X
تبلیغات
Shahabi Online
  

    بحران " اكراين " در چند وقت اخير به حدي شديد شده كه برخي از صاحبنظران از احياي دوران جنگ سرد بين دوقدرت بزرگ جهاني دربعداز جنگ بين المللي دوم ياد مي كنند وبخش اعظم اخبار رسانه ها را به خود جلب نموده است.سئوالي كه دراين زمان مطرح است اين كه چرا چنين بحران با اين وسعت وشدت بوجود آمده ؟ وراه هاي كنترل آن چه مي باشد تا تبديل به يك بحران جهاني وجنگ بين المللي نشود ؟

   بعداز فروپاشي اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي وتبديل اين كشور پهناور به كشورهاي هاي كوچك ومستقل ؛  دندان طمع بلوك غرب تيزتر شد وبراي بلعيدن فدراسيون روسيه كه بازمانده تجزيه شوروي مي باشد برنامه ريزي كردند تا ديگر بار مسكو فرصت پيدا نكند تا تبديل به يك قدرت برتر وبزرگ جهاني بشود وبراي تحقق اين برنامه ونقشه ؛ غربي ها ودر راس آن ها آمريكائي ها درپي آن بر آمدند تا كشورهاي حاشيه روسيه بويژه كشورهاي شرق اروپا كه در غرب روسيه قرار دارند  را بيش از پيش ازنظر سياسي ونظامي وبخصوص اقتصادي وابسته به بلوك عرب نمايند .ورود به اتحاديه اروپا و عضويت در سازمان نظامي آتلانتيك  شمالي "ناتو"به يك آرزو براي مردم ودولت هاي اين كشوره درآورند.

   غيرازگرجستان ؛ يكي ديگرازكشورهاي كه بر روي آن برنامه ريزي شد كشور وسيع وپرجمعيت وسرسبزوحاصلخيزاكراين بود كه در ميان كشورهاي تجزيه شده از  شوروي ازهمه بزرگتر وپرجمعيت تر بود .اگر غرب موفق مي شد كه اكراين را به بهانه ورود به اتحاديه اروپا از وابستگي هايش به روسيه جدا نمايد وهرچه بيشتروابسته به بلوك غرب نمايد موفقيتي بزرگ را كسب كرده است.    ازاين رو از يك دهه قبل وحتي جلوتر غرب برروي اين موضوع سرمايه گذاري كرد و انتخابات سال 2003 به بار نشستن سرمايه گذاري هائي بود كه غرب برروي اكراين انجام داده بود.

    ازديگر سو مسكو كه متوجه برنامه هاي غرب بود براي آن كه اكراين را از دست ندهد وناتو به پشت مرزهاي غربيش نزديكتر نشود حاضر نبود اكراين را از دست بدهد و در دامن غرب قرار گيرد .زيرا مسكو به خوبي مي داند كه هر قدمي كه اكراين از روسيه فاصله بگيرد به مفهوم يك قدم نزدديك شدن غرب وناتو به روسيه وتهديد روسيه است .

  وجود اختلافات فرهنگي ونژادي واقتصادي و....بين ساكنان شرق اكراين كه با روسيه قرابت دارند با غرب اكراين كه به غرب دلبستگي شديد دارند سبب شد تا در ده سال اخيردرگيري هاي شديد در اكراين روي دهد و دولت هائي كه در اكراين بر روي كار آمدند هركدام به غرب يا روسيه نزديك باشند وعملا اكراين صحنه درگيري هاي غيابي بين روسيه با غرب تبديل شد.

  اگر غرب برنامه ريزي نكرده بود كه شوروي را دربعداز فروپاشي وتجزيه بيش از پيش ضعيف ومضمحل كند وبا نزديك شدن به كشورهائي نظير گرجستان واكراين وجدا كردن اين ها  ازروسيه ووابسته كردن به غرب ؛ به مرزهاي روسيه نزديك بشود درگيري هاي گرجستان  كه منجر به تجزيه اين كشور اورا –آسيائي گرديد رخ نمي دادوهمينطور بحران اكراين شروع نمي شد كه به اينجا كشيده شود .اكراين تا اين زمان علاوه بر اين كه دستاوردي از مناقشات داخلي نداشت درمقابل شبه جزيره "كريمه " را از دست داد ودر آستانه تجزيه درشرق كشوراست وچنانچه راه حلي مبنائي واساسي براي اكراين اجرا نشود بايد اكراين تجزيه شده را شاهد باشيم  اگرغرب ؛ گروه هاي تندروئي كه فرياد نزديكي به غرب را سر مي دهند را كنترل نكند ودست آن ها را براي جنگ افروزي باز بگذارد وهمچنان از آن ها حمايت كند مطمئنا بحران اكراين حل نخواهد شد واين كشور تجزيه خواهدشد واكراين تجزيه نشده فقط مي تواند بخشي از اهداف غرب را تامين كند وهمچنان شرق اكراين منطقه حائل بين منطقه نفوذ ناتو با روسيه باقي خواهد ماند اگر چه با استقرار نيروهاي ناتو درغرب اكراين فعلي ؛ نزديكي ناتو به مرزهاي روسيه نزديكتر مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 11:19  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی به دنبال نجات مذاکرات سازشباراك اوباما مانند بسياري از روساي جمهورپيشين آمريكا مخصوصا روساي جمهور وابسته به حزب دمكرات در پي آن است كه مذاكرات فلسطيني ها با اسرائيلي ها را به سرانجامي برساند تا برگي برنده در ديپلماسي خاورميانه اي خود ثبت وظبط نمايد .

     ازاين رو از چندي پيش ؛ وبعداز آن كه بهار آمريكائي را بنام "بهار عربي"راه انداخت  از دوطرف فلسطيني واسرائيلي خواست كه بن بست مذاكرات را بشكنند ومجددا پشت ميز مذاكره بنشينند وبراي درمان اين زخم كهنه در خاورميانه كه ازعمر آن 65 سال مي گذارد چاره انديشي نمايند وازاين بيشتر وقت را به بطالت نگذرانند.

   مذاكرات بين دولت خودگردان فلسطين واسرائيل  با فشار واشنگتن شروع شد ودرحاليكه از همان ابتداي دور جديد مذاكرات مشخص بود"بن بست" سرانجام محتوم مذاكراتي است كه اراده واقعي در پشت آن ؛ براي حل مناقشه وجود ندارد وفشارهاي آمريكا بيشتر از آن كه بر اراده جدي اين كشور براي حل عادلانه باشد بر پايه بازي هاي سياسي استواراست .

    بعداز آن كه در روزهاي اخير ؛ اسرائيل ؛ آزادي آخرين گروه 26 نفره ازاسراي فلسيطيني را به بهانه هاي واهي به  تاخير انداخت واز آزادي آن ها امتناع ورزيد . دولت خودگردان فلسطين بر اساس آنچه كه مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسانده تلاش كرده تا از حق قانوني خود براي پيوستن به نهاد هاي سازمان ملل استفاده نمايد واين حركت دولت خود گردان به مذاق سياستمداران اسرائيلي ومخصوصا آمريكائي كه خود را ميانجي بي طرف درمذاكرات وانمود مي كنند خوش نيامد وعكس العمل هاي تندي از خود بروز دادند تا آنجا كه "جان كري "وزير خارجه آمريكا ؛ سفرخود به "رام الله " به عنوان اعتراض به دولت خودگردان را لغو كرد ونمايندگان گنگره آمريكا تهديد كردند اگر محمود عباس بر پيوستن به نهادهاي سازمان ملل اصرار بورزد كمك هاي مالي آمريكا به دولت خودگردان را قطع مي كنند !!

  شواهد موجود دلالت براين دارد كه پيشرفتي در مذاكرات وجود ندارد وهمچنان بن بست حاكم بر فضاي جلسات است وتلاويو نمي خواهد واقعياتي نظير : به رسميت شناختن مرزهاي 1967 ودولت فلسطيني به پايتختي بيت المقدس ؛ توقف شهرك سازي ؛ آزادي اسراي فلسطيني و..... را پذيرا باشد واقعياتي كه اگر حل نگردد نبايد انتظار دستيابي به توافقي هرچند ساده را داشت .

    به احتمال قريب به يقين اين دور از مذاكرات با كارشكني هاي طرف اسرائيلي به بن بست خواهد رسيد.اگر دولتمردان آمريكائي واقعا خواهان راه حلي عادلانه دراين مناقشه هستند وعلاقمندند كه اين دور از مذاكرات به بن بست نرسد بايد قاطعانه از اسرائيل بخواهند كه مرزهاي 1967 را قبول واجرا كند ودولت فلسطين به پايتختي قدس شريف را بپذيرد وشهرك سازي را متوقف كند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 9:24  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

  
ديدار اوباما و ملک‌عبدالله بدون بیانیه‌مشترک
    درنخستين روزهاي فروردين 1393 آقاي باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا سفري تاريخي به كشورعربستان داشت واين سفر دراين مقطع از حساسيت وويژگي خاصي برخورداربود . سفراوباما در زماني انجام گرفت كه سردي در روابط واشنگتن –رياض به حد نهائي خود در چند دهه اخيريعني هشتاد سال گذشته رسيده است وبه عبارتي روشن تررياض از عملكرد خاورميانه اي تيم اوباما دلگير وناراحت ونگران است وسياست خارجي واشنگتن در خاورميانه را ناپخته وكودكانه مورد ارزيابي قرار مي دهد .

   اين سفر با اين هدف كلي  انجام گرفت كه : آمريكا به عربستان اطمينان بدهد كه بهار آمريكائي كه بنام بهار عربي توسط آمريكائي ها در سه – چهار سال اخير درمنطقه شمال آفريقا وخاورميانه راه افتاده تهديدي براي حكومت عربستان دربرندارد وواشنگتن همچنان بر تحكيم روابط بين كاخ سفيد وحكومت سعودي ها در عربستان تاكيد داد ورياض نبايد از اين جهت نگران باشد .

      عربستان تا چه حد به وعده هاي آمريكائي ها اطمينان كند ودل خوش دارد درجاي خود قابل بحث است .قطعا عربستاني ها امتيازاتي را از آمريكائي ها طلب خواهند كرد تا به اظهارات مقامات آمريكائي دلگرم بشوند واطمينان نمايند.

   دركنارهدف كلي فوق كه عمده ترين موضوع در روابط ديرينه بين رياض-واشنگتن  مي باشد تعدادي ديگر از مسائل وجود دارد كه دو طرف در اطراف آن صحبت كردند تا يخ هاي پديد آمده ذوب كنند ازجمله روابط تهران –واشنگتن وموضوع سوريه و... .

   رقابت هاي سياسي واقتصادي ونظامي و...تهران –رياض كه از دوران شاه وجود داشته در زمان جمهوري اسلامي ادامه پيدا كرده وبه حوزه اعتقادي وايدئولوژيكي هم وارد شد ورقابت هاي قبلي را تشديد كرد وبحت قدرت يابي شيعه وسني در منطقه وجهان اسلام از موضوعات كليدي دراين عرصه رقابتي مي باشد .عرصه نبرد ميداني بين ايران شيعي وعربستان سني در عراق وسوريه لبنان وبحرين نماد پيدا مي كند .

    عربستاني ها تصور مي كنند كه در صورت توافق غرب با ايران بر سر مسئله هسته اي ؛ احتمال دارد كه روابط واشنگتن با تهران گرم شود ودر سايه برقراري روابط تهران –واشنگتن ؛ حكومت سعودي ها در عربستان در منطقه وجهان اسلام در انزوا قرار گيرد وازاين جهت به ديپلماسي هسته اي واشنگتن سخت بدبين است ومي خواهند واشنگتن اين تضمين را به آن ها بدهند  كه حل مسئله هسته اي ؛ عربستان را به انفعال درمنطقه نخواهد كشاند واين يكي از مواردي است كه اوباما در تلاش بود تا در سفرش به رياض به سعودي ها بدهد .

    همچنين عربستان درپي آن است تا حكومت علويان درسوريه برچيده شودو  موفقيتش در حاكميت بر منطقه تضمين مي شود ودرصورت سقوط حكومت اسد در سوريه ؛ يك امتياز مثبت براي رياض وپوئن منفي براي تهران است  وبراين اساس رياض اسب را زين كرده تا دولت بشار اسد را ساقط نمايدوبراي تحقق اين هدف به كمك هاي سياسي ونظامي ورسانه اي آمريكائي ها واروپائي ها چشم دوخته بود ودرنيمه راه متوجه شد كه واشنگتن در اصرارهاي اوليه اش براي سرنگوني بشار اسد ؛شك وترديد به خود راه داده واين كوتاهي براي رياض دل نگراني ايجاد كردواز عملكرد آمريكا در سوريه ناراحت است وشك وترديد هاي آمريكا در سوريه را ناشي از امتيازاتي تصورمي كند كه واشنگتن در مذاكرات هسته اي به ايران يعني رقيبش مي دهد .

  درمقابل آمريكائي درعين اين كه به گرمي روابط با تهران چشم دوخته اند  در وضعيت موجود نمي خواهند رياض را به عنوان متحد قديمي ازدست بدهند حداقل تازماني كه روابط ديپلماتيك با تهران بر قرار نكردند و جايگزين مطمئني براي تشكيل حكومت ودولت در عربستان پيدا نكردند مي خواهند حكومت فعلي  عربستان را دركنار خودشان داشته باشند ويا با آن بازي بكنند تا از ناحيه عربستان مزاحمتي در ديپلماسي خاورميانه اي آن بوجود نيايد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 9:5  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   خالد مشعل: خداوند به ملت قطر پادشاهی عطا کرده که باید به آن افتخار کنند!

    حساسيت عربستان به اخوان المسلمين بر كمتر شخصي پوشيده است .رياض ؛ موجوديت ورشد وتوسعه اخوان را درمعادلات قدرت كه در خاورميانه جريان دارد عامل نابودي خود مي پندارد وحتي از حمايت هاي واشنگتن از اخوان نگران است وعكس العمل هائي بروز داده ويكي از علل تيرگي درروابط واشنگتن –رياض در دو سه سال اخير ناشي از همين مسئله است .

    دراين راستا رياض روابط گرم وصميمانه قطر با اخواني را بر نمي تابد وخواهان قطع روابط مي باشد تا اخواني ها منفعل شده وقدرت خود را از دست بدهند واز ساقط نمودن حكومت هاي كشورهاي عربي صرف نظر بكنند.اين موضوع را رياض به كرات به دوحه گوشزد نمود ونا خوشايندي خودش را مبني برحمايت هاي  دوحه از اخوان ابراز نموده است.

   با توجه به مقدمه فوق ؛ عربستان روي گروهائي نظير حماس كه ريشه اخواني دارند نيز حساس است وازاين كه "خالد مشعل " مسئول دفتر سياسي حماس و از رهبران صاحب نفوذ حماس ؛بعداز ترك سوريه ؛ دفتر مركزيش را در قطر مستقر كرده مورد اعتراض رياض مي باشد.ويكي از علل اختلاف رياض با دوحه بر سر حضورمسئول دفترسياسي  حماس در قطر وحمايت قطر ازاين گروه فلسطيني است .

   خالد مشعل كه مسئوليت دفتر سياسي حماس را بر عهده دارد متوجه اين حساسيت مي باشد. براي اين كه عربستان را بيشتر ازاين به حماس حساس نكند به مقامات قطري پيشنهاد كرد موافقت كنند تا دفتر سياسي حماس از قطر خارج شود وآن دسته از رهبران سياسي حماس كه در قطر حضوردارند اين كشور را ترك كنند .پيشنهادي كه مورد موافقت قطر واقع نشد وقطري ها اعتقاد دارند كه مقامات حماس  در قطر حضور داشته باشند و اين كشور را ترك نكنند زيراقطري ها تصور مي كنند كه اگر با اين پيشنهاد خالد مشعل موافقت بكنند امتيازي است كه به رياض مي دهند واين سبب گستاخي بيشتر رياض نسبت به دوحه خواهدشد. 

  مقامات حماس ؛ به موازات پيشنهاد فوق اظهار تمايل كردند  كه دفتر حماس را به اردن منتقل نمايند يعني به كشوري كه با اسرائيل روابطه حسنه دارد وجزء دو كشورعربي است كه قرار داد ترك مخاصمه با تلا ويو به امضاء رسانده وسفير مبادله كرده است .

   بحران پديد آمده بر جهان عرب كه بخشي از آن ناشي از باصطلاح "بهار عربي "است در روابط بين عربستان –قطر-حماس به وضوح خود نمائي مي كند .ازيك سو؛ عربستان از قطر مي خواهد دست از حمايت اخواني ها از جمله حماس بر دارد وقطر مقاومت مي كند وبراي ان كه در مقابل رياض كوتاه نيايد به حماس اجازه نمي دهد از قطر خارج شود واز ديگر سو حماس كه با شعار "نابودي اسرائيل "مدت ها است حمايت برخي از كشور هاي اسلامي را به خود جلب كرده مجبورشده ؛ اردن را كه رابطه دوستانه وغير خصمانه با اسرائيل دارد را به عنوان يكي از كشورهائي كه درآن دفتر سياسي دائركند برگزيند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 9:46  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

سال نو مبارکفرارسيدن سال 1393 را به همه هموطنان عزيز در چهارگوشه جهان وخصوصا آناني كه دراين سرزمين باستاني زندگي مي كنند صميمانه تبريك وتهنيت عرض مي دارم وآرزومندم سالي توام با خوشي وخرمي وشادي وبهروزي براي همه ايرانيان وهمه مردم جهان باشد.خزان با همه زيباهائيش در زندگي شما لانه نكند وسايه بهار برعمر با بركت تان سايه بگستراند.خداوند وجودتان را سالم نگهدارد كه بزرگترين نعمت الهي وبهترين سرمايه زندگي سلامتي است  وهمه بيماران شفاي عاجل پيداكنند.
+ نوشته شده در  شنبه نهم فروردین 1393ساعت 11:4  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    

     درگيري ها " اكراين " وسرگرم شدن قدرت هاي بزرگ بين المللي ازجمله : روسيه از يك طرف وآمريكا وكشورهاي اروپائي از طرف ديگر؛ درحول درگيري فوق سبب شده تا قدرت هاي بين المللي از موضوع سوريه بطور جدي بازمانند زيرا وضعيتي دراكراين بوجود آمد كه براي هر قدرت هاي بين المللي جنبه حيثيتي واعتباري وحياتي دارد واهميت آن در معالات بين المللي بيشتر از سوريه است  واگرقدرت هاي بين المللي لحظه اي از مسائل اكراين غافل بمانند توازن قوا در سطح بين المللي به نفع طرف مقابل سنگين تر خواهدشد.

   وضعيت پيشامده هم به نفع دولت سوريه مي تواند باشد وهم به نفع گروه هاي مخالف .بزرگترين حامي بين المللي سوريه يعني روسيه درشرايطي نيست كه بتواند حمايت هايش را از سوريه مثل گذشته بطور آشكار وعلني وجدي ادامه دهد وهمين طور آمريكا واروپا هم در شرايطي قرار ندارند كه همچون گذشته از مخالفان مسلح بتوانند حمايت صريح داشته باشند.دراين زمان ارتش سوريه با مخالفان مسلح درحالي با يكديگر مي جنگند كه فقط كشورهاي منطقه اي كه از دولت سوريه ويا مخالفان مخالفان حمايت مي كنند نظير: تركيه –قطر-عربستان وايران به كمك هايشان تا حدودي ادامه مي دهند .

   شايان ذكراست تنها حامي منطقه اي دولت وارتش سوريه يعني ايران مصمم است بطور يكپارچه از بشاراسد حمايت كند واين درحالي است كه در بين حاميان منطقه اي مخالفان مسلح دولت  اختلافات هاي بروز كرده ودرحمايت از مخالفان دچار شك وترديدهائي شدند .براي مثال تركيه كه عضو ناتو است بخشي از توجهاتش به سمت درگيري هاي اكراين است وهمچنين بين قطر وعربستان دو كشورعرب كه شديدا ازمخالفان مسلح دولت سوريه حمايت مي كردند دچار اختلاف شديدي شدند وعربستان براي جنگجويان النصره وداعش خط ونشان مي كشد وبراي حفظ ظاهر هم شده آن ها را تهديد مي كند اگر سوريه را ترك كنند وبه عربستان بازنگردند با تنبيهاتي روبرو خواهندشد.

   دراين شرايط بهترين فرصت براي هركدام از دو طرف درگيري در سوريه مهيا شده تا با يكديگر تسويه حساب نمايند .به نظر مي رسد ارتش سوريه در حال بهره برداري از وضعيت جديد است اگرچه مخالفان مسلح به حساسيت زمان واقف هستند وتمام نيروي خودشان را گذاشتند تا متصرفاتشان را از دست ندهند واز صحنه ميداني حذف نشوند.

  درخبر ها نقل شده كه ارتش سوريه موفق شد شهراستراتژيك  "الزاره " در حومه غرب  " حمص " را از اشغال گروه هاي مخالف خارج كند ودر نقطه مقابل 30 هزار نفر ازنيروهاي وابسته به مخالفان درمناطق شمالي وجنوبي دمشق تحت فرماندهي واحد درآمدند تا در زمان مناسب به پايتخت سوريه حمله كنند .

   دوخبر فوق ؛ حكايت از اين واقعيت دارد كه طرف هاي داخلي درگيري سوريه متوجه شدند كه در غياب قدرت هاي بزرگ بين المللي وسرگرم بودن آن ها به حوادث رخ داده در اكراين بايد براي حذف نشدن خودشان واحيانا حذف طرف مقابل ؛ تلاش هاي گسترده رزمي انجام دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 12:30  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

      

     انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 سبب شد تا كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس از ترس اين كه  انقلابي مشابه در كشورشان رخ ندهد؛ خود را در وضعيتي ديدند كه ناچارا اختلافات ديرينه اشان را به كنار گذاشتند واز بعضي ادعاهاي ارضي چشم پوشيدند وبه يكديگر نزديك شدند. شروع جنگ ايران وعراق درشهريور سال 1359 فرصتي براي شش كشور عرب خليج فارس فراهم ساخت تا به يكديگر نزديكتر شوند ودرسال 1360 در  قالب "شوراي همكاري خليج فارس "به فعاليت هاي مشترك روي آوردند تا بتوانند در آينده ؛ همچون "اتحاديه اروپا " از مشتركاتي برخوردارشوند .

    تشكيل نيروي دفاعي نظير "سپرجزيره "از عمده فعاليت هاي شوراي مزبور در حوزه نظامي مي باشد سپري كه در حمله عراق به كويت واشغال اين عضو شوراي همكاري ناتواني خود را به اثبات رساند وفقط درسركوب مخالفان د اخلي بحرين توانست عرض اندام كند.

    دركنار مشتركات ظاهري كه كشورهاي عضو شوراي همكاري از آن برخوردارنددردرون خود داراي تضادهاي عميق سياسي مي باشند ( خوانندگان محترم مي توانند براي اطلاعات بيشتربه كتاب "ديدگاه هاي شوراي همكاري خليج فارس " تاليف نگارنده واز انتشارات روزنامه اطلاعات مراجعه فرمايند .)واين تضاد سياسي در كنار قدرت ورياست  طلبي هركدام از كشورها ي شورا خصوصا عربستان وقطر كه هركدام داعيه رياست بر شوراي همكاري را دارند قابل پيش بيني بود كه دير يا زود اختلافات بروز خواهد كرد و رشته اتصال بين آن ها پاره خواهد شد وشكاف ورو در رو قرارگرفتن جايگزين اتحاد ووحدت مي شود.بطورمثال : دريكي از اجلاس هاي سران كشورهاي عضو كه درپايان هرسال ميلادي درپايتخت يكي از كشورهاي عضو بر پا مي شود درموضوع انتخاب دبير كل شورا ؛ اختلاف شديدي بين عربستان وقطر بروز كرد تا جائيكه امير قطر جلسه را به عنوان اعتراض ترك كردوبه اعتقاد قطري ها با اين اعتراض خواسته بودند در مقابل رياست طلبي سعودي ها بايستند .

  " بهار آمريكائي " كه به نا صحيح بر آن " بهار عربي " نام نهادند بجاي آن پايان خزان عربي را به ارمغان آورد؛  از آنجائي كه از ابتداء دست پخت آمريكائي ها بود جز ازهم گسستگي درداخل كشورهاي عربي وجهان عرب وايجاد امنيت براي اسرائيل حاصلي ديگر در بر نداشت.يكي ازثمرات بهارآمريكائي در كشورهاي عربي بويژه در بين كشورهاي عربي خليج فارس بروز شكاف هاي عميق بر سر رهبري وحمايت از دولت هائي است كه بعداز بهار مزبور درآن كشورها به قدرت رسيدند. دو كشور ثروتمند ورياست طلب  خليج فارس يعني عربستان وقطر كه صاحب ميليارد ها دلار حاصل از فروش نفت مي باشند عمده ترين كشورها هستند كه به رقابت شديد دركشورهائي كه بهار آمريكائي درآن ها روي داده  افتادند.

 درحاليكه قطر از اخوان المسلمين شديدا حمايت مالي وسياسي ونظامي ورسانه اي مي كند عربستان ؛ اخوان المسلمين را به به عنوان تهديدي جدي براي حكومتش تلقي مي كند وبا هر نوع همكاري وحمايت از اخوان ؛ مخالف است.

  به قدرت رسيدن اخواني ها در تونس –مصروقدرت گرفتن آن در جبهه مخالفان سوريه دراساس زنگ خطري براي رياض مي باشد ورياض همه اين ها را از چشم قطرمي بيند وبه اين خاطر چندين بارتلويحا ودر جلسات خصوصي صريحا از قطر خواست دست از حمايت هايش از اخواني ها بر دارد وگوش قطري ها به اين اخطارها ناشنوا است وازاين رو عربستان تصميم گرفت با دو كشور ديگر شوراي همكاري : امارات وبحرين كه به او نزديكترند واز قضا اين دوكشور هم مشابه عربستان از ناحيه اخواني ها احساس خطر مي كنند سفراي خودرا از قطر فرا بخوانند وبه اين ترتيب به زعم خودشان قطر را درانفعال قرار بدهند تا شايد گوش شنوا پيدا كند وآلارم هاي رياض را بشنود ودست از حمايت از اخوان بر دارد.

 نكته مهمي كه در اين زمان مطرح است اين كه : قطر چه عكس العملي انجام خواهد داد؟ اگر قطر تنها باشد طبيعي است كه براي جلوگيري از انفعال درشوراي همكاري ؛ كوتاه بيايد وحمايت هاي همه جانبه اش را ازاخواني ها قطع كند .وليكن از آنجائي كه در سطح منطقه ؛ تركيه ودر فرامنطقه آمريكا از حاكميت اخواني ها در كشورهايي كه بهار آمريكائي رخ داده حمايت مي كنند وآمريكا وتركيه  رابطه اي قوي با دوحه دارند وقطر مجري استراتژي دو كشور تركيه وآمريكا است  لذا ازاين كه قطر ازهدف خود منحرف شود وبه راهكار عربستان تن بدهد بعيد است مگراين كه رياض از طريق واشنگتن به دوحه فشار وارد كند كه آن هم با توجه به سردي روابط واشنگتن –رياض بعيد به نظر مي رسد.

  درحال حاضر ؛ تنها كشوري كه مي تواند در نقش ميانجي بازي كند كويت است كه يكي از شش عضوشوراي همكاري خليج فارس است وكويت درتلاش است تا دوطرف را متقاعد كند كه به نظرات هم توجه كنند وآب را بيشتر ازاين گل آلود نكنند .اگر ميانجي گري كويت با موفقيت همراه نباشد احتمال از هم پاشيدگي شوراي همكاري خليج فارس بعداز سه دهه وجود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 8:46  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

1

     ۱۴  اسفند يادآور روزي است كه دكتر محمد مصدق نخست وزير ايران درسال 1345 بر اثر ابتلاء به بيماري سرطان در بيمارستان "نجميه "كه از وقوفات مادرش بود جان به جان آفرين تسليم كرد وچشم ازجهان فاني فروبست تا در ديار باقي در كنار نيكان وصالحان منزل گزيند اگرچه دراين جهان هم زنده است ونام نيك او در تاريخ مبارزات ضد استعماري كشورهاي جهان سوم بر عليه استعمارواستثمارگران غربي ثبت وضبط است .

    مصدق در دوراني پرچم مبارزه با سلطه انگليسي ها بر نفت ايران را بر افراشت كه جنگ جهاني دوم به پايان رسيد واروپا دوران برزخي را طي مي كرد ونتيجه جنگ براي اروپائي ها ورشكستگي اقتصادي وبحران هاي سياسي وروحي بود ومصدق از موقعيت پيشامده حسن استفاده را كرد وبراي دراختيار گرفتن كنترل نفت به دست ايراني ها تلاش بي وقفه اي را انجام داد

   اگرچه تلاش هاي او مطابق آنچه را كه او در طلب آن بود پيش نرفت وانگليسي ها كه خودشان ناتوان از يك حركت مستقل عليه اوبودندبا كمك آمريكائي ها كودتائي نابخردانه را عملياتي كردند ومصدق را از قدرت بركنارنمودند وليكن فكر وراه او سرمشق بسياري از ملل جهان سوم وحتي رهبران انقلابي آمريكاي لاتين گرديد .

   جمهوري اسلامي ايران كه اين روزها درگيردست وپنچه نرم كردن با آمريكائي ها واروپائي بر سر مسئله "هسته "اي است بايد بيش از هرزماني قدر مصدق را بداند ومتوجه شود كه 60 سال قبل ؛ درآن عصر بي خبري كه هنوز تحركات ضد غربي در جهان سوم وجهان اسلام راه نيفتاده بود چه مشكلاتي را دكتر مصدق متحمل گرديد تا نفت را ملي كند و غربي ها چه كارهائي با مصدق نكردند نا او به هدفش كه ملي شدن صنعت نفت بود دست پيدا نكند وهمچنان سلطه بيگانگان بر نفت ايران وبالتبع خاورميانه باقي بماند.

يادش گرامي وخداوند اورا با صالحان ونيكان محشورفرمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 10:2  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

   

      مدتي است كه اوضاع داخلي در كشور46 ميليوني اكراين كه بزرگترين وپرجمعيت ترين كشوردر بين كشورهاي اقماري  اتحاد جماهير شوروي محسوب مي شد متشنج شده است .اگرچه سابقه اين درگيري ها به ده سال قبل برمي گردد وليكن اين بار خيلي جدي شده وتا حد سقوط دولت روس گراي "ويكتور يانوكويج"ختم گرديده است .

    سئوا لي كه اكنون مطرح مي شود اين است كه آيا رابطه اي بين درگيري هاي خونين سوريه كه از سه سال قبل كليد خورده وحمايت هاي مسكو از دولت بشار اسد وحمايت هاي آمريكا ومتحدان اروپائيش از مخالفان مسلح دولت سوريه  وجود دارد ؟

     در نگاه اوليه وظاهري نمي توان رابطه اي را مشاهده نمود اكراين در شرق اروپا است وسوريه در دل خاورميانه وليكن در ارزيابي وتحليل نگارنده با اندكي تامل مي توان براحتي رابطه اين دو مناقشه را كه از نظر جغرافيائي ونژادي واعتقادات ديني و....با يكديگر تفاوت دارند پيدا كرد .دردنياي امروز با همه پيچيد گي هاي حاكم بر آن ؛  بسياري از تحولات در معادلات بين المللي با يكديگر ارتباط دارند.

    ازبدو بروز نا آرامي ها درسوريه ؛ دولت روسيه با تمام قد به حمايت از بشار اسد برخاست واز بذل هر نوع كمكي براي جلوگيري از سقوط بشاراسد مضايقه نكرد وبه كرات پيش نويس قطعنامه هاي پيشنهادي آمريكا وكشورهاي اروپائي در شوراي امنيت سازمان ملل را "وتو"كرد وتعداد وتو هائي كه مسكودر اين مورد انجام داد در تاريخ تشكيل شوراي امنيت سازمان ملل بي سابقه بود وهر تحركي كه آمريكا واروپائي ها وكشورهاي منطقه نظير: عربستان –تركيه –قطر و....براي سقوط دولت سوريه  انجام دادند ؛ مسكو با ديپلماسي فعالش خنثي كرد تا جائيكه اعتبار بين المللي واشنگتن وهمپيمانانش در عرصه بين المللي دچار آسيب وخدشه شد وبسياري از كشورها پي بردند درشرايط فعلي ؛  مسكو يكي ازبازيگران اصلي در تحولات بين المللي به خصوص خاورميانه مي باشد . به عبارتي كشورهاي مخالف بشاراسد از حمايت هاي روسيه كلافه شدند ودرپي آن بودند تا در منطقه اي ديگر ودور از خاورميانه ضربه اي به اعتبار وقدرت مسكو وارد نمايند و با خلق يك دلمشغولي جديد براي روسيه ؛ اين كشور را در منگنه قرار دهند تا از توجه به سوريه باز دارند.

   در ارزيابي غربي ها ؛ درحال حاضر؛ بهترين منطقه كه با مختصرتحريك مي توان در آن نا آرامي بوجود آورد وبراي روسيه ازاهميت استراتژيك ويژه اي برخورداراست وپاشنه آشيل مسكو قلمداد مي شود؛ اكراين مي باشد با توجه به اين كه درگيري ها در آن كشورسابقه هم دارد وزمينه هاي آن فراهم است ومخالفين دولت مركزي دراكراين تا حدودي از تشكيلات منسجم  برخوردارند وبراي متشنج كردن اوضاع ؛ انگيزه هم دارند.

  براين اساس از مدتي قبل تحريكات در اكراين آغازشد و بطور دائم وسازماندهي شده از ناحيه ؛ آمريكا و غرب حمايت مي شد وبه اين خاطر؛ دامنه نا آرامي ها توسعه پيداكرد ودولت يانوكويج وادار به مقابله شد وحاصل جمع درگيري پليس ضد شورش اكراين با مردمي كه دركيف پايتخت اكراين به سياست هاي اقتصادي وسياسي دولت معترض بودند وخواستار پيوستن اكراين به اتحاديه اروپا بودند برجاي گذاشتن تعدادي كشته ومجروح از معترضين وافراد پليس بود و خيابان هاي كيف تبديل به جنگ خياباني گرديد تا آنجا كه رئيس جمهور اكراين مجبوربه ترك كاخ وپايتخت شد .

    از زمان شروع درگيري هاي اخير تمام توجه مسكوبه طرف اكراين معطوف شد وسوريه ازاولويت نخست در سياست خارجي روسيه به اولويت بعدي تبديل گرديد واين دقيقا همان هدفي بود كه غرب با راه اندازي نا آرامي در اكراين به دنبال آن بود .غرب اميدواراست دراين شرايط بتواند به بخشي ازاهداف راهبرديش در سوريه با كمك به مخالفان سوريه دست پيدا كند وآنچه را كه در سه سال گذشته كه از نا آرامي ها در سوريه مي گذرد نتوانست به دست آورد كسب نمايدويا با دادن امتيازاتي در اكراين به روسيه ؛ اين كشور را وادار كند تا درمورد حل بحران سوريه ؛ كوتاه بيايد وبه آمريكا وغرب در سوريه ؛ امتياز بدهدو به اين ترتيب بازي برد-برد همه طرف ها راضي باشند.

  از طرف ديگر آمريكا وغرب برنامه ريزي كردند تا در موازات دستيابي به هدف فوق الذكر؛به اعتبارپوتين وروسيه هم آسيب برسانند ومسكو را بر سر دوراهي مداخله نظامي وعدم مداخله قراردهند به اين معنا كه " اگر روسيه دخالت نظامي كرد اين كشور را به عنوان كشوري اشعا لگر معرفي كنند واگر مداخله نظامي نكرد روسيه را به عنوان كشوري ناتوان معرفي كنند كه يك شير بي يال ودم است .در صورت عدم مداخله ؛ اكراين را از دست داده واين به نفع غرب خواهدشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 8:53  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

    

      از ماه می سال 1948 كه دولت اسرائيل اعلام موجوديت كرد واز طرف سازمان ملل بر اساس قطعنامه 181 مجمع عمومي به رسميت شناخته شد تا امروز؛ درهيچ زماني به اندازه حال حاضراحساس امنيت وآرامش نكرد.در 66-67 سال اخير همواره از سوي برخي دولت هاي عربي چه به صورت بالقوه وچه به صورت بالفعل مورد تهديدات عملي و لفظي قرارداشت.

    اسرائيل از زمان تاسيس تا جنگ هاي 1967 از سوي مرحوم جمال عبدالناصر رهبر فقيد مصرتهديد به نابودي مي شد وليكن تلا ويو موفق شد در جنگ مزبور مناطق گسترده اي ازسرزمين هاي عربي را اشغال كند بطوريكه بعداز چنگ 1967 ؛ بتدريج ناصر شعار : "صبحانه در قاهره ونهار در تلاويو"كه يك تهديد براي امنيت اسرائيل تلقي مي شد را به كنار گذاشت .

    با درگذشت ناصر؛جانشينش "انور سادات"راهي ديگر را انتخاب كرد راهي كه به قرار داد كمپ ديويد ختم شد واسرائيل با واگذاري بخشي ازاراضي صحراي سينا به مصر ؛ امنيت كشورش را در مرزهاي مصر تامين كرد.از آنجائي كه برپايه شعاري كه از دير باز در خاورميانه داده مي شود مبني بر اي كه " هيچ جنگي بدون مصر وهيچ صلحي بدون سوريه تحقق پيدا نخواهد كرد" .تلاويو همواره از ناحيه سوريه احساس امنيت نداشت ومترصد آن بود تا معامله اي را كه با قاهره در دوران سادات انجام داد وصحراي سينا را داد وامنيت را گرفت با دمشق هم انجام دهد به عبارتي بخشي از ارتفاعات "جولان " را كه درقبل از جنگ 1967 متعلق به سوريه بود ودر جنگ 1967 به اشغال اسرائيل در آمدرا به دمشق بازگرداند وقراردادي مشابه كمپ ديويد را با سوريه به امضاء برساند.اگرچه مخالفت دمشق با چنين معامله سبب شد تا مرزهاي سوريه –اسرائيل درحالت نه جنگ ونه صلح قرار داشته باشدو مرزهاي امني براي دو طرف نباشد.

   شروع به اصطلاح "بهارعربي"كه حوادث بعدي بوضوح نشان داد كه خزان اعراب ودر حقيقت بهار براي اسرائيل بود سبب شد تا مصر در يك بحران داخلي فروبرود ومختصر مخالفتي هم كه در بين مردم واحزاب سياسي ومذهبي  اين كشوردررابطه با اسرائيل وجود داشت تحت الشعاع تنش هاي داخلي قرار گيرد.

  گروه هائي نظير حماس كه به ظاهر شعار نابودي اسرائيل را مي دادند به اين خاطر كه در طليعه بهار عربي اغوا شدند وسراب را مشاهده كردند از سوريه بريدند وروابطشان را با تهران كمرنگ و تا حدي  بيرنگ كردند وبا سقوط اخواني ها در مصر ، حمايت  مصررا از دست داند و اكنون به ترميم روابط تخريب شده خود با كشورهاي حاميشان مشغولند .

  سوريه كه سردمدار مخالفت با اشغالگري هاي اسرائيل قلمداد مي شد در سه سال اخيردروضعيتي قرار گرفت كه همگان مطلعند وهرچه را داشت نابود شد ونه اقتصادي دارد ونه ارتشي ونه امنيتي ونه ......وكشوري نابود شده بر جاي مانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 10:53  توسط دکتر سیف الرضا شهابی  | 

مطالب قدیمی‌تر