داعش در پشت مرزهاي منطقه كردستان عراق كمين كرده است و همچنين ؛  دولت هاي تركيه – ايران و سوريه و عراق ؛ اختلافات را كنار بگذارند و موضعي واحد در مقابل پيشنهادات آقاي بارزاني بگيرند و به  دولتمردان كردستان عراق گوشزد كنند  آتشي روشن نكنند كه دامن خودشان را خواهد گرفت .

         شكي نيست كه  كردها مردمي خوب و شريفي هستند وليكن خوب و شريف بودن كفايت نمي كند  كه تحت تاثير تعصبات قومي و اقليمي و يا تحريك كشوري خارجي قرار نگيرند . و اشتباهي استراتژيك را مرتكب نشوند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۴ساعت 8:47  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

 

     آقاي " بان كي مون " دبير كل سازمان ملل در اجلاس بين المللي در نيويورك به مناسبت روز جهاني همبستگي با ملت فلسطين مطالبي در دفاع از فلسطينيان و  محكوميت عملكرد اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي ابراز نمود  كه از هر حيث قابل توجه مي باشد اوگفت : " استقرار ثبات و امنيت طولاني مدت در اين منطقه نيازمند حل و فصل مشكلات ريشه اي اين درگيري ها ست . بايد محاصره  نوار غزه لغو شود و اشغالگري اسرائيل در اراضي كه بيش از نيم قرن به طول انجاميد پايان يابد .و البته نگراني هاي امنيتي اسرائيل از بين برود ."

      اگر چه تجربه نشان داد ه است چندان  نمي توان به اظهارات سياستمداران كه در سطح جهاني تاثير گذار هستند اطمينان  كرد و در هر زمان به اقتضاي شرايط و حال و روزشان  صحبت هائي مي كنند كه در شرايطي ديگر صحبت هائي متضاد با صحبت هاي قبلي ابراز مي شود . به هرحال صحبت هاي اخير دبيركل سازمان بسيار با اهميت تلقي مي شود او در ادامه گفت : " قلوب ما در حمايت از آوارگان فلسطيني قرار دارد كه به شدت از جنگ در غزه و درگيري ها در سوريه آسيب ديده اند ."

  همچنين بان كي مون در مورد شهرك سازي هاي غير قانوني اسرائيل اشاره اي  داشت و بيان كرد : " قوانين بين المللي در مورد شهرك سازي روشن است و شهرك سازي غير قانوني در ضديت با تلاش ها براي عملي كردن گزينه دو كشور است " و از كابينه  اسرائيل خواست متوقف كند.

    گذشته از  اين كه اظهارات تقريبا صريح وشفاف دبيركل با عكس العمل هاي مثبت از سوي سازمان آزاديبخش فلسطين و منفي از جانب  بنيامين نتانياهو نخست وزير تندرو رژيم صهيونيست روبرو شد واقعيت اين است كه در رهبران سياسي جهان و قدرت هاي بزرگ اراده اي قوي براي تحت فشار قرار دادن تل آويو براي قبول  واقعياتي كه آقاي بان كي مون به آن ها اشاره كرد وجود ندارد و مشكلات منطقه  استراتژيك خاورميانه در ارتباط با اسرائيل كه  متجاوز از شصت  سال است دامنگير اين حوزه جغرافيائي  شده و امنيت را بر هم زده ناشي از فقدان قاطعيت در بر خورد با تخلفات قوانين بين المللي از سوي اسرائيل است .

    در حاليكه دبير كل سازمان از اسرائيل اين چنين انتقاد مي كند و صحبت از نا اميدي جوانان فلسطيني مي كند و مي گويد : " جوانان فلسطيني نا اميد شده اند و سياست هاي اسرائيل مبني بر اشغالگري هرچه بيشتر آن ها را خشمگين مي كند "  اظهاراتي كه  بطور غير مستقيم تائيدي بر مقاومت در بين جوانان فلسطيني است  تا جائيكه  اظهارات دبير كل سازمان ملل  ؛  نتانياهو را  به خشم آورد  و در پاسخ به بان كي مون  گفت  : " اظهارات دبير كل سازمان ملل تشويق تروريسم است . متاسفانه  بطور همزمان با بيانات بان كي مون ؛  " آقاي " باراك اوباما " در سفارت اسرائيل در واشنگتن حضور پيدا مي كند و در سخنرانش  مي گويد : " هنگامي كه اسرائيل با خطر تروريسم مواجه شود آمريكا با قدرت در كنار اين رژيم خواهد ايستاد ."

    رئيس جمهور آمريكا با اين كه دقيقا مي داند تروريسمي كه اسرائيل با آن مواجه است مولود عملكرد تل آويو است و اگر همانطور كه دبير كل سازمان ملل  ابراز داشته اسرائيل محاصره غير قانوني غزه را پايان دهد و به اشغال سرزمين هائي كه از سال  1967 تصرف كرده بر اساس قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل خاتمه  دهد و شهرك سازي ها را متوقف كند و به تشكيل كشور مستقل فلسطيني حتي بر اساس موافقتنامه " اسلو " مساعدت نمايد قطعا مقاومتي كه اوباما از آن با عنوان تروريسم ياد كرده كاهش پيدا خواهد كرد .

   تا زماني كه دبير كل سازمان ملل به عنوان متولي صلح جهاني و حفظ امنيت بين المللي يك جور حرف بزند و رئيس جمهور آمريكا به خاطر برخورداري از آراي يهوديان صهيونيست آمريكائي در انتخابات پيش رو رياست جمهوري آمريكا  طور ديگر عمل كند مطمئنا اسرائيل از اشغال سرزمين هاي فلسطيني عقب نشيني نخواهد كرد و علي رغم انتقادات جهاني ؛  گستاخانه به شهرك سازي ها ادامه خواهد داد و محاصره باريكه غزه را لغو نمي كند و اگر پشت ميزمذاكره با فلسطيني ها بنشيند با كارشكني مذاكرات را به شكست مي كشاند و........در نتيجه همچون شصت سال گذشته  خاورميانه روي صلح و امنيت را نخواهد ديد و فلسطيني ها آواره خواهند ماند .

  اگر آقاي بان كي  به اظهاراتش اعتقاد دارد بايد از اهرم شوراي امنيت بيشتر استفاده نمايد و اعضاي دائمي اين شورا را متقاعد كند تا با صدور قطعنامه هاي متوالي ؛ اسرائيل را تحت فشار شديد قرار دهند و تحريم هاي همه جانبه را بر اسرائيل تحميل كنند  و پيگير اجراي تحريم ها و قطعنامه ها باشند همانطور كه در مورد ساير كشورهاي خارج از دايره قدرت بلوك غرب اعمال مي شود  تا فلسطيني ها به حقوقشان دست پيدا كنند و صلح و امنيت در خاورميانه مستقر گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 9:54  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   در روز هاي اخير؛  برخي از شهرهاي كشورعربي تونس شاهد تظاهرات اعتراضي مردم ناراضي از عملكرد دولت مي باشد و در اين تظاهرات كه به درگيري بين معترضين و نيروهاي امنيتي منجر شد صدها تن بازداشت شدند و براساس اظهارات سخنگوي وزارت كشور تونس يك تن از نيروهاي امنيتي كشته شد و حدود 100 تن هم مجروح شدند.

   تونس اولين كشورعربي شمال آفريقا بود كه در آنجا باخودكشي يك جوان ؛  حركت هاي اعتراضي عليه دولت وقت آغاز شد و سر آغاز تحركاتي شد كه  به اصطلاح " بهارعربي " ناميده  شد تا جائيكه  بعد از مدتي ؛  دولت آن كشور به رياست " بن جديد " سقوط كرد و در پي آن ؛ موج تظاهرات اعتراضي نسبت به عملكرد دولت ها به  ساير كشورهاي عربي تسري پيدا نمود . بطوريكه  بسياري از روشنفكران در جهان عرب  و حتي در خارج از جهان عرب حوادث تونس را  سر آغاز يك انقلاب عربي قلمداد كردند كه نظام هاي ديكتاتوري را سرنگون مي كند و به جايش دمكراسي را بر قرار خواهد نمود.

  در  كشورهايي كه  به اصطلاح بهارعربي رخ داد  اكنون  نابسانماني و هرج و مرج و عدم ثبات حاكم  مي باشد و مختصر امنيتي كه در سايه حكومت هاي مستبد قبلي وجود داشت رخت بر بست و جولانگاه گروه هاي تندرو و افراطي نظيرداعش شدند و در اين ميان طرفداران  به اصطلاح بهارعربي  براي اثبات حقانيت به  اصطلاح " بهار عربي "  كشور تونس را مثال مي زدند كه در آنجا دولتي قانوني بر سر كار است و دمكراسي رعايت مي شود و امنيت كامل بر قرار است ؟!

  اعتراضات اخير در تونس ؛  اين  كشور  را هم به جرگه كشورهاي بي ثبات كشاند و نشان داد كه در تونس برخلاف ظاهر آرام ؛ در بطن خود از مشكلاتي ساختاري برخوردار  است . . نرخ بيكاري در حال افزايش است بطوريكه 15 % جمعيت كشور بيكار مي باشند و از هر سه جوان تونسي يك نفر بيكار است و نرخ بالاي بيكاري در يك كشور كوچك و با جمعيت نسبتا اندك ؛ حكايت از وجود بحران درزير ساخت هاي  اين كشور  دارد و به اين خاطر است كه تعداد زيادي از اعضاي گروه داعش از جوانالن تونسي مي باشند و تونس يكي از مراكز يارگيري داعشي ها است  و بعيد نيست در وراي  اعتراضات اخير ؛ گروه داعش فعال باشد تا با ايجاد بي ثباتي در تونس اين كشور را به سرنوشت ليبي و سوريه و.... گرفتار كند .

  بهار عربي كه در آغاز ؛  عده اي را ذوق زده كرده بود .  بيش از آن كه يك انقلاب و يا  واقعا  بهار عربي باشد  يك حركت هدايت شده از سوي آمريكا بود براي تغير رژيم هاي عربي تاريخ گذشته  ؛ رژيم هائي كه با عملكرد نا صوابشان طي چند دهه ؛  سبب نارضايتي معيشتي مردم شدند و وجودشان نفعي براي غرب و خصوصا آمريكا نداشت و بر اساس شعاري كه آقاي اوباما در سال 2008 در جريان تبليغات انتخاباتي مطرح كرده بود مبني بر " تغير " . اين رژيم هاي فسيل شده مي بايست تغير كنند و نيروهايي جديد و تا حدودي وجيه المله روي كار بيايند تا منافع غرب در اين تغير محفوظ بماند .

     آمريكائي ها به جاي راه اندازي كودتا كه چهره  خوبي را از آمريكا ترسيم نمي كرد و تجربه كودتاي 28 مرداد ايران براي بدنام كردن واشنگتن در سطح بين المللي كفايت مي كرد در قالب اعتراضات به حق مردم وارد شدند  تا رژيم ها ئي  را كه در فهرست تغير قرار داشتند را تغير بدهند . 

   در كشورهائي كه به اصطلاح بهار عربي روي داد  مردم از حكومت هايشان به ستوه آمده بودند وليكن از رشد و تشكل لازم براي روي كار آوردن حكومت هاي ملي و قانوني برخوردار نبودند به همين خاطر ما شاهد هرج و مرج و نابساماني در كشورهئي كه به اصطلاح بهار عربي رخ داد مي باشيم .

       اگرچه هدف امريكا از شعار تغير ؛ بعد از سرنگوني رژيم هاي تاريخ گذشته و وابسته به بلوك غرب رژيم هاي نيمه مستقل و مستقل بود .

  اكنون حاصل بهار عربي در كشورهاي مصر ؛ ليبي ؛ يمن ؛ سوريه بسيار ناگوار و غير قابل قبول است و تونس كه تا كنون در آرامش نسبي بسر مي برد وارد موج اعتراضات مردمي شد و اگر با مديريت صحيح و منطقي مهار نشود به سرنوشت تلخ ساير كشورهاي مبتلا خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 10:7  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    همانگونه كه قابل پيش بيني بود برجام به سرانجام رسيد و در شامگاه 26 دي  94 كه مصادف با سي و هفتمين سال فرار شاه ايران بود در وين اعلام شد كه برجام اجرائي مي شود .

   به  سرانجام رسيدن برجام در داخل ايران و خارج ايران مخالفان وموافقاني دارد  و مخالفان و موافقان هر كدام بنا به دلايلي مخالف يا موافق مي باشند .

 در زير به علل مخالفت و موافقت هر دسته در ارزيابي  نگارنده پرداخته مي شود :

مخالفان از چهار دسته تشكيل مي شوند كه مهمترين آن ها عبارتند : جمهوريخواهان  آمريكا – اسرائيل – عربستان و گروه هاي اصولگرا در داخل ايران

 چهار گروه فوق در اين نكته مشتركند كه برجام در مجموع  به نفع غرب  و در صد كمي  به نفع جمهوري اسلامي مي باشد ولي انگيزه مخالفت چهار دسته فوق تا حدودي متفاوت است .

  جمهوريخواهان آمريكا – جمهوريخواهان از اين جهت مخالفند كه :

 1- اين موفقيت به نام دمكرات ها  تمام مي شود و خوف اين را دارند كه با توجه به نزديك بودن انتخابات رياست جمهوري آمريكا كه در نوامبر 2016 انجام مي گيرد نامزدهاي دمكرات از اين موفقيت به عنوان برگ برنده استفاده كنند و رقيب جمهوريخواه را شكست بدهند و براي چهار سال ديگر جمهوريخواه ها از ورود به كاخ سفيد محروم بمانند.

2- با توجه به اين كه جمهوريخواهان با شركت هاي نفتي رابطه نزديكي دارند و بالتبع با كشورهاي نفت خيزعرب به خصوص عربستان رابطه اي تنگاتنگ دارند و مخالفت عربستان با برجام دليل ديگري است براي مخالفت جمهوريخواهان با برجام  جهت نزديكي بيشتر با كشورهاي عرب نفتخيز خليج فارس.

3- از آنجائي كه اسرائيل بنا به دلايل خودش با برجام مخالف است جمهوريخواهان براي آن كه بتوانند از آراي يهوديان آمريكا و حمايت لابي صهيونيست ها ( آيپك)  برخور دار شوند با برجام به مخالفت بر خاستند..

اسرائيل – با اينكه اسرائيلي ها به خوبي آگاهند كه برجام در مجموع به نفع آن ها و غرب است و فعاليت هاي هسته اي ايران به كنترل كامل آژانس بين المللي انرژي اتمي در آورده  مخالفتشان به اين خاطر است  كه معتقدند  اجراي برجام ؛ جمهوري اسلامي را  از پاشيدگي نجات مي دهد و اگر تحريم ها ادامه پيدا مي كرد امكان سقوط جمهوري اسلامي وجود داشت زيرا همانطور كه ايران خواستار نابودي اسرائيل است متقابلا اسرائيل هم خواهان نابودي جمهوري اسلامي است و به كمتر از آن رضايت نمي دهد .

     عربستان – رياض  به دليل رقابت قدرت با ايران در منطقه استراتژيك خاورميانه و جهان اسلام با هر تحركي كه سبب افزايش قدرت ايران و خارج شدن ايران از انزواي بين المللي و منطقه اي  بشود مخالف است . رياض اگر به اندازه اسرائيل خواستار نابودي جمهوري اسلامي در ايران نباشد به دنبال تضعيف كامل جمهوري اسلامي است و ادامه تحريم ها را تنها راه تضعيف جمهوري اسلامي قلمداد مي كرد و اعتقاد دارد با رفع تحريم ها جمهوري اسلامي فرصت نفس كشيدن پيدا مي كند .

مخالفان داخل جمهوري اسلامي – اين دسته كه طي سال هاي متمادي شعار " انرژي هسته اي حق مسلم ماست " مي دادند و باورشان شده بود كه تهران تا آخر پايداري مي كند و يك گام از مواضع  سال هاي گذشته اش عقب  نمي نشيند و پوزه قدرت هاي غربي را در سايت هاي هاي هسته اي  به خاك مذلت مي كشاند با تغيراتي كه در مواضع جمهوري اسلامي پديدار شد دچار سرگشتگي شدند و مي دانند پشت اجراي برجام بتدريج دست كشيدن از شعارهاي انقلاب در عمل و بازگشت به دوران قبل انقلاب است .

موافقان برجام شامل دمكرات هاي آمريكا و كشورهاي اروپائي و اصلاح طلبان در داخل ايران مي باشند

    دمكرات ها معتقدند با اعمال تحريم ها ؛ جمهوري اسلامي ايران را به گوشه رينگ بوكس فرستادند تا جائيكه تهران مجبور شد دعوت واشنگتن براي مذاكره حل مشكل هسته اي در قالب 5+1 را بپذيرد و پشت ميز مذاكره بنشيند و سرانجام قبول كند تا اورانيوم غني شده اش را خارج كند و تعداد سانتريفوژها را كه براي آن ها سرمايه گذاري كرده بود تا يك سوم كاهش دهد و عملا مراكز حساس  اراك را با سيمان پر كند و تمام تاسيسات هسته اي را زير كنترل شديد بازرسان سازمان انرژي اتمي قرار بدهد و از اين به بعد هر فعاليت هسته اي ايران در كنترل كامل است .

    همچنين غربي ها و آمريكائي ها اميدوارند با آزادسازي پول هاي بلوكه شده ايران و خريد هائي كه ايراني ها از غرب خواهند كرد اين پول ها مجددا به جيب سرمايه داران و توليد كنندگان غربي بازگشت نمايد و اقتصاد آمريكا و غرب شكوفا تر بشود  .اين مسائل مقدمه اي است براي استحاله جمهوري اسلامي و روي كار آمدن دولتي طرفدار غرب در ايران در آينده .

   دقيقا از زماني كه طليعه برجام ظاهر شد دولتمردان اروپائي به اتفاق مديران اقتصادي و شركت هاي توليد كننده غربي به سوي ايران سرازير شدند و دقيقه شماري مي كردند تحريم ها بر داشته شود و كالاهاي غربي بازار 75 ميليوني ايران را همانند قبل انقلاب در اختيار بگيرد .

 اصلاح طلبان ايران كه سردمدارانشان از راديكال هاي دهه 60 و 70 شمسي هستند بر اثر عملكرد نا متوازن و غير اصولي جناح مقابلشان در بعد درگذشت امام ؛ به اين جمع بندي رسيدند كه با روي خوش نشان دادن به غرب خود را از انزوا و فشارهاي داخلي خارج كنند . از نيمه دوم دهه 70 شمسي رابطه با غرب را در سرلوحه تلاش هاي سياسيشان قرار دادند وبر مذاكره با غربي ها  تاكيد ورزيدند به اين اميد كه رابطه با غرب مسايل حقوق بشري را در ايران محكم خواهد نمود و آن ها را بتدريج از انزواي تحميلي داخلي خارج مي سازد و از اين كه مشاهده مي كنند تلاش هايشان به بار نشست و  ايران قبول كرد كه با آمريكا مذاكره كند را فال نيك مي گيرند و از آن حمايت مي كنند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ساعت 9:19  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

     اعدام  شيخ " نمر باقر نمر "  روحاني شيعي  مخالف  حكومت سعودي در عربستان به اتفاق تعدادي ديگر كه بعضي از آن ها از نظر تفكر با شيخ نمر همخواني نداشتند سبب شد تا جمهوري اسلامي ايران  كه قبلا از حكومت عربستان خواسته بود اعدام شيخ مزبور را اجرا نكند بر آشفته شود و از اولين ساعات اعلام  اعدام  ؛ جمهوري اسلامي ايران مخالفت خودش را ابراز داشت و قابل پيش بيني بود افراد تندرو كه تعدادي از آن ها وابسته به گروه هاي راديكال و بعضا مخالف رئيس جمهور و دستگاه ديپلماسي هستند عكس العمل هايي از خودشان بروز بدهند و در مقابل كنسولگري و سفارتخانه عربستان در مشهد و تهران  اجتماعات اعتراضاتي بر پا كنند و تجربيات گذشته نشان داده شد در چنين اجتماعات كه شعارهاي تند داده مي شود  احساسات بر عقل و منطق حاكم شود و  بروز رفتارهاي خشن و افراطي  دور از انتظار نيست .

      تدبير در دولت تدبير اين بود كه  اجتماعات اعتراضي  مردم در مقابل كنسولگري و سفارت عربستان  را پيش بيني مي كرد و از نيروهاي انتظامي مي خواست ازاولين ساعات اعلام اعدام ؛ اطراف سفارت را كاملا زير پوشش قرار بدهند و با استقرار نيروهاي انتظامي حائلي بين متظاهرين احتمالي و ديوار سفاررت ايجاد كنند تا در صورت جمع شدن مردم اجازه ندهند به سفارت نزديك  بشوند كاري كه در تمام دنيا مرسوم است و چند لايه پليس بين متظاهرين و ساختمان ها تشكيل مي شوند.

    به هرحال جمعيتي از تهران و احتمالا شهرهاي اطراف تهران به عنوان اعتراض جمع شدند و از ديوار سفارت بالا رفتند و  به ساختمان سفارت حمله كردند كاري كه در قبل از آن سابقه داشته و در بعد انقلاب براي اولين باربه سفارت آمريكا حمله شد و به مدت 444 روز كارمندان سفارت در گرو اشغال كنندگان بودند حادثه اي كه در مجموع از نظر نگارنده ضررش بيشتراز نفعش بود و خروجي آن به نفع مصالح ملي تمام نشد وليكن از آنجائي كه در ابتداي انقلاب بود از يك سو ؛  جوي انقلابي سراسر كشور مخصوصا محيط هاي دانشگاهي را فرا گرفته بود و از ديگر سو؛ مسئولين ودست اندركاران انقلاب و بسياري از مردم از تجربه كافي و اطلاعات مكفي در حوزه روابط بين الملل برخوردار نبودند تا حدودي قابل قبول و توجيه بود وليكن تكرار آن و بالا رفتن از ديوار سفارتخانه ها و ورود به داخل سفارت كه  قلمرو سرزميني آن كشور محسوب مي شود قابل پذيرش نمي باشد . كاري كه در سال هاي قبل با سفارت انگلستان شد و اگر در همان زمان حمله به سفارتخانه هاي خارجي ؛ از سوي مسئولين كشور تقبيح مي شد و آمران و عاملان تنبيه مي شدند و به مردم آموزش داده مي شد كه اين  حركت ؛  كاري زشت است و ضررش براي كشور بيشتراز خدمت به مملكت است قطعا حمله به كنسولگري و سفارت عربستان در مشهد و تهران انجام نمي گرفت كه اكنون دولت مجبور بشود براي توجيه بگويد عوامل مشكوك ونفوذي دست به چنين كاري زدند و شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آراء با صدور بيانيه اين عمل را محكوم كند و مردم مسلمان ايران در انظار جهانيان به عنوان مردمي دور از اخلاق معرفي شوند و عربستان و كشورهاي همراهش كه با اعدام شيخ نمر در حال محكوم شدن بودند از وضعيت ايجاد شده به نفع خودشان حسن استفاده را بكنند .

     بر دولت جمهوري اسلامي و دست اندركار حكومتي  فرض است مردم را آموزش بدهند و آگاه كنند كه ورود به سفارت توسط شهروندان ايراني  مانند اشغال سرزمين ايران توسط ارتش عراق مي باشد و دولت متبوع مي تواند هر اقدامي را انجام دهد و ايران با  محكوميت جهاني روبرو مي شود و حتي ديگر كشورها هم مي توانند به بهانه عدم امنيت ؛ سفارتخانه اشان را در ايران تعطيل كنند و انزواي ايران به نفع هيچ شخص و گروهي نيست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ساعت 9:1  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   رقابت بين رياض و تهران از قبل انقلاب وجود داشته و واشنگتن براي آن كه از هر دو كشور استفاده بهينه نمايد ستون نظامي را به شاه ايران و ستون اقتصادي را به شاه عربستان اختصاص داده  بود . با سقوط شاه ؛ عربستان تصور كرد كه با ضعفي كه بر ايران در بعد انقلاب حاكم شد و با  امكانات مالي گسترده اي كه از فروش نفت  برخوردار است و خريد تجهيزات نظامي پيشرفته از غرب ؛  و به خاطر وجود حرمين شريفين در اين كشور كه مي تواند  از پشتوانه قدرت جهان اسلام برخوردار گردد  بزرگتري قدرت منطقه شود  .

  شعار هايي مبني بر صدور انقلاب كه در سال هاي نخستين انقلاب اسلامي ايران توسط برخي از  طرفداران انقلاب داده مي شد ترس بر اندام سعودي ها انداخت تا جائي كه سعودي ها  با تحريك صدام حسين كه شخصا آمادگي براي راه اندازي جنگ را داشت جنگ ايران و عراق را راه انداختند. كمك هاي مالي و سياسي و نظامي و.....رياض به عراق در جنگ و تشويق ساير كشورهاي عرب در مشاركت در جنگ مزبور عليه ايران ؛  سبب شد تا اختلاف بين رياض و تهران بيشتر و علني تر شود . تاكيد ايران بر تشيع و حمايت عربستان از وهابيت عاملي گرديد كه تا در كنار رقابت هاي ژئوپليتكي رقابت عقيدتي اضافه شود . در مقاطعي با دور انديشي سران دو كشور اين مناقشات كاهش پيدا مي كرد و يا بي رنگ مي شد و در مقاطعي به علت وجود تندرو ها كه در هر دو كشور در بخش هاي از مراكز قدرت حضور دارند  آتش اختلافات ديرينه كه به اختلافات ديني و فرقه اي آغشته شده بود افزايش پيدا مي كرد .

 با راه افتادن بهار آمريكائي يا  به اصطلاح  بهار عربي و تغيراتي كه در معادله منطقه خاورميانه و جهان عرب پديدار شد و در برخي از كشورهاي عربي حكومت ها تغير كردند ودر تعدادي ديگر اغشاشاتي بروز كرد و سركوبي هاي انجام گرفت حكومت عربستان از يك طرف احساس نا امني و سرايت بهار مزبور به كشورش كرد و از طرف  ديگر بر آن شد از دگرگوني هائي كه در بهار عربي در منطقه ايجاد كرد جهت تثبيت قدرت خود و حذف رقبا بهره برداري نمايد.

  بتدريج سوريه عرصه جنگ نيابتي بين رياض و تهران تبديل شد و در ابتداي سال 1394  يمن به آن اضافه شد و دو كشور رقيب تمام توان ونيروي خود را گذاشتند تا با تضعيف كامل طرف مقابل از قدرت و اعتبار  قابل اعتنا در سطح بين المللي و منطقه اي و جهان اسلام برخوردار شوند .

  مذاكرات هسته اي ايران با شش كشور قدرتمند و مذاكرات مستقيم تهران با واشنگتن و  دستيابي به توافقاتي ؛ رياض را در نگراني فرو برد و حاكمان عربستان  احساس كردند آن " دردانه "  قبلي براي غربي ها نيستند و بخشي ازآن " دردانگي "  را تهران در حال پر كردن است و رياض تلاش گسترده اي كرد و با لابيگري سعي داشت همين توافق نيم بند هم بين تهران و قدرت هاي بزرگ حاصل نشود و ناكام ماند . ناكامي سعودي ها بر خشمشان افزود و اين خشم را نمي توانند فرو بنشانند و دل نگران از جا باز كردن  ايران در جبهه غربي ها ؛ رياض را كلافه كرده است  و از اين نظر رياض به هر دري مي زند تا به دوستان غربيش ثابت كند ايران عامل تنش در منطقه و عربستان  در پي بر قراري ثبات در اين منطقه مي باشد.

    اكنون منطقه خاورميانه عرصه جولان دو كشور با تفكرات مذهبي متضاد است از جنگ نيابتي در سوريه و يمن و.....تا جنگ مستيم ديپلماتيك كه قطع رابطه تهران – رياض نمونه اي از آن است و اگر ادامه پيدا كند هر دو كشوررا در ضعف كامل قرار خواهد داد و بيشترين سود نصيب اسرائيل مي گردد 

     در سال هائي نه چندان دور ؛ عده اي در ايران ابراز اميدواري مي كردند كه عربستان وايران مي توانند دو بال براي چهان اسلام باشند و جهان اسلام با اين دو بال مي تواند پرواز كند و مسلمانان را به اوج شكوه برسانند و اسرئيل را به ذلت بكشانند ؟!  ولي اكنون شاهد آن هستيم كه اين دو بال شكسته شدند و قدرت پرواز را براي اوج گرفتن مسلمانان و جهان اسلام از دست دادند  و در سايه بال هاي شكسته دو كشور قدرتمند و مسلمانان ؛  اسرائيل بيشترين امنيت را احساس مي كند و از زمان تولد اسرائيل تا امروز هيچوقت اسرائيل چنين امنيتي را  احساس  نمي كرد اگرچه امنيتي كه امروز نصيب اسرائيل شده فقط به شكستگي بال هاي تهران و رياض نيست و عوامل منطقه اي و بين المللي از جمله بهار آمريكائي كه چند سالي است گريبان كشورهاي منطقه را گرفته است  در آن دخالت دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 9:15  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

     سال 2016 آغاز شد و اين سال جديد را به همه هموطنان عزيز  مسيحي  و همه مسيحيان جهان تبريك  و تهنيت عرض مي شود . شروع سال جديد و جشن هايي كه به مناسبت آن  در كشورهاي مسيحي و به خصوص آمريكا و اروپا و....بر پا  شد با سال هاي گذشته تفاوتي آشكار و مشهود داشت . تفاوت ؛ در فضاي امنيتي و پليسي شديدي بود كه حاكم در اين كشورها شد و  به اجرا در آمد تا جائيكه مراسم آتش بازي كه از رسومات متداول و پرطرفدار است  در بسياري از شهرهاي كشورهاي مسيحي تعطيل شد و مقامات سياسي و پليسي  در اين كشورها از مردم خواستند از اجتماعات گسترده و طولاني در ميادين و مراكزي كه جشن سال نو گرفته مي شد اجتناب نمايند  و همه اين ها ناشي از يك سري حوادثي بود كه از آغازين روزهاي سال 2015 در كشورهاي اروپائي و آمريكا و ....به وقوع پيوست و احتمال فراوان دارد كه در سال 2016 ادامه پيدا كند .

  چد دهه است كه غربي ها ؛ جهان سوم و خصوصا منطقه استراتژيك خاورميانه و كشورهاي اسلامي را با سياست هاي اسعماري و امپرياليستي و غلطشان نا امن كردند و اين ناامني از سال هاي آغازين قرن بيست ويكم و اشغال كشورهاي اسلامي افزايش چشمگير پيدا كرده است و خودشان در چند دهه اخير و بويژه بعد از دوم جهاني در رفاه و آسايش و استفاده از لذائذ زندگي به عيش و خوشي بسركردند و از فضاي نا امن جهان سوم به قول معروف " ككشان هم نمي گزيد" و غافل از اين واقعيت بودند كه  : " همواره چاه كن در ته چاه قرار مي گيرد "

     ظاهرا وقت آن رسيده كه آنچه غربي ها در نا امني در كشورهاي در حال توسعه و عقب افتاده كاشتند در كشورهاي خودشان درو كنند .حوادثي كه در سال 2015 در كشورهاي غربي اتفاق افتاد علائمي ازاين درو كردن را نشان مي دهد و انتقال نا امني از ديگر نقاط جهان به اين كشورها است .

  قدرت هاي غربي و مردم اين كشورها بايد به خودشان بيايند و به معناي واقعي و به دور از شعارها و حرف هاي پرطمطراق و تو خالي در پي ايجاد امنيت براي كل جهان باشند در غير اين صورت غربي ها مجبور خواهند شد در تمام طول 365 روز سال همچون شب و روز اول سال ميلادي ؛ كشورشان را در زير سايه سنگين پليس قرار بدهند و هر لحظه انتظار  انفجاري در گوشه اي باشند .

  اكنون وقت آن رسيده همه رجال سياسي جهان از خيالات باطل دست بكشند و براي جهاني امن تلاش كنند وگرنه جهان نا امن دير يا زود گريبان همه را خواهد گرفت و به همگان آسيب مي رساند .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ساعت 9:36  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    هفدهم ربيع الاول كه مصادف است با تولد آخرين سفير الهي پيامبر رحمت حضرت رسول محمد بن عبدالله (ص) را  به همه هموطنان عزيز و مسلمانان جهان تبريك و تهنيت عرض مي نمايم  به اميد آن كه ؛  مسلمانان اختلافات را به كنار بگذارند و از تبليغات فرقه اي دست بكشند و وابسته به هر مذهبي كه هستند به پيروان ساير مذاهب به ديده احترام نگاه كنند تا اين درگيري هاي خونيني كه امروز بين مسلمانان رواج پيدا كرده رخت بر بندد و صلح و آشتي و همزيستي مسالمت آميز جايگزين گردد.

      جنگ هاي خونيني كه امروز منطقه خاورميانه را فرا گرفته و مسلمانان به جان يكديگر افتادند مولود دوري از حق و چسبيدن به باطل  و منيت هاي مذهبي است  كه بلائي خانمان سوز شده و مسلمانان  را در خون  پيروان حضرت محمد  غوطه ور ساخته و جالب اين است كه طرف هاي درگيري هاي خونين خاورميانه با فرياد " الله اكبر " به جان هم افتادند و همه طرف ها ؛ كشته هاي خود را شهيد مي نامند و اين كشتارها را براي بقا و احياي اسلام بر مي شمارند و غافلند اگر واقعا به خداي رحمان و رحيم معتقدند بايد در مقابل ديگر مسلمانان كوتاه بيايند واجازه ندهند غير مسلمانان به تمسخر مسلمانان بپردازند و به قول خانم آنگلا مركل صدر اعظم آلمان :  مسلمانان آواره سوريه و عراق به جاي آن كه به مدينه و مكه بروند به سمت اروپاي غير مسلمان سرازير شدند .

   آقاي دكتر حسن روحاني رئيس جمهور اسلامي ايران در مراسم گشايش بيست و نهمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلام اشاره داشتند كه : بايد جلوي خشونت فكري و گفتماني را بگيريم " سئوالي كه مطرح مي شود اين كه چه قدرتي بايد بگيرد؟ و از كجا بايد شروع شود ؟ چرا مسئولين محترم كشور ما و ديگر كشورهاي اسلامي  كه دست اندركار سياست  خارجي مي باشند جلوي خشونت هاي فكري و گفتماني را در بين مسلمانان  نمي گيرند . مردم عادي كه كاري از دستشان بر نمي آيد و بر عهده مسئولين جهان اسلام است كه جلوي خشونت را بگيرند .بالاخره از يك نقطه بايد شروع شود در وضعيتي كه دولت هاي قدرتمند جهان اسلام در خاورميانه كه در حال حاضر كشورهاي ايران و تركيه و عربستان هستند نمي پذيرند  يك ذره از نظراتشان كوتاه بيايند چگونه امكان دارد جلوي خشونت در عمل و كلام گرفته شود .

  در زبان و لسان ؛  ادعا مي شود كه اختلافي بين مذاهب اسلامي نيست و همه مسلمانان با مذاهب مختلف با هم برادر هستند وليكن در عمل مذهب عليه مذهب برخاسته و جنگ مذهبي راه افتاده و هر روز هزاران مسلمان كشته مي شود ويا مجروح مي گردند و يا آواره مي شوند و شهرها و كشورهاي اسلامي يكي بعد ديگري تخريب مي گردد و مطمئنا تا زماني كه سه قدرت مسلمان منطقه از قدرت طلبي فاصله نگيرند خشونت فكري و گفتماني ادامه پيدا خواهد كرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ساعت 12:8  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    هنگامي كه حزب " عدالت و توسعه " به رهبري آقاي " رجب اردوغان "  براي اولين بار در انتخابات تركيه با پرچم اسلام  به پيروزي رسيد بسياري از مسلمانان منطقه و جهان اسلام اين پيروزي را به فال نيك گرفتند و ابراز خوشحالي كردند و خصوصا بعد از اين كه وزير خارجه وقت تركيه كه اكنون سكان نخست وزيري را بر عهده دارد اعلام كرد :  ديپلماسي تركيه بر پايه آشتي و دوستي با همسايگان و كشورهاي اسلامي است .

     حزب عدالت و توسعه از بدو پيروزي تلاش كرد تا وارد اتحاديه اروپا شود و ترك ها را به آرزوي ديرينه اشان كه در دوران حاكميت ديگر احزاب به آن دست پيدا نكرده بودند برساند.وليكن با در هاي بسته اتحاديه اروپا روبرو شد و كشورهاي قدرتمند اتحاديه اروپا نظير آلمان – فرانسه- انگلستان با ورود يك كشور مسلمان به اتحاديه مزبور  به دلايل واهي و در اساس نژاد پرستانه مخالفت ورزيدند .ناكامي از ورود به اتحاديه عامل  بروز سردرگمي در ديپلماسي تركيه گرديد و آنكارا را به سمت آمريكا بيش از پيش سوق داد و آمريكا كه در سال هاي آغازين قرن بيست و يكم به دنبال يارگيري در منطقه و جهان اسلام بود با آغوش باز از تركيه استقبال كرد .فاصله گرفتن تركيه از اتحاديه اروپا و نزديكي به واشنگتن سبب و ابستگي بيشتر  تركيه به آمريكا شد .

     با روي كار آمدن باراك اوباما در مقام رياست جمهوري آمريكا و اتخاذ سياست  " تغير" در ديپلماسي واشنگتن در جهان اسلام و خصوصا منطقه استرتژيك خاورميانه و كشورهاي عربي و راه اندازي به اصطلاح " بهار عربي " تركيه به عنوان يك متحد استراتژيك در خاورميانه  براي اين سياست برگزيده شد .

    سقوط حسني مبارك در مصر و روي كار آمدن اعضاي اخوان المسلمين در اين كشور بزرگ عربي در شمال  آفريقا و قطب جهان عرب  اين تفكر را براي دولتمردان اسلامگراي تركيه بوجود آورد كه مي توانند در فضاي پديد آمده توسط آمريكا تحت  عنوان بهار عربي ؛  اخواني ها را كه مخرج مشترك فكري و عقيدتي با حزب عدالت و توسعه دارند در ساير كشورهاي عربي به قدرت برسانند و به اين ترتيب حاكميت حزب عدالت و توسعه را در خاورميانه بگسترانند و مقدمه اي شود بر احياي امپراطوري عثماني در قالب حزب عدالت و توسعه .

   بعد از مصر ؛  آتش بهار عربي دامن سوريه را گرفت و اخواني هاي سوريه كه از زمان حافظ اسد با دولت  درگيري داشتند بر خاستند  تا قدرت را در دست بگيرند تا بعد از  سقوط بشار اسد در سوريه  ؛ همانند مبارك در  مصر  بر اريكه قدرت در دمشق  سوار شوند .         

    تركيه كه از پيروزي اخواني ها در مصر سرمست بود  دچار يك اشتباه استراتژيك شد و همزيستي مسالمت آميز با همسايه اش را كنار گذاشت و به حمايت از اخواني هاي سوري  بر خاست تا با سقوط دولت بعثي سوريه  هم يك قدم آمريكا را در دستيابي به اهداف خاورمينه ايش نزديكتر كند و هم خودش چند گام به احياء امپراطوري عثماني نزديكتر شود .

    تركيه در اين تصور غلط قرار داشت كه بشار اسد همانند مبارك به سرعت و شايد كمي طولاني تر سقوط كند و غافل از اين بود كه بين بشار اسد در سوريه با مبارك وابسته به آمريكا و بلوك غرب و اسرائيل تفاوت هاي زيادي وجود دارد و سقوط اسد با موانع فراوان داخلي و منطقه اي و فرا منطقه اي روبرو است .

  بعد از گذشت چهار سال از درگبري هاي خونين در سوريه بالاخره تركيه به همراه دوستان منطقه ايش نظير : عربستان و قطر و فرا منطقه اي نظير آمريكا  موفق نشد تا آنچه را كه در رويا در مورد سوريه مي ديد در صحنه ميداني عملياتي نمايد . لذا بر آن شد تا بهر شكلي شده دولت سوريه را ضعيف تر نمايد  تا شايد به هدفش دست پيدا كند از سرنگوني هواپيماني نظامي روسيه در خاك سوريه براي كشاندن پاي ناتو در درگيري هاي  اين كشور  تا دشنام دادن به ايران و حمايت غير مستقيم از گروه هاي راديكال و فعال در سوريه از جمله :  داعش و    .......  متاسفانه تركيه براي ساختن امپراطوري حزب عدالت و توسعه منطقه را نا آرام كرده است .

    اگر دگرگوني در حاكميت سوريه بوجود آيد تازه اختلافش بر سردولت  آلتر ناتيو در دمشق  با عربستان كه از مخالفان اخوان المسلمين است شروع خواهد شد و اگر قرار بر اين تعلق بگيرد كه يك دولت غير اخواني در سوريه كار بيايد اين همه درگيري در سوريه براي تركيه به چه علت مي باشد؟ و چه نفعي در بر دارد ؟ و چه تضميني وجود دارد كه دولت غير اخواني به سمت رياض گرايش پيدا نكند و به يك مخالف آنكارا تبديل نشود ؟  

   امروز ؛ تركيه بيش از پيش نياز دارد تا خودش را جمع كند و از اجراي دستورات واشنگتن و  احياء امپراطوري عدالت و توسعه چشم پوشي كند تا آرامش مجددا به منطقه باز گردد در غير اين صورت ضرري كه آنكارا از نا آرامي هاي منطقه  خواهد ديد كمتر از ضرر ديگر كشورها نخواهد بود .                                                                                                                                                                                                                

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی ۱۳۹۴ساعت 11:13  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

62 سال از 16 آذر سال 1332 مي گذرد و همچون سال هاي  اول وقوع اين واقعه شوم و خونبار  تازه و الهام بخش مردم ايران و خصوصا قشر دانشجو است و آن هائي كه در سال هاي اخير سعي داشتند تا نور 16 آذر را كم سو نمايند بعد از مدتي متوجه شدند خاموش كردن نور 16 آذر نا ممكن است زيرا در دوران خفقان و اختناق رژيم كودتا حادثه اي تلخ در مهد علم و دانش اين كشور يعني دانشگاه تهران بوقوع پيوست كه هر گز از ياد و خاطره ها نخواهد رفت .  

 از اين رو اين روز بزرگ در تاريخ سياسي كشورمان را به همه مردم ايران و خصوصا دانشجويان عزيز تبريك مي گويم و به روان پاك شهيدان اين روز درود مي فرستيم و از خداوند مي خواهيم روح بزرگشان را با پاكان درگاهش محشور فرمايد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 9:15  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

مطالب قدیمی‌تر